تبليغاتX

بسوی سوســـــیالیسم

بسوی سوســـــیالیسم

 

گرامی باد یاد جانباختگان گردان شوان

پویا محمدی

سالهاست که واپسین روزهای زمستان و هنگامه آمدن بهار و سال نو، برای ما و میلیونها توده مردم رنجدیده و تحت ستم، یاد آور ضایعه ای بزرگ، تراژدی ای انسانی و غم و اندوه بسیار است.

بیست سال پیش در چنین روزی، همزمان با آخرین ماههای جنگ ارتجاعی و خانمانسوز ایران و عراق و در حالیکه هر دو رژیم جنگ طلب و سرکوبگر بعث عراق و جمهوری اسلامی با قربانی کردن میلیونها انسان و ویرانی و به تباهی کشاندن هست و نیست جامعه ای به وسعت ایران و عراق، علیرغم زبونی شان در برابر هم، کماکان آتش جنگ را شعله ور نگاه داشته و از ارتکاب به هیچ جنایت و وحشیگری کوتاهی نمی کردند، شهر "حلبچه" و نواحی وسیعی از "دشت شاره زور" در کردستان عراق به میدان جنگی خونین تبدیل شد.

در این میان کومه له که طی 8 سال جنگ ویرانگر ایران و عراق بر علیه این جنگ ارتجاعی و جنایتکارانه موضع گرفته بود و همواره می کوشید که نیروهای خود را از میدانهای این جنگ دور نگاه دارد، این بار و همسرنوشت با مردم ستمدیده این منطقه به دام این جنگ افتاد و ضایعه ای بزرگ را متحمل شد.

رفقای پیشمرگ کومه له در "گردان شوان" )یکی از گردان های رزمی نیروی پیشمرگ کومه له ( که پیشتر در این ناحیه مستقر بودند در صدد دوری از جبهه های جنگ و عقب نشینی از منطقه ی درگیری بودند که متاسفانه بدلیل وسعت جبهه های جنگ و مسدود ماندن مسیرهای عقب نشینی، و همزمان بمباران شیمیایی حلبچه و نواحی اطراف توسط رژیم جنایتکار بعث عراق و جراحات و مصدومیت شماری از رفقا، و نیز شناسایی موقعیت آنها توسط نیروهای جمهوری اسلامی که به داخل منطقه نفوذ کرده بودند، طی جنگی نابرابر و خونین با شمار بسیاری از نیروهای جنایتکار رژیم اسلامی در کنار دریاچه "سیروان" پس از ساعتها نبرد و مقاومت حماسی در برابر دشمن جان خود را در راه اهداف و آرمانهای کمونیستی فدا کردند.

بدین ترتیب خون رفقای گردان شوان با خون هزاران هزار انسان بی دفاع و مردم ستمدیده حلبچه که در این روز وحشیانه قتل عام شدند درهم آمیخت و برگ سیاه دیگری به تاریخ سراسر جنایت و تبه کاری حاکمان سرمایه افزوده شد.

در 27 اسفند سال 1366 در جنگ و مقاومت قهرمانانه ی رفقای گردان شوان در برابر پاسداران جهل و سرمایه جمعا 70 تن از عزیزترین همسنگرانمان جانباختند که در میان آنان 12 تن از رفقا در حالیکه مجروح و مصدوم شیمیایی بودند به اسارت دشمن در آمدند. این رفقا پس از چند ماه تحمل آزار و اذیت و شکنجه های بسیار، در سیاه چالهای رژیم در زندان سنندج، سرانجام در جریان قتل عام سراسری زندانیان سیاسی در تابستان سال 67 که متعاقب قبول آتش بس و پایان جنگ از سوی رژیم و بمنظور سرکوب و ایجاد رعب و وحشت هرچه بیشتر در جامعه، بدست جلادان اسلامی صورت گرفت، همراه با هزاران زن و مرد مبارز، انقلابی و کمونیست به آرمان خود وفادار مانده و در مقابل جوخه ی اعدام جنایتکاران اسلامی قرار گرفتند.

جانباختن رفقای گردان شوان در حلبچه در روزهای مانده به نوروز و بهار سال67 ضایعه ای سنگین و اسف بار بود که کومه له و جنبش کمونیستی ایران در این منطقه متحمل شد. این رفقا از زمره لایق ترین اعضاء و کادرهای پیشرو و انقلابی حزب کمونیست ایران بودند که در جریان انقلاب سال 57 پا بمیدان مبارزه نهاده و با دلی اکنده از عشق به آرمان رهایی کارگران و محرومان و ایجاد دنیایی عاری از ستم و استثمار و بی عدالتی و با شعار ((زنده باد سوسیالیسم)) و ((زنده باد حزب کمونیست ایران)) به خاک افتادند.

بی شک نام گردان شوان در جنبش انقلابی کردستان و فعالیت علنی کومه له تا به امروز همیشه نامی زیبا و با ابهت و پر از خاطرات گوناگون بوده و هست و راه و روش اصولی و رفتار صمیمانه و انقلابی و جسارت و از خود گذشتگی و قاطعیت مبارزاتی این گردان رزمنده کومه له، در تاریخ مبارزات کارگران انقلابی و کمونیست بر علیه حاکمیت سرمایه در ایران و در فرهنگ و سنن پیشرو و مبارزاتی مردم کردستان جای گرفته و در آن می درخشد.

یاد و خاطره فداکاری، مبارزات و رزمندگی های رفقای گردان شوان، این عزیزان کمونارد در دل کارگران و زحمتکشان کردستان، زنده و جاوید است. در بیستمین سالگرد جانباختن این رفقا، یاد و خاطره تک تک شان را با تجدید پیمان وفاداری به آرمانهایشان همراه با تمامی جانباختگان راه سوسیالیزم گرامی می داریم.

در این روزها جا دارد یکبار دیگر درود بفرستیم به خانواده و بستگان این رفقا و تمامی جانباختگان صفوف کومه له و حزب کمونیست ایران که طی این سالها با تحمل رنج از دست دادن فرزندان خود، مایه دلگرمی و امیدواری هرچه بیشتر ما در مبارزه و ادامه راه عزیزانشان شده اند.

زنده باد یاد و خاطره رفقای جانباخته گردان شوان

زنده باد آزادی برابری حکومت کارگری

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 12  توسط حامد سعیدی  | 

 

اعلام اعتصاب غذاي محمود صالحي

 

 

امروز دوشنبه 27/12/1386 محمود صالحي را از زندان به بازپرسي شعبه 4 دادگستري سنندج احضار كردند.بعد از ساعتها انتظار ، محمود را به جرم ارتباط با خارج از زندان و انتشار پيام هاي حمايت آميز مانند ، پيام به برگزار كنندگان اعتصاب غذاي 27 تير و اعلام پشتيباني و حمايت از مبارزات دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب‌، براي ايشان قرار بازداشت موقت صادر كردند.

اين درحالي است كه 4/1/1387 مدت يك سال بازداشت وي پايان مي يابد و خانواده و همه دوستانش در انتظار رهايي وي از زندان بودند.

محمود به محض صدور اين قرار بازداشت غير قانوني ، در اعتراض به آن و همه تلاشهاي حاكمان جهت در زندان نگهداشتن وي ، اعلام كرد تا آزاديش از زندان دست به اعتصاب غذاي خشك خواهد زد.

 

كارگران و دوستداران آزادي ؛

 

محمود را يك سال به جرم برگزاري روز جهاني كارگر به بند كشاندند و علي رغم شدت وخامت وضعيت جسمانيش ، خللي در اراده و عزم وي در پيكار عليه نابرابري و ستم ايجاد نكرد . محمود نيز يكي از فرزندان راه رهايي طبقه كارگر و زحمتكش جامعه است .

ما ضمن محكوم كردن اين حكم غير قانوني ، خواهان آزادي  بي قيد  و شرط محمود صالحي درپايان مدت اسارت وي ( روز 4/1/ 1387) هستيم. ما اعضاي كميته دفاع از محمود صالحي اعلام مي كنيم در صورت عدم آزادي ايشان ، هر گونه اقدام لازم و اعتراضي را تا آزادي وي  در دستور كار خواهيم گذاشت.

 

 " كميته دفاع از محمود صالحي "

27/12/1387

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 12  توسط حامد سعیدی  | 

 

فراخوان جمعی از جوانان برابری طلب و کمونیست شهر سنندج در رابطه با  27 اسفند سال روز گردان شوان

به یاد جانباختگان 27 اسفند

تاریخ همیشه صحنه جنگ و نبرد میان طبقه مبارز علیه ظلم و ستم واستبداد بوده است 27 اسفند هم یکی از همین روزهاست که تاریخ هیچ گاه آن روز را از یاد نخواهد برد نوشتن در مورد چنین روز بزرگی از توان قلم خارج است. 27 اسفند را به یاد عزیزانی گرامی می داریم که آنها نه تنها دین خود را به مبارزه ادا کرده اند بلکه حتی فرا تر رفته ودر حرکتی نمادین و قهرمانانه  مبارزه را نیز به خود مدیون کرده اند انسانهاییکه (به راستی که نام انسان برازنده اشان است)ستاره ای افول ناپذیر در جنبش چپ بودند گردان شوان براستی نماد مبارزه مسلحانه در منطقه بود آنان که در گردان شوان بوده اند و یا ان را میشناسند می دانند که مبارزه در گردان شوان خلاصه می شد گروهی که با تمام معنا مبارزه را درک کرده و ان را فهمیده بودند و به خاطر ان عزیزترین چیزهایشان را فدا کردند . افسانه ای بود گردان شوان براستی که شهاب اسمان ضد سرمایه داری بود و از هر کجا که می گذشت دیگر نوری از سرمایه داری نبود این روز روزیست که بر دوش تاریخ بزرگی می کند . این روز متعلق به کودکان گرسنه جامعه  روزیست متعلق به بی خانمان کارتن خواب کارگران استثمار شده . چون به راستی درعمق نگاه انهاست که غم چنین روزی را می توان حس کرد در چنین روزی 72 چریک مبارز در حالی با اغوش باز مرگ را پذیرفتند که کارنامه زندگیشان مملو بود از یک واژه مبارزه علیه ظلم و استبداد و چه شیرین و دلپذیر مبارزه را پذیرفتند گرچه با از میان رفتن گردان شوان نیروی چپ یکی از اهرمهای فشار خود بر ستم مرتجع حاکمه را از دست داد ولی تعهد به عمل این گردان ثابت کرد که اسمان ابی جنبش هیچ گاه تسخیر نخواهد شد و این نشان از درایت و کاردانی انسانهایی بود که برای رهایی از ظلم سرمایه تفنگ را همراه قلم متحد کرده و به مبارزه ای دست زدند که تاریخ به ان ببالد و با افتخار روزهایش را قربانی کند تا به چنین روزی برسد روزی که در آستانه سال نو جان تازه ای به مبارزه می دهد و هر انسان آزادیخواه و برابری طلب در این روز به یاد جانباختگان راه آزادی و سوسیالیزم تعهدش را به مبارزه تازه می کند در چنین روزیست که تمام مبارزین جامعه در دل به آرمانهای این گردان متعهد شده و خواهان آن خواهند بود که بتوانند گوشه ی از مبارزه آنان را ادامه بدهند احترام گذاشتن به چنین روزی نه تنها وظیفه تمام طرفداران یک حزب مشخص بلکه و ظیفه تمام انسانهای برابری طلب و کمونیست است این روز روز پیروزی جنبش چپ بود نه شکست ان . روزی بود که به تمام جریانها ثابت شد که در دامن یک جریان چپ و کمونیستی انسانهایی بیرون آمده اند که تعهد و ضمانت شان به جنبش چپ جانشان است که آن را ادا کرده اند اگر تاریخ تحریف نمی شد ان وقت چه زیبا بود خواندن تاریخ و چه دل چسپ بود یاد کردن از آنهایی که تا آخرین لحظه های مقاومت در سنگر مبارزه خندیدند و درد زخم هایشان هرگز خم به ابرویشان نیاورد این روز روز غم و اندوه نیست روز تجدید پیمان با رفقای مبارزمان در گردان شوان است روزیست که باید اعلام کرد ما هم ادامه دهندگان راه انها هستیم و هیچ گاه اجازه نخواهیم داد تبلیغات و قدرت سرمایه تاریخ و مبارزه مان را از ما بگیرد این روز یکی از روزهای هویت جنبش چپ و کمونیستی است و این روز براستی شناسنامه ای برای اثبات و فداکاری جنبش چپ برای رسیدن به خواست و مطالبات خود در منطقه بود در این روز به یاد جانباختگان راه آزادی و سوسیالیزم هر انسان آزادیخواه و برابری طلب در هر کجای دنیا همگام با تمام جاهای دیگر راس ساعت 11 صبح 27 اسفند 1386 یک دقیقه سکوت می کنیم همه با هم یاد کنیم از سنگر اصلی مبارزه :از گردان شوان و از انسانهاییکه با تقدیم جان خود در راه مبارزه و آزادی آن را به ما رساندند و ما امیدواریم بتوانیم ادامه دهندگان راه آنها تا رسیدن به اهدافمان باشیم .

 

زنده باد سوسیالیزم 

  زنده باد آزادی برابری 

جمعی از جوانان برابری طلب و کمونیست محله های غفور  حاجی اباد.  کمیز. مثناو. شریف آباد. شهرک سعدی. فراح. وکیل. کله که جار. و آبادی های  کیلانه. عنبربزان(مروبزان). حسن آباد. دادانه. کرجو. نوره. و ابادیهای اطراف شهر سنندج

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 19  توسط حامد سعیدی  | 

پيروزی مردم كردستان در رسوا كردن نمايش انتخاباتی مجلس شورای اسلامی

 

روز جمعه 24 اسفند ماه نمايش انتخاب اعضای مجلس اسلامی ايران برگزار شد. اخبار رسيده از سرتاسر ايران نشان ميدهد كه ميزان مشاركت مردم در اين نمايش انتخاباتی بسيار اندك و در مقايسه با همه دوران عمر اين رژيم در پائين ترين سطح خود بوده است.  اين واقعيت نشان داد كه مقاومت در برابر رژيم اسلامی در اين سنگر نيز وسيع و نيرومند است.

در كردستان اما عدم شركت مردم در انتخابات رژيم گسترده تر و همه جانبه تر نيز بوده است. توده های مردم كردستان با عدم شركت قاطعانه خود در نمايشی كه بنام انتخابات به اجرا در آمد، يكبار ديگر نفرت و بيزاری خود را از اين رژيم و از همه نهادهاي آن نشان دادند. عوامل و دستگاههای تبليغاتی رژيم بسيار كوشيدند تا اين پيروزی مردم كردستان را كم رنگ جلوه دهند اما واقعيتها در اين زمينه جان سخت تر از آن هستند كه تبليغات رژيم بتواند آنها را بپوشاند. روز 24 اسفند امسال يكبار ديگر اراده متحد مردم كردستان در برابر رژيم جمهوری اسلامی خود را نشان داد و مردم شهر و روستاهای كردستان به جهان نشان دادند كه اين رژيم در نزد آنها كوچكترين مشروعيتی ندارد

ما به خاطر اين پيروزي به مردم كردستان دست مريزاد ميگوئيم و اطمينان داريم كه اين مردم آزاديخواه و مبارز از يك پيروزی به پيروزی ديگر و تا كسب همه حقوق انسانی خود همچنان قاطعانه گام بر ميدارند.

 

پيروز باد جنبش انقلابی مردم كردستان

 

كميته مركزی كومله

سازمان كردستان حزب كمونيست ايران

26 اسفند

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 19  توسط حامد سعیدی  | 

اپوزیسیون پارلمانی در رژیم بی پارلمان

 

ایرج آذرین

 

نتیجۀ انتخابات مجلس هشتم پیشاپیش روشن است. این انتخابات حتی دیگر عرصۀ رقابت احزاب "خودی" و جناح های رژیم اسلامی هم نیست. احزاب دوم خردادی در کمتر از نیمی از حوزه ها صلاحیت معرفی کاندیدا یافته اند و حداکثر سهم آنها از کرسی های مجلس زیر 20 درصد تعیین شده است. در شرایطی که به حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی حتی اجازه نداده اند تا از شرکت در چنین انتخاباتی اعلام انصراف کنند، طبیعی است که هیچکس از میان اصلاح طلبان حکومتی اکنون ادعا نکند که گذار تدریجی به دموکراسی با مشارکت مردم در انتخابات امری شدنی است. این انتخابات، دستکم از دیدگاه چپ، حتی نیازی به افشاگری ندارد؛ هرچند تأثیراتی که بر صحنۀ سیاست ایران می گذارد لازم به بررسی است. بهترین شاخص این تأثیرات موقعیت آشفته ای است که لیبرال ها در پرتو این انتخابات یافته اند. ادعای مقالۀ حاضر (که دو روز پیش از برگزاری انتخابات نوشته می شود) این است که انتخابات مجلس هشتم بستر اصلی شبه-اپوزیسیون لیبرال را از لحاظ سیاسی کاملا حاشیه ای می کند: یا لیبرال ها با شرکت در انتخابات و حمایت از دستجات مختلف اصلاح طلب حکومتی هر گونه هویت ایدئولوژیک مستقل را از دست می دهند و در اصلاح طلبی اسلامی-حکومتی مستحیل می شوند، و یا با سرخوردن از نقش انتخابات پارلمانی عملا عرصۀ مبارزۀ استراتژیک سیاسی را ترک می کنند و هویت سیاسی خود را تنها در سطح ایدئولوژیک و بعنوان یک نیروی غیرسیاسی حفظ می کنند. این دوراهی مقابل نیروهای لیبرال (شامل سوسیال دموکرات) ایران است که هم اکنون خطوط اصلی آن در واکنش های متنوع جریانات لیبرال و سوسیال دموکرات نسبت به خود انتخابات ترسیم شده است. پیش از بررسی موقعیت کنونی لیبرال ها، نگاهی می اندازیم به سیر لیبرالیسم از آغاز عروج دوم خرداد تا مقطع انتخابات مجلس هشتم.   

 

مرور خیلی کوتاهی بر یک دهه:   

عروج لیبرالیسم در صحنۀ سیاست ایران مولود دوم خرداد بود. ماتریال فکری و انسانی و تشکیلاتی این لیبرالیسم (شامل گرایش به سوسیال دموکراسی) در اپوزیسیون ایران، بخصوص در میان چپ های هواخواه اردوگاه شوروی، با پایان جنگ سرد و سقوط شوروی شکل گرفته بود. و هرچند برخی از میان همین ها (و بویژه از درون سازمان اکثریت) در دور دوم  ریاست جمهوری رفسنجانی شروع کردند تا همسوئی سیاسی با گرایش هایی در درون رژیم را بیازمایند، اما چنین سمتگیری ای، بیش از آنکه حاکی از سیاست لیبرالی متمایزی باشد، بیشتر در امتداد شیوۀ سنتی سازمان اکثریت و حزب توده قرار می گرفت که تنها بعد از سرکوب و تعقیب توسط جمهوری اسلامی به ناچار دست از حمایت جناحی از رژیم برداشته بودند. اما از سال 1376، پروسۀ تخمیر این بخش از اپوزیسیون در یک خط مشی واحد و فراگیر لیبرالی به فرجام رسید و وجود اصلاح طلبان حکومتی در قالب احزاب دوم خردادی زمینه ساز یک استراتژی سیاسی لیبرالی قرار گرفت. حتی جریانات توده ای، که از لحاظ ایدئولوژیک هیچگاه به مکتب لیبرال نپیوستند، از لحاظ سیاسی تماما به یک خط مشی لیبرالی روی آوردند؛ و این امر در تاریخ حیات حزب توده، یا احزاب مشابه در کشورهای دیگر، سابقۀ غنی ای داشت..................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 12  توسط حامد سعیدی  | 

 

برگزاری باشکوه مراسم گرامیداشت 8 مارس در مقر مرکزی کومه له

مراسم گرامیداشت 8 مارس روز جهانی زن، روز جمعه 17 اسفند ماه با حضور صدها نفر از مردم شهرهای مختلف کردستان عراق، هواداران و پیشمرگان کومه له در مقر مرکزی کومه له در "زرگویز" برگزار گردید.

مراسم از ساعت 2 و 30 دقیقه بعد از ظهر با سرود انترناسیونال سرود همبستگی جهانی طبقه کارگر از سوی گروه سرود کومه له و یک دقیقه سکوت به یاد تمامی جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم آغاز شد.

در ادامه مراسم بیانیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران به مناسبت 8 مارس خوانده شد.

مراسم روز جهانی زن در مقر مرکزی کومه له با شعر، سرود و تقدیم برنامه های هنری از سوی چند تن از هنرمندان با زبانهای فارسی و کردی ادامه یافت.

بخش دوم مراسم شادی و پایکوبی  شرکت کنندگان بود که تا  ساعