تبليغاتX

بسوی سوســـــیالیسم

بسوی سوســـــیالیسم

 

بحران و سوسياليسم بيمار

 

مقدمه:   

پس از آنکه مارکسیسم به یک نیروی عظیم اجتماعی تبدیل ، و از محدوده تئوری های میان کتابها ، تبدیل به تئوری انقلابات گردید ،بورژوازی مبارزه علیه این اندیشه را ، بعنوان یک روند دائمی در دستور کار خود قرار داد و از هر سو وهر فرصتی که بدست آمده برای ضربه زدن به آن استفاده کرده است . مارکسیسم در ابتدای قرن بیستم ، با وجود آنکه از همه سو مورد تعرض قرار گرفت بمثابه تئوری نوین و جدیدی به سرعت رشد کرد و چه در مبارزه با دشمنان مستقیم و رودررو ( دولت و دستگاههای سرکوب) و چه در مبارزه علیه اپورتونیسم و رویزیونیسم ، در مجموع موفق بود و حتی در کشورهای بزرگی مثل شوروی و چین رهنمون عمل پرلتاریا گردید و برهمین مبنا پرولتاریا موفق به کسب قدرت سیاسی شد. با وجود آنکه در آن جوامع  اقتصاد سرمایه داری کاملا رشد نکرد ، اما اندیشه های مارکسیستی و احزاب کمو نیست ، قادر بودند و توانستند نیروهای عظیمی از کارگران و دهقانان را در جریان مبارزه طبقاتی و در یک نبرد همه جانبه علیه سرمایه داری و فئو دالیسم به پیروزی برسانند.                                                                                                                         

در این دوران با وجود تمام افت و خیز ها و ضربات و اشتباهات ، مارکسیسم در یک سیر تکاملی چه در عرصه تئوری و چه در عرصه اجتماعی حرکت می کرد و تجربیات زیادی به دست آورد که برای همیشه جزئی ازتئوری انقلابی باقی ماند .   در هر نبردی ،در عرصه های مختلف مبارزه طبقاتی درسهای بزرگی آموخته  که عموما هم با موفقیت های عملی و کاربردی همراه بود . از آن زمان که برنشتین سنگ بنای تجدید نظر طلبی را گذاشت ، مارکسیسم در یک مبارزه و جدال دائم تئوریک با نیرو های به ظاهر داخلی و خارجی و در لباس مار کسیسم قرار گرفت ، و در هر نبرد تئوریکی یک گام بزرگ  به جلو بر داشته شد . مبارزه علیه آنارشیستها و آوانتوریستها ، که در روسیه ودیگر نقاط اروپا فعال بودند ، مبارزه علیه اکونومیستها ، مبارزه علیه رفرمیستها ، مبارزه با انحلال طلبان و بسیاری دیگر از این موارد ، همه و همه در نهایت باعث شفاف تر شدن روند مبارزه وتئوری انقلابی شدند و تجربیات کسب شده بمثابه تئوری واقعا انقلابی ، پیروزی خود را به منصه ظهور رساند ..............................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 آذر1386ساعت 12  توسط حامد سعیدی  | 

 

بحران و سوسياليسم بيمار

 

 

 فصل سوم: ديكتاتوري ودمكراسي پرولتري

 

الف - مروري بر تعاريف ديكتاتوري پرولتاريا و دمكراسي پرولتري

 

همانطور كه مي دانيم ديكتاتوري پرولتاريا ادامه روند مبارزه طبقاتي تحت حاكميت طبقه كارگر است. پس از بدست گرفتن قدرت توسط طبقه كارگر است و پس از كسب قدرت اين طبقه در دفاع از خود و در مقابل مقاومت و تهاجم بورژوازي سرنگون شده وسرمايه داري جهاني ،در موضع نبرد و دفاع قرار مي گيرد.بسيار ساده انگارانه خواهد بود كه نقش قهر را ناديده بگيريم و و در مقابل تضاد آشتي ناپذيري كه وجود دارد ،سعي در سازش و اجتناب از قهر داشته باشيم. اما مسئله بر سر ان است كه  محدوده اعمال قهر و روشهاي آن چيست و در شوروي چگونه بود؟ ضروري است مشخص گردد كه ديكتاتوري پرولتاريا فقط در مهتوا با با ديكتاتوري بورژوازي متفاوت است و يا اينكه شكل و حوضه هاي اعمال ان نيز متفاوت اند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 آذر1386ساعت 12  توسط حامد سعیدی  | 

 

جان محمود صالحی فعال سرشناس جنبش کارگری در خطر است

و رژیم سرکوبگر  جمهوری اسلامی مسئول مستقیم وضع وخیم جسمانی اوست!

  

صبح روز سه شنبه 11 دسامبر (20 اذر) محمود صالحی برای بار دوم و اینبار در حالت بیهوشی مطلق به بیمارستان توحید سنندج منتقل شده وساعت 3عصرهمین روز در بخش مغز و اعصاب بیمارستان مزبور بستری شده است.

پزشکان بیمارستان تاکید کرده اند که نباید وی را به مدت 6 تا 7 ساعت از جایش تکان داد و لازم است که به پزشک متخصص مراجعه نماید.طبق ازمایشات انجام شده، در اثر تغییرات فشار خون، رگهای مغز وی اسیب دیده و این اسیب دیدگی از رسیدن خون کافی به مغز او جلوگیری می کند و همین باعث بیهوش شدن مکرر او شده است.

حمید کوثرنیا"از زندانیان زندان مرکزی شهر سنندج در اعتراض به برخورد غیر انسانی یکی از مامورین زندان به محمود صالحی و سایر زندانیان 9 روز است که در اعتصاب غذا به سر میبرد و روز پنجشنبه 13دسامبر تعداد 22 نفر دیگر از زندانیان زندان مرکزی شهر سنندج در حمایت از خواسته های "حمید کوثرنیا" دست به اعتصاب غذا زده اند.

زندانی کردن،ترور و از بین بردن فیزیکی یکی از رهبران و فعالین کارگری و مخالفین سیاسی و حاکم کردن دیکتاتوری و احتناق سیاسی از همان روز اول سیاست مداوم این رژیم ضد ازادی انسان بوده است. حکومت اسلامی ایران نه تنها کارگران، زنان،دانشجویان و همه مردم ازادیخواه را از حق تشکل مستقل، ازادی بیان و همه ازادیهای سیاسی و اجتماعی محروم کرده است بلکه هر گونه ندای اعتراضی انها را با خشونت پلیسی ،زندان،ترور و شکنجه پاسخ داده است.

اما مبارزه گسترده طبقه کارگر،حرکت شکوهمند دانشجویان چپ و ازادیخواه به حکومت ضد کارگری جمهوری اسلامی نشان داده است که روند روبه رشد اعتراضات وسیع توده ای درایران قابل برگشت نیست و موج سرکوب و زندانی کردن فعالین کارگری و دانشجویان چپ و ازادیخواه طبقه کاگر و جنبشهای اجتماعی را مرعوب نخواهد ساخت.

مردم ازادیخواه،سازمانها و نهادهای بین المللی کارگری و انساندوست!

جان محمود صالحی فعال سرشناس جنبش کاری د رخطر است و رژیم جمهوری اسلامی مستقیما در مقابل تندرستی و مرگ تدریجی ایشان مسئول است. برای ازادی محمود صالحی و معالجه وی نزد پزشک متخصص ضروری است که در سطح گسترده رژیم جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهیم. ما همه شما طرفداران جنبش کارگری و سازماها و مجامع بین المللی کارگری و انساندوست را فرا میخوانیم که برای نجات جان محمود صالحی، که همه زندگی خود را وقف دفاع از حقوق عادلانه، مشروع ومسلم ولی پایمال شده کارگران کرده است. اقدام عاجل لازم است وبه هر طریقی که ممکن است برای معالجه فوری و ازادی بی قید و شرط این فعال کارگری میباید تلاش کرد. جان محمود صالحی در خطر است. در راه نجات او از این مرگ تدریجی تلاش و اقدام عاجل و فوری همه ما یک مسئولیت انسانی و یک همبستگی و مبارزاتی بسیار ضروری است.

محمود صالحی کارگر زندانی ازاد باید گردد!

کمیته خارج کشور حزب کمونیست ایران

15 دسامبر 2007

Of Communist party of Iran-Abroad Committee

Box 2018, 127 02 Stockholm-Sweden

www.cpiran.org E-mail: kkh@cpiran.org

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 آذر1386ساعت 3  توسط حامد سعیدی  | 

 

کمپین ازادی دانشجویان دربند را گسترش دهیم!

 

حکومت اسلامی ایران، در طول دو هفته اخیر یورش گسترده ای را بر علیه فعالین دانشجویی آزادی خواه و چپ دانشگاه های سراسر ایران آغاز کرده است. تاکنون اسامی ۲۸ تن از دانشجویان دربند دانشگاه های مختلف کشور به شرح زیر در سایت ها و وبلاگ های دانشجویی و … منتشر شده است:

۱- میلاد معینی ۲- بهرنگ زندی ۳- حامد محمدی ۴- آرش پاکزاد  ۵- حسن معارفی ۶- انوشه آزادفر ۷- ایلناز جمشیدی  ۸- مهدی گرایلو  ۹- نادراحسنی ۱۰- سعید حبیبی۱۱- بهروز کریمی زاده ۱۲- کیوان امیری الیاسی ۱۳- نسیم سلطان بیگی ۱۴- علی سالم ۱۵- محسن غمین ۱۶- روزبه صف شکن ۱۷- روزبهان امیری ۱۸- یاسر(صدرا) پیر حیاتی ۱۹- سعید آقام علی ۲۰- علی کلائی ۲۱- امیر مهرزاد ۲۲- هادی سالاری ۲۳- فرشید فرهادی آهنگران ۲۴- امیر آقایی ۲۵- میلاد عمرانی ۲۶- یونس میرحسینی ۲۷- سروش هاشم پور  ۲۸- سارا خادمی ۲۹- شوان مریخی ۳۰- رضا عرب ۳۱- پارسا کرمانجیان ۳۲- عابد توانچه ۳۳- سعید آقاخانی ۳۴- مجید اشرف نژاد ۳۵- پیمان پیران ۳۶- فرشاد دوستی پور ۳۷- سهراب کریمی ۳۸- جواد علی زاده …

در چنین شرایطی، صبح روز سه شنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۶ و برای دومین بار طی روزهای گذشته «محمود صالحی» به دلیل وضعیت نامناسب جسمی به بیمارستان توحید سنندج منتقل شده و ساعت ۳ عصر همین روز در بخش مغز و اعصاب این بیمارستان بستری شده است. محمود، به هنگام انتقال به بیمارستان توحید در بی هوشی مطلق بود و پزشکان تاکید کرده اند که نباید وی را به مدت ۶ تا ۷ ساعت از جایش تکان داد. اما با این وجود دست و پای محمود را با دستبند به پای تخت بیمارستان بسته اند. ماموران در اطراف اتاق او نگهبانی می دهند و اجازه ملاقات به خانواده او داده نمی شود. شایان ذکر است که اخیرا در جریان اذیت و آزار و ضرب و شتم زندانیان بند ۷ زندان سنندج، یکی از ماموران زندان با نام «قاسم رحمانی»، محمود صالحی را به مرگ تهدید کرده بود. یکی از خواسته های دانشجویان در تجمعاتی که برگزار می کنند تاکید بر آزادی فوری محمود صالحی است.

دانشجویان دانشگاه های سراسر ایران و خانواده آن ها با حمایت و پشتیبانی تشکل های مستقل کارگری، مردم آزادی خواه، اعتراضات وسیعی را برای آزادی فوری و بدون قید و شرط دستگیرشدگان راه انداخته اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 24 آذر1386ساعت 18  توسط حامد سعیدی  | 

اقدام متحد

کارزار پشتیبانی از دانشجویان چپ و آزادی خواه سراسر ایران

(به دفاع از دانشجویان چپ و آزادی خواه برخیزیم!)

 کارزار ازادی دانشجویان

 

جنبش دانشجویی ایران رسالت تاریخی خود را در پیشتازی مبارزه علیه دیکتاتوری و اختناق باز می یابد. تاکید جریان چپ جنبش دانشجویی، در پیوند با مبارزه طبقه کارگر و جنبش رهایی زن و سایر جنبش های پیشرو در جامعه، با برافراشتن پرچم مطالبات رادیکال، ندای آزادی و برابری و فریاد «نه به جنگ، دانشگاه پادگان نیست»،رادیکالیزه شدن این جنبش، بشارت رسالتی است که نظام سرمایه داری اسلامی ایران را به وحشت انداخته است. وحشت از پیوند و رشد جنبش های پیشرو و آزادی خواهانه سراپای حکومت اسلامی را در نوردیده  و اکنون چکمه پوشان نیروی انتظامی، امنیتی، بسیجی، سپاهی و لباس شخصی را به دانشگاه ها و خیابان ها فرستاده است تا هرگونه ندای آزادی خواهی را در نطفه خفه کنند و پیشروان سوسیالیست و برابری طلب جنبش دانشجویی را به درون زندان ها بکشانند.

 طی چند روز اخیر و در آستانه ۱۶ آذر (روز دانشجو)، مامورین سرکوبگرنظام با یورش گسترده بردانشگاه ها و منازل دانشجویان، ده ها تن از فعالین چپ و آزادی خواه جنبش دانشجویی  را دستگیر کرده اند.

 فعالانی هم چون: مهدی گرایلو، نادر احسنی، انوشه آزادبر، کیوان امیری الیاسی، بهروز کریمی زاده، ایلناز جمشیدی، عابد توانچه، فرشید فرهادی آهنگران، نسیم سلطان بیگی، اوختای حسینی، مهسا محبی، بهرنگ زندی و... چندین چهره دیگر از فعالین چپ دانشجویی توسط نیروی انتظامی و امنیتی حکومت دستگیر، و در زندان زیر شکنجه قرار گرفته اند. حکومت اسلامی ایران، برای سرکوب اعتراضات دانشجویان مبارز و عدالت خواه، حکومت نظامی اعلام نشده ای را در دانشگاه ها و اطراف این مراکز علمی برقرار کرده است.

 اما جنبش دانشجویی، یورش وحشیانه و موج سرکوب گسترده حکومت را بدون پاسخ نگذاشته است. در درون تعدادی از دانشگاه های سراسر ایران، علیه این یورش سرکوبگرانه حکومت، تجمع اعتراضی برپا شده است. سخنرانان این تجمعات در گرامی داشت ۱۶ آذر، با طرح مطالبات و خواست های خویش، به ویژه بر آزادی همه فعالین دستگیر شدگان حوادث اخیر، همچنین بر آزادی دستگیرشدگان فعالان زنان و جنبش کارگری، بار دیگر بر اتحاد و همبستگی و پیوند خود با جنبش کارگران و زنان و مردم مبارز تاکید کردند.

 حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی در ایران، کشكمش اتمی و تهدیدات آمریکا را مستمسکی برای تعرض سبعانه و سرکوب کارگران، دانشجویان، زنان و فعالان ملل تحت ستم و حرکت های اعتراضی قرار داده و جامعه ایران را برای مردم آزادی خواه به یک جهنم سوزانی تبدیل کرده است. ندای آزادی خواهانه دانشجویان مبارز با سرکوب وحشیانه پلیس مواجه شده و فعالین آن به زندان کشیده اند. کارگران ایران نه تنها از حق تشکل مستقل و اعتصابات  و اجتماعات اعتراضی محروم هستند، بلکه حتی دستمزد ناچیز آن ها با تاخیر چند ماهه نیز پرداخت نمی شود. ده ها تن از فعالین کارگری، پشت میله های زندان قرار دارند. آپارتاید جنسی، جمعیت میلیونی زنان ایران را از هر گونه حقوق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی محروم کرده است. هزاران کودک در ایران، بدون سرپرست در خیابان ها سرکردانند و در سنین ابتدائی زندگی شان دچار آسیب ها و بیماری های سخت روحی و جسمی می شوند. صدها هزار کودک کار به دلیل فقر و نداری والدین شان از تحصیل محروم مانده و اجبارا به کارهای سخت و مضر روی آورده اند. کارگران و مهاجرین افغانی، علیرغم میل خود به میان جنگ و ویرانی افغانستان کوچ داده می شوند و...

 

در چنین شرایطی، جنبش دانشجویی، نسبت به این همه مسایل و مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بی تفاوت نبوده و عکس العمل شایسته سیاسی و اجتماعی خود را در مقابل این همه وحشی گری های حکومت اسلامی نشان داده است.

 مردم آزادی خواه، سازمان ها وتشکل های چپ و دمکراتیک و کارگری!

 ما سازمان ها و احزاب آزادی خواه، چپ، انسان دوست و کمونیست، نهادها و کانون های دمکراتیک و همچنین فعالین منفرد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایرانی در خارج از کشور، بر این باوریم که نظام فاشیستی حاکم در ایران نمی تواند، خواسته های آزادی خواهانه نیروهای درگیر در مبارزه طبقاتی را به اجراء در آورد. ما بر این باوریم که تنها با سرنگونی آگاهانه این نظم توسط جنبش های اجتماعی و مردم محروم و آزادی خواه ایران است که این خواسته ها جامعه عمل خواهد پوشید.

 زندانی کردن فعالین برابری طلب، آزادی خواه و سوسیالیست جنبش دانشجویی، تنها بخشی از یورش افسارگسیخته حکومت اسلامی در به اسارت کشیدن و زیرپا گذاشتن حقوق اولیه کارگران، زنان و مردم آزادی خواه و تحت ستم ایران است. بگذارید در یک اقدام گسترده و مشترک همه نیروهای آزادی خواه ایران در خارج کشور با هدف افشای جنایات حکومت اسلامی و با هدف جلب و حمایت پشتیبانی بین المللی، بانگ رسای مبارزه بر حق دانشجویان، مطالبات کارگران، زنان و مردم آزادی خواه ایران را بار دیگر به گوش جهانیان برسانیم؛ و نهادهای بین المللی مدافع حقوق کارگری، سازمان های مترقی و انسان دوست، سازمان ها و احزاب چپ، کانون های نویسندگان و روزنامه نگاران، تشکل های دانشجویی، اساتید آزادی خواه دانشگاه ها و... را فرا بخوانیم که سیاست غیرانسانی حکومت اسلامی را محکوم کنند و هم صدا با ما، خواست های زیر را بر این حکومت تحمیل نماییم:

1- سیاست سرکوبگرانه جمهوری اسلامی در قبال جنبش دانشجویی را قاطعانه محکوم می کنیم؛

2- آزادی بدون قید و شرط همه فعالین جنبش دانشجویی دستگیر شده در روزهای اخیر؛

3- ممنوعیت ورود نیروهای امنیتی به دانشگاه ها و پایان دادن به تعقیب و آزار و اذیت فعالین و رهبران دانشجویی؛

4- بر چیدن کمیته های انضباطی و پایان دادن به احضار دانشجویان به این کمیته ها، بازگشت به تحصیل کلیه دانشجویانی که تاکنون اخراج و محروم از تحصیل شده اند؛

5- برسمیت شناختن آزادی بیان و تشکل مستقل برای کارگران، دانشجویان، زنان، نویسندگان و...؛

6- آزادی بدون قید و شرط محمود صالحی، منصور اسانلو، ابراهیم مددی و ... و فعالین جنبش رهایی زن و همه زندانیان سیاسی.

***

لیست امضای سازمان ها و احزاب، کانون ها و نهادها، رسانه ها و افراد

 

 

" لیست سوم اضافه شد "

 

 از وبلاک «اقدام متحد» دیدن کنید: http://eghdamemotahed.blogfa.com

 

..........اضافه شدن به لیست را درادامه مطلب میتونید ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 14  توسط حامد سعیدی  | 

 

 

 

 

بیانیه جبهه متحد دانشجویان چپ درمورد بازداشت های اخیر

 

نخست براي گرفتن كمونيستها آمدند
من هيچ نگفتم.
زيرا من كمونيست نبودم.
بعد براي گرفتن كارگرها و اعضاي سنديكاها آمدند.
من هيچ نگفتم.
سپس براي گرفتن كاتوليكها آمدند
من باز هيچ نگفنم.
زيرا من پروتستان بودم.
سرانجام براي گرفتن من آمدند
ديگر كسي براي حرف زدن باقي نمانده بود.
برتولت برشت


رفقا و دوستان!
رژيم سرمايه داري اسلاميِ ايران در آستانه ي روز دانشجو اقدام به ربودن و بازداشت ده ها تن از دانشجويان سوسياليست نموده است. چه عجب، كه، تاريخ سي ساله ی حاكميتش سرشار از اينگونه اقدامات سركوبگرانه بوده است. انتظار پايبندي به كمترين اصول انساني از جانب چنين حكومتي كه با افتخار بر طبل ارتجاع كوفته و مي كوبد كاملاٌ بي جاست. بنگريد! هر روز كه مي گذرد تئوري هاي اصلاح طلبانه و مماشات گر در برابر آفتاب حقيقت عيني جامعه بيشتر رنگ مي بازند. كه، اگر تئوري ها نخواهند يا نتوانند جهان را تغيير دهند، واقعيت پوياي جهان آنها را در هم شكسته و به تغيير و تحقير وا خواهد داشت!
 

رفقا و دوستان!
روزهاي سياهي در پيش است. در آستانه ي تكرار چند باره ي آسيبي اساسي بر جبهه ي نيروهاي چپ در ايران قرار گرفتيم! تراژدي و كمدي! در اين سوي ميدان جدال، ارتجاع و قدرت امپرياليستي و در ديگر سو، گروه هاي پراكنده ي جبهه خلق، گرفتار تفسير و تكفير يكديگر. تروتسكي مي گويد براي شكست فاشيسم با شيطان هم بايد متحد شد. ما نيز در اين زمان حساس تمامي رزمندگان جبهه ي خلق را به اتحاد يكپارچه بر عليه دشمنانِ خود فرا مي خوانيم. فارغ از تمامي اختلافات انكار نشده ي تاكتيكي و فارغ از تمامِ كدورت هاي شخصي. كه، اگر نه ديري نخواهد پاييد تا تصوير باژگونه ي سرهاي بريده ي خود را ، يكي يكي، بر صيقل گيوتينِ دشمنان خلق خواهيم ديد.
ياد آوري مي كنيم تحليل نادرست كمينترن از شرايط دهه 1920 كه سوسيال دموكراسي و فاشيسم را دو روي يك سكه مي دانست و بازخواني مي نماييم عملكرد سوسيال دموكرات ها را كه از ترس بلشويسم، چرخ ماشين ويرانگر فاشيسم را به حركت در آورده و همه ي گروه هاي جبهه ي خلق و خودشان را نيز قرباني ساختند.
رفقا!
اكنون زمان اتحاد و عمل مشترك عليه ارتجاع و امپرياليسم است.
ما خواستار آزادي فوري رفقاي محبوسمان و تمامي زندانيان سياسي هستيم.
ما خواستار تشكل هاي آزاد دانشجويي، كارگري و ... مي باشيم.
ما خواستار رفع هرگونه ستم و تبعيض برعليه تمامي ملت ها، اقوام، زنان، اقليت هاي جنسي و مذهبي هستيم.
دست هاي آلوده ي ارتجاع و امپرياليسم كوتاه!
برقرار باد سوسياليسم 

جبهه متحد دانشجويان چپ

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 آذر1386ساعت 20  توسط حامد سعیدی  | 

 

بیانیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

بمناسبت برگزاری  مراسم 16 آذر

 

 

 

 

 

 

علیرغم موج سازمان یافته سرکوب نهادهای امنیتی و اطلاعاتی رژیم جمهوری اسلامی و دستگیرکردن تعداد زیادی از فعالین دانشجویی چپ و تحت تعقیب قرار دادن تعدادی دیگر از آنها به منظور جلوگیری از برگزاری مراسم روز دانشجو،  مراسم دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به مناسبت 16 آذر - روز دانشجو- در ظهر روز سه شنبه 13 آذرماه 1386 در مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران با شعارهای "نه به جنگ !" ، "دانشگاه پادگان نیست " و " آزادی دانشجویان زندانی "  با موفقیت برگزار گردید. فراخوانهای متعدد برگزاری مراسم از سوی جریانات دانشجویی چپ در دانشگاههای شهرستانها (شیراز،مشهد،تبریز و ... ) و بیانیه های حمایت آنها از دانشجویان آزادیخواه و برابر طلب دانشگاههای تهران و دستگیر شدگان مراسم روز 13 آذر نیز منتشرگردید.

دانشجویان چپ ، آزادیخواه و برابری طلب امسال نیز همچون چند سال اخیر بار دیگر نشان دادند که با برافراشتن و مطرح ساختن مطالبات رادیکال در سطح جامعه و پافشاری بر اتحاد استراتژیک با جنبش کارگری و سایر جنبشهای پیشرو اجتماعی (جنبش زنان و جنبش انقلابی کردستان) ، قصد دارند تا سنت نوین و متمایزی را درجنبش دانشجویی ایران بنیان گذارند. باید دست آنها را از راه دور فشرد و به آنها به خاطر برگزاری موفقیت آمیز مراسم روز دانشجو با طرح شعارها و مطالبات رادیکال و ترقی خواهانه  در این شرایط  دشوار و اختناق پلیسی  تبریک گفت.

همانطور که ما در بیانیه دیگری تاکید کردیم ، یورش سازمان یافته و همه جانبه نهادهای امنیتی و اطلاعاتی رژیم  به فعالین دانشجویی چپ و به محاصره در آوردن محیط دانشگاه به منظور مرعوب کردن جنبش دانشجویی و ممانعت از برگزاری مراسم 16 آذر توسط فعالین چپ در دانشگاه صورت گرفت . اما نکته مهم دیگر که باید مورد توجه قرار گیرد این است که داغ ننگ مسئولیت سرکوب و دستگیری تهدید فعالین چپ جنبش دانشجویی علاوه براین نهادها برپیشانی تمامی آن گرایشهای دست راستی و بورژوایی و لیبرالی ای نقش می بندد که در روزها و ماههای اخیر یک صدا مراکز امنیتی رژیم را به سرکوب و قلع و قمع کامل فعالین دانشجویی چپ در دانشگاههای ایران  تحریض و تشویق می کردند و به "بستر سازی" برای اینچنین برخوردهایی مشغول بودند : از پاسدار- "روشنفکر"های دوم خردادی گرفته تا "نو اندیشان" دینی وابسته به "نهضت آزادی" و نیروهای ملی- مذهبی ، از "دموکراسی" خواهان دارای سابقه دست داشتن در کشتارهای دهه 60 و لیبرال دموکراتهای با پیشینه فرماندهی سپاه پاسداران تا  انجمنهای اسلامی و "دفتر تحکیم وحدت " - که پتانسیلهای و "استعداد"های نهفته ضد کمونیستی اش را به تدریج همانند سالهای آغازین پس از انقلاب 57  و دوران "انقلاب فرهنگی " آشکار می سازد -  همه و همه از روزی که "شبح لنینیسم" را بر آسمان دانشگاه و جنبش دانشجویی رصد کردند ، از یکسو وقیحانه فعالین دانشجویی چپ را به "همراهی عملی" و "تطابق گفتمانی "  با رژیم جمهوری اسلامی   متهم می کردند و فعالین دانشجویی چپ را به خاطر "دستگیر نشدن "  در مظان اتهام قرار می دادند و از سوی دیگر به طرق آشکار و پنهان چراغ سبزها و پیامهای  گوناگونی را از طریق رسانه هایشان به سمت نهادهای امنیتی با هدف برانگیختنشان به سرکوب جریان چپ دانشجویی ارسال می نمودند.

 آنها بدین طریق عملا اثبات کردند که برقراری هژمونی لیبرالیسم بر جنبشهای اجتماعی امروز ایران جز با یاری و همکاری موثر مراکز امنیتی جمهوری اسلامی و پشتيباني عملي رسانه های جمعی طرفدار غرب ممکن نیست. آنها امروز این سیاست خود را از طریق بایکوت خبری دستگیری بیش از 30 تن از دانشجویان چپ در تهران و شهرستانها پیگیری می کنند. این شکل از جهت گیریهای این نیروها ،  بیش از هرچیز پوشالی بودن راهبرد و الگوی "دموکراسی " مورد نظر اینان و " دموکراسی خواهی " مورد ادعایشان و " حق آزادی همه احزاب و گروهها " که گویا قرار است در این سیستم " به همگان اعطا شود " را به ما گوشزد می کند. آنان که حضور یک جریان دانشجویی با دامنه تاثیر گذاری مشخص را آن هم در شرایطی که خود زمام قدرت را هم در دست ندارند، بر نمی تابند و با تمام نیرو در کنار حاکمیت و دستگاههای سرکوبگرش در مقابل آن سنگر می گیرند و برای امحاء آن لحظه شماری می کنند ، چگونه قرار است در سیستم "دموکراتیک" مورد نظرشان "حق آزادی تشکل و بیان و اعتراض " احزاب و گروههای سراسری چپ و کمونیستی و تشکلهای توده ای کارگری و دانشجویی و ... را محترم شمارند ؟ اینان البته شاید به خوبی و درستی دریافته اند که جریان چپ در جنبش دانشجویی تازه نوک کوه یخ جنبش کمونیستی و کارگری ایران است و پیشبرد مطالبات دموکراتیک راستین مطرح در جامعه ایران جز از طریق پیشروی این جنبش میسر نخواهد بود . برگزاری موفقیت آمیز مراسم 16 آذردر روز سه شنبه توسط دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب ، برای همه این جریانات نیز حاوی درسها و پیامهای فراوانی است .

به هرحال آن چنان که تاریخ به ما نشان می دهد ، جنبش دانشجویی ایران بمثابه جنبش پیشتاز اجتماعی در تاریخ معاصر این کشور ، یکی ازکانونهای اصلی مبارزات آزادیخواهانه و برابری طلبانه  مردم ایران به شکل عام و یکی از  بسترهای اصل رشد سیاسی و نظری جنبش چپ ایران به شکل خاص بوده است . جریان چپ و کمونیستی با  مبارزات و جانفشانیهای  خویش ، سنت نیرومند و پرافتخاری را در نیم قرن اخیر در جنبش دانشجویی ایران پایه ریزی کرده است که به راحتی قابل نابود کردن یا نادیده گرفتن نیست . چهره های سرشناس چپ و کمونیست ایران نظیرفواد مصطفی سلطانی ، بیژن جزنی ، مسعود احمدزاده ، محمد حسین کریمی، جعفر شفیعی ، حمید اشرف ، صديق كمانگرو دهها نام دیگر همه از دانشگاههای ایران سر بر آوردند. سازمانهای چپ رادیکال همگی در دوره ای در بستر جنبش و جریانهای دانشجویی تولد و رشد یا فتند. به طور مشخص و به عنوان مثال شکل گیری سازمان کردستان حزب ما (کومله) در مرحله آغازین فعالیت خود مرهون فعالیت محافل دانشجویی چپ در دانشگاههای تهران و تبریز بود. در جریان انقلاب بهمن 57 و سالهای نخست پس از آن نیز دانشگاه به یکی از مراکز و سنگرهای نیروهای چپ و کمونیست بدل گردید و رژیم حمهوری اسلامی با ابزار انجمنهای اسلامی و دفتر تحکیم وحدت کوشید با به راه انداختن "انقلاب فرهنگی " و کشتار و زندانی کردن دانشجویان چپ محیط دانشگاه را از افکار و جریانهای چپ و کمونیستی پاک سازد.

اتفاقاتی نظیر مراسم برگزار شده در روز 13 آذر و تحولات چند ساله اخیر جنبش دانشجویی و پاگرفتن مجدد یک جریان وسیع چپ در دانشگاههای ایران نشان می دهد که نیرو و توان حرکتی  که از یک سنت پنجاه و چند ساله و پرافتخار در جنبش دانشجویی نیرو می گیرد ، به آسانی قابل حذف و نابود کردن و نادیده گرفتن نیست لذا هم رژیم جمهوری اسلامی تا کنون  در دستیابی به اهداف خود با شکست مواجه شده است و هم خواب و خیالهای جریانهای دست راستی و بورژوایی سیاست ایران برای این جنبش ، تعبیرنشده و نخواهد شد. جریان چپ در جنبش دانشجویی ایران همانطور که در سالهای گذشته عمل نموده باید در حد توانایی خود هم با امواج سرکوب و تعرض جمهوری اسلامی مقابله نموده و هم  تحرکات و امواج جدید لیبرالیستی ، بورژوایی و رفرمیستی را در به انحراف کشاندن مطالبات آزادیخواهانه و برابری طلبانه  جنبشهای اجتماعی ایران عقیم و بی اثر نماید و این البته ، مسیر پرپیچ و خم و دشواری است .

در پایان ضمن تبریک مجدد روز دانشجو به عموم دانشجویان ایران خصوصا دانشجویان چپ و آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای تهران و سراسر ایران بمناسبت  برگزاری مراسمهای گوناگون و مستقل ، دستگیری فعالین چپ جنبش دانشجویی را بار دیگر شدیدا محکوم نموده و از همه نهادهای مدافع حقوق بشر و آزادیخواه در سراسر جهان می خواهیم که دستگیری این فعالین را محکوم کنند و خواهان آزادی بدون قید شرط آنان باشند.

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

16 آذر 1386

7 دسامبر 2007

+ نوشته شده در  جمعه 16 آذر1386ساعت 13  توسط حامد سعیدی  | 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست دانشکده فنی باهنر

شیراز به مناسبت 16 اذر 1386

 

 

 

 

 

 

خبرهای موجود حاکی از ان است که حاکمان سرمایه به دستگیری دانشجویان چپ و سوسیالیست ادامه داده و خواهان سرکوب جنبش های اجتماعی موجودهستند. جنبش  دانشجویی نمونه بارز ان میباشد که چندین سال است از زیر هژمونی جریانات لیبرال و نهادهای حکومتی بیرون امده و در صدد به پیش بردن مبارزه سوسالیستی و همبستگی و اتحاد خود با سایر جنبشهای اجتماعی (جنبش کارگری و جنبش رهای زنان) را سر داده اند و عملا بسوی پایان دادن به این وضع و شرایط موجود را در دستور کار خود قرار داده اند . دانشجویان دانشگاهها با شعارهای رادیکال خود نظم موجود را به نقد کشیده و خواهان پایان دادن به ان هستند و نمونه ان ۱۶ اذر۱۳۸۵  ( ازادی برابری،زندانیان سیاسی ازاد باید گردد،ازادی دانشجویان در زندان،و...) میباشد.جریان سوسیالیستی از همه لحاظ جریانات لیبرالی و راست درون جنبشها را به نقد کشیده و ماهیت واقعی انها را افشا میکنند.و این جنبشها عملا به دو قطب اصلی در جامعه (سوسیالیسم ،سرمایداری ) تبدیل شده است.

 امسال هم سران حکومت برای جلوگیری از مبارزه این جنبش دست به سرکوب و دستگیری دانشجویان چپ وسوسیالیست زده که مبادا دوباره  همبستگی و توان خود را به حاکمان سرمایه نشان بدهند . ولی غافل از ان که دانشجویان ساکت نخواهند نشست و عملکرد حکومت را محکوم و مبارزه پرشور خود را ادامه خواهیم داد و تا رسیدن به هدفمان که همان  ازدی و برابری واقعی که همه انسانها بتوانند زندگی انسانی را به  سر ببرند نخواهیم نشست و مبارزه خود را ادامه خواهیم داد. همانطور که میدانیم  قبل از 11شهریور (1 مه روز جهانی کارگر) محمود صالحی را دستگیر و به زندان سنندج بردند (که تاکنون نیز در زندان به سر میبرد) که شاید بتوانند جلو مراسم اول ماه مه را بگیرند. اما" 1مه " را کارگرن زنان و جوانان پرشورتر از هر سال مراسم خود را برگزار کردند  و خواسته و مطالبات خود را به شیوای رادیکال بیان کرده  که یکی از انها ازادی محمود صالحی بود. سران حکومتی فضای جامعه را جنگی تا تحت این شرایط  جنبشهای اجتماعی را سرکوب کنند و موجودیت خود را کمی بیشتر تثبیت و ادامه دهد. در ان سوی دیگر جریانات لیبرال (با همه گرایشاتش) از این فضا به عنوان مقابله با جنگ و دفاع از اشتی و صلح د رصدد به بیراهه بردن مبارزه رادیکال جنبشهای حاضر در صحنه مبارزه و به سر کار امدن و نیرو گرفتن دوباره خود هستند و ما این جریانات را علیه این جنبشهای رادیکالمیدانیم و خواستار افشا و ماهیت انها هستیم  و این جنبشها تنها و تنها برای دوباره سرکار امدن و حاکم شدن بر جامعه و برقراری استبداد دوباره خود هستند .

پس ما در برابر سرکوب و دستگیری رفقای خود ساکت نخواهیم نشست و این عملکرد غیر انسانی و جنایتکارانه را محکوم و خواهان ازادی هرچه زودتر رفقای خود و رفقای دیگر در بند و همه زندانیان سیاسی که فقط به خاطر مبارزه برای حقوق خود به زندان افتاده اند را خواستاریم . و ۱۶ اذر را باشکوهتر از هر سالی برگزار و خواست و مطالبات خود را بیان و خواستار تحقق ان خواهیم بود.

۱-دانشگاه پادگان نیست ،محکوم کردن دستگیری دانشجویان دستگیر شده وخواهان ازادی هر چه سریعتر دانشجویان زندانی

۲-لغو و پایان دادن به سرکوب جنبشهای اجتماعی

۳-پایان دادن به فضای جنگی در میان مردم و محکوم کردن دخالت خارجی و پایان دادن به استبداد داخلی  و با شعار نه به جنگ و خفقان به میدان میاییم.

۴-جنبش دانشجویی متحد جنبش کارگری و جنبش رهای زنان و خواستار ازادی سریع فعالین کارگری(محمود صالحی و منصور اسانلو  ابراهیم مددی و....فعالین جنبش رهای زنان)هستیم .

۵- تشکل مستقل کارگری و دانشجوی و زنان خواست همه ماست.

6-اتحاد جنبشهای رادیکال اجتماعی با طبقه کارگر حول یک الترناتیو سوسیالیستی و انسانی که در ان هر کس به اندازه توان و به هر کس به میزان نیاز از تولیدات اجتماعی  بهرمند شوند .

 

زنده باد ازادی و برابری

زنده باد سوسیالیسم

 

۱۲ اذر ۱۳۸۶

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 آذر1386ساعت 17  توسط حامد سعیدی  | 

 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

 

در مورد دستگیری فعالین جنبش دانشجویی

 

در آستانه 16 آذر و در حالی که فعالین و پیشروان چپ و آزادیخواه جنبش دانشجویی در تدارک برگزاری مراسمی به این مناسبت در روز 13 آذر بودند، وزارت اطلاعات رژیم جمهوری اسلامی و نیروهای امنیتی وابسته به آن در ادامه فشارها و تهدیدات خود و سراسیمه از اقدام دانشجویان برای برگزاری این مراسم، بطور سازمان یافته اقدام به دستگیری فعالین دانشجویی کرده اند.

نیروهای سرکوبگر رژیم در بعد از ظهر روز یکشنبه 11 آذر  مهدی گرایلو، بهروز کریمی زاده، انوشه آزادفر، الناز جمشیدی و احسان آزادفر از فعالین جنبش دانشجویی را دستگیر کرده اند. نیروهای امنیتی بدنبال هجوم و تفتیش منازل دانشجویان دستگیر شده بخشی از وسائل شخصی آنها را بعنوان سند و مدرک به غارت برده اند. نیروهای امنیتی همزمان  دانشگاه تهران را به محاصره خود در آوردند تا شماری دیگر از فعالین جنبش دانشجویی را به دام بیندازند. اداره اطلاعات همچنین جمعی از دانشجویان را احضار کرده است.

تردیدی نیست که یورش سازمانیافته به منازل فعالین جنبش دانشجویی و به محاصره در آوردن محیط دانشگاه برای شکار و بدام انداختن دیگر فعالین این جنبش تلاشی است بمنظور مرعوب کردن جنبش دانشجویی و ممانعت از برگزاری مراسم 16 آذر.

اگر دانشجویان در جبهه آزادی و سوسیالیسم می خواهند با برگزاری مراسم 16 آذر یاد جانفشانی مبارزین راه آزادی و مبارزه علیه رژیم کودتای پهلوی و سنت های انقلابی و پیشرو در جنبش دانشجویی را گرامی بدارند، جمهوری اسلامی در مقابله و رودرروئی با جبهه آزادیخواهی قصد دارد تمام ظرفیت های سرکوبگرانه خود را برای خفه کردن هر ندای آزادیخواهانه بنمایش بگذارد.

فعالین و رهبران جنبش دانشجویی باید متحدانه و سازمانیافته و همدوش با فعالین جنبش کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی برای به عقب راندن این سیاست سرکوب و ارعاب آشکار رژیم تلاش کنند و رژیم را از دستیابی به اهداف خود ناکام گذارند.

حزب کمونیست ایران ضمن محکوم کردن دستگیری فعالین جنبش دانشجویی از همه تشکل ها و نهادهای کارگری و دمکراتیک در داخل کشور، و از همه سازمانها و نهادهای مدافع حقوق بشر و آزادیخواه در سراسر جهان می خواهد که سیاست سرکوبگرانه رژیم جمهوری اسلامی در قبال جنبش دانشجویی و دستگیری فعالین این جنبش را محکوم کنند و خواهان آزادی بدون قید و شرط آنان شوند.

حزب کمونیست از همه سازمانها و نهادهای سیاسی، و فعالین مدافع جنبش های اجتماعی و آزادیخواهانه ایران در خارج از کشور می خواهد که دست در دست هم کمپین گسترده ای را علیه سیاست سرکوبگرانه جمهوری اسلامی و برای آزادی فعالین جنبش دانشجویی پیش ببرند.

 

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

 

12 آذر 1386

3 دسامبر 2007

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 آذر1386ساعت 19  توسط حامد سعیدی  | 

بیانیه دانشجویان آزادی خواه وبرابر طلب دانشگاه آزاد سنندج

 

در خصوص دستگیری های اخیر در دانشگاه تهران

 

درشرایط سیاسی اجتماعی جامعه ی امروز، ما شاهد وجودفضای خفقان، سرکوب ودستگیری های متعدد فعالین سیاسی، اجتماعی و دانشجویی هستیم. دانشگاه این سنگر دفاع از آزادی وبرابری نیز از این قاعده مستثنی نبوده وبه دلیل داشتن ماهیت رادیکال و پیشرو بودن این قشرنخبه در تمامی زمینه ها برای احقاق حقوق از دست رفته ی مردم هر سال تعداد زیادی از این فعالین دانشجویی دستگیروروانه ی زندان می شوند.ما اعلام میکنیم که دانشگاه پادگان نیست وایجاد فضای رعب وحشت وسرکوب دردانشگاه ودستگیری فعالین دانشجویی عملی شنیع وکاملا غیر انسانی است.دانشجویانی که دلیل دستگیریشان تنها بیان خواستها ومطالبات برحق دانشجویی وخواستار آزادی وبرابری در جامعه استبداد زده امروز بوده اند.هر سال دانشجویان قربانی خشونت طلبی ورفتار متوحشانه حاکمان مسئولان نا کارآمد بوده است.

اما هر بار دانشجویان مطالبات وخواسته های خود را برای تغییروضع موجود با تمامی روابط ومناسبات وارونه اش ،با فریاد رساتر تکرار کرده اند وهیچ ترس وواهمه ای از سیستم سرکوب نداشته وتسلیم قدر قدرتی وزورگویی مستبدان نگشته اند.سند این ادعا را می توان در اعتراضات دانشجویان در 16 آذر ،1 مه و 8مارس ها مشاهده کرد.

دستگیری، محروم کردن و چند ستاره کردن دانشجویان وفعالین دانشجویی با روی کارآمدن دولت مهرورز !!!!!احمدی نژاد روزبه روز بیشتر گشته واین روند بار دیگر در دانشگاه تهران با دستگیری 4 نفر ازمبارزین و فعالین دانشجویی به نام های مهدی گرایلو،انوشه آزاد بر،احسان آزاد بر وویکتوریا جمشیدی توسط نیروهای امنیتی ادامه داشته است.ما دانشجویان آزادی خواه وبرابری طلب دانشگاه آزاد سنندج این دستگیری ها را محکوم وخواستار آزادی فوری و بی قید وشرط این فعالین دانشجویی هستیم.

 

زنده باد آزادی وبرابری

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 آذر1386ساعت 18  توسط حامد سعیدی  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

 

بمناسبت 16 آذر (1386)

 

جنبش دانشجویی ایران با گذشت بیش از نیم قرن از واقعه 16 آذر 1332 این نماد مبارزه و جانفشانی در راه آزادی و علیه دیکتاتوری لجام گسیخته رژیم کودتای پهلوی  همچنان مانند دژی محکم و استوار در مقابل دیکتاتوری جمهوری سرمایه اسلامی ایستاده است.

دانشگاه های ایران در بیش از نیم قرن گذشته یکی از کانون های مبارزه آزادیخواهانه مردم ایران بوده اند.  جنبش دانشجویی تحت حاکمیت اختناق سلطنتی در دهه های 40 و 50 به یکی از مراکز و بسترهای اصلی رشد سیاسی و فکری جنبش چپ ایران تبدیل شد. چهره های سرشناس کمونیست ایران و سازمانهای چپ رادیکال همه از دانشگاه های ایران سر بر آوردند. در جریان انقلاب بهمن 57 دانشگاه به یکی از مراکز و سنگرهای فعالیت نیروهای چپ و آزادیخواه تبدیل شد و دانشجویان برای کاشتن بذر اتحاد و همبستگی با جنبش کارگری دسته دسته روانه کارخانه ها و مراکز تولیدی می شدند.

رژیم جمهوری اسلامی با آگاهی بر پیشینه تاریخی جنبش دانشجویی،  بعد از انقلاب بهمن 57 با سازمان دادن و براه انداختن  انقلاب خونین فرهنگی هزاران تن از دانشجویان چپ و آزادیخواه و کمونیست را روانه شکنجه گاه و به مقابل جوخه اعدام فرستاد تا زیر تازیانه وحشت جنبش دانشجویی را درهم کوبد و برای همیشه محیط دانشگاه را از افکار چپ و سوسیالیستی دور کند. اما تغییر و تحولات سالهای اخیر در جنبش دانشجویی بیانگر این واقعیت امید بخش است که جمهوری اسلامی در دستیابی به اهداف خود با شکست روبرو شده است.

حرکت و جریان کمونیستی در درون دانشگاه ها این بار با صلابت و شفافیت بیشتری برای مبارزه با رژیم هار جمهوری اسلامی از یک سو و از سوی دیگر برای مقابله با  لیبرالیسم بورژوایی ایران در اشکال مختلف آن که خود بازتاب عینی شرایط مبارزه طبقاتی در جامعه است پا به میدان نبرد گذاشت. گرایش سوسیالیستی در این دوره تلاش کرد تا جنبش دانشجویی را از زیر نفوذ انجمنهای اسلامی طرفدار جبهه مشارکت و اصلاح طلبان حکومتی که استراتژی اصلاح رژیم را زیر لوای دمکراسی خواهی عرضه می کردند، و طیف تحکیم وحدتی هایی که به لیبرالیسم سکولار و انقلاب مخملی تمایل پیدا کرده بودند، بیرون بکشد، و ماهیت واقعی آن دسته از لیبرال هایی را که برای خزیدن به قدرت به دخالت و حمله امریکا امید بسته بودند را برملا کند.

گرایش سوسیالیستی در جنبش دانشجویی ایران در چند سال اخیر با دفاع از خواستها و مبارزات طبقه کارگر و برا افراشتن پرچم مطالبات رادیکال و تاکید و پافشاری بر استراتژی اتحاد با جنبش کارگری و دیگر جنبش های پایدار اجتماعی و تلاش گسترده برای ایجاد پیوند و همبستگی با فعالین و رهبران عملی دیگر جنبش ها، فصل نوینی در تاریخ این دوره از حیات و پیشروی خود گشود.

جنبش دانشجویی در ادامه این روند و در شرایطی که جدال و کشمکش رژیم جمهوری اسلامی با امریکا و دیگر قدرتهای غربی بر سر برنامه هسته ای رژیم مردم ایران را در خوف و هراس تهدیدات جنگی و تشدید محاصره اقتصادی قرار داده است، باید با شعار نه به جنگ بار دیگر در روز 16 آذر بانگ رسای سوسیالیسم و بشریت عدالتخواه علیه سیاستهای ضد انسانی و ارتجاعی هر دو طرف این نزاع و کشمکش رابه گوش جهانیان برساند.

جنبش دانشجویی در شرایط سیاسی کنونی باید تلاشهای چهره ها و شخصیت های ملی مذهبی در صفوف اپوزیسیون قانونی و غیر قانونی که از حمایت جمهوری خواهان و لیبرالیسم بورژوایی ایران برخوردار هستند و می خواهند تحت لوای پروژه ایجاد "شورای ملی صلح" و با علم کردن شعار صلح و حقوق بشر  استراتژی بقا و اصلاح رژیم را پیش ببرند و دوم خردادی دیگر را بازسازی کنند  بر ملا کند.

در حالی که منازعه بر سر بحران اتمی میان ارتجاع جمهوری اسلامی و دولت امریکا به درازا کشیده است نباید گذاشت که ملی مذهبی های قانونی و غیر قانونی و نهضت آزادی ها و لیبرالیسم بورژوائی ایران، خستگی و نفرت و انزجار مردم ایران علیه جنگ و محاصره اقتصادی، و صلح خواهی این مردم ستمدیده را به نیروی ذخیره استراتژی سیاسی خود برای نجات رژیم جمهوری اسلامی تبدیل کنند.

مبارزه برای صلح واقعی و تأمین حقوق پایه ای مردم جدا از تشدید مبارزه و سازمان یابی جنبش های اجتماعی برای سرنگونی جمهوری اسلامی و پایان دادن به عمر نظام سرمایه داری نیست. نباید گذاشت که لیبرالیسم بورژوائی ایران با خزیدن به شکاف های درون حاکمیت جمهوری اسلامی در قالب صلح خواهی و دفاع از حقوق بشر نسخه جمهوری اسلامی اصلاح شده و مقبول امریکا و دولتهای غربی را بعنوان راه نجات از کابوس جنگ و تشدید محاصره اقتصادی به مردم ایران عرضه کند.

جنبش دانشجویی که همدوش جنبش کارگری، جنبش زنان و جنبش انقلابی کردستان با جانفشانی، مقاومت و واقع بینی امواج سرکوب های جمهوری اسلامی و تعرض به جنبش های اجتماعی را با شکست روبرو ساختند و نگذاشتند که این رژیم با وحشیگری های خود فضای رعب و وحشت را بر جامعه حاکم کند، باید با بر ملا کردن ماهیت واقعی تحرکات و موج جدید تلاش لیبرالیسم بورژوایی برای به انحراف کشاندن جنبش آزادیخواهانه مردم ایران، این تلاشها را نیز عقیم بگذارند.

 

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

10 آذر 1386

1 دسامبر 2007

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 آذر1386ساعت 10  توسط حامد سعیدی  | 

بیانیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب به مناسب

 16 آذر 1386

 

دانشگاه پادگان نیست !

1- رویارویی با سیاست بسط و تشدید سرکوب سراسری جامعه هم اینک پیش شرط بقا و تداوم حرکت هر جنبش مترقی اجتماعی – اعم از جنبش کارگری ، دانشجویی ، زنان و جوانان آزادی خواه - است . به نظر می رسد که این سیاست ، همچون ضرورت حفظ حیات سیاسی مجریان آن در ارعاب فعالین اجتماعی و عقب راندن جنبشهای پیشتاز جامعه مؤثر واقع شده است . در پس این پیروزی گذرا اما حقیقت دیگری مستتر است و آن انسداد مسیرهایی ست که دستگاه سیاسی کنونی ایران تا پیش از این با حرکت بر روی آنها بازتولید قدرت خود را تضمین می نمود . صعود شاخص سرکوب سیاسی و اجتماعی حاکمیت به ترازمشابه رژیمهای کودتاچی و شبه فاشیستی تاریخ ، نشانه ی پایان دورانی ست که هیئت حاکمه ی ایران امر نارضایتی های عمیق اجتماعی را با نسخه های از اعتبار ساقط شده ای چون « تخدیر ایدئولوژیک توده ها » و یا « تعبیه سوپاپ اطمینان اصلاحات » مهار می کرد.
2- فضایی از این دست ، زد و خوردهای داخل حاکمیت را به سمت عروج فرصت طلبانه ی جناح به اصطلاح منتقد دولت هدایت می کند . این جریان با تلاش برای اختفای کارنامه سی ساله ی خود در خلق جامعه ای آکنده از آسیبهای فردی و اجتماعی مردم ایران و نیز با انکار ارتباط ارگانیک خود با باند حاکم بر دولت - همچون دو عضو زنده ی لازم برای تداوم زیست سیاسی کلیت سرمایه داری ایران – هدف و برنامه ی کنونی خود را قبضه ی مجدد قوای مجریه و مقننه در رقابت با جناح مقابل، از طریق مصادره ی نیروی جنبشهای اصیل اجتماعی – به ویژه جنبش کارگری ، دانشجویی و زنان – تعریف کرده است .
3- محصول منطقی سیاستهای ارتجاعی امپریالیسم به رهبری آمریکا در منطقه ، در ادامه ی مواجهه ی گزیر ناپذیر آن با رژیم سیاسی نامتعارف ایران ، امروز – پس از تحمیل تحریمهای سنگین اقتصادی – به مرحله ی عبور از سرحدات رعب آور حمله ی نظامی رسیده است . تهدید جنگ – جنگی به مراتب وسیعتر و خانمانسوز تر از جنگ عراق – هم اینک در واکنشها و تحرکات آمریکا و متحدینش در قبال ایران دیده می شود . باقی مانده ی جامعه ی چند ده میلیونی ایران پس از تهاجم نظامی امپریالیسم ، مجموعه ای خونین از باندهای گانگستری ، گروههای فالانژ آدم کش و دارودسته های قومی و بنیاد گرایی خواهد بود که در جدال با یکدیگر و با مدنیت جامعه ، عرصه ی حیات اجتماعی عموم مردم را با ترور ، بمب گذاری ، نسل کشی ، عملیات انتحاری و تاخت و تازهای مسلحانه متلاشی می کنند . بازگرداندن ایران به سامان اولیه خود در صورت تحقق این سناریو ، در کوتاه مدت به غایت بعید به نظر می رسد . حتی کوچکترین احتمال وقوع این وضعیت ما را به الزام توده ای کردن این شعار رهنمون می شود که : « دست جنایتکار امپریالیسم از زندگی مردم ایران کوتاه ! »

* * *

با در نظر گرفتن شرایط داخلی و موقعیت بین المللی ایران ، اکنون تکلیف سنگینی بر دوش جنبشهای مترقی اجتماعی ، از جمله جنبش دانشجویی نهاده شده است . دانشگاه اکنون نیاز حیاتی به مقاومت در برابر پروژه ی سلب ابتدایی ترین حقوق صنفی ، سیاسی و اجتماعی دانشجویان را درک می کند . پایمال شدن مستبدانه ی بخش وسیعی از حقوق صنفی دانشجویان ؛ بازداشت ، شکنجه و حبس فعالین دانشجویی ؛ توقیف نشریات و تشکلهای مستقل دانشگاه ؛ اخراج و منع از تحصیل سلیقه ای دانشجویان ؛ صدور گسترده و بی سابقه ی احکام انضباطی ، تشدید فشار بر آزادی های دختران دانشجو و در یک کلام نظامی و امنیتی شدن مسلم فضای دانشگاه ، بیانگر ضرورت مقاومت همه جانبه ی دانشجویان در برابر سیاستهای عوامل سرکوب جنبش و تبدیل دانشگاه به مقر نظامی و دفاعی جناحین حاکمیت است ؛ « دانشگاهی که به اصرار و اع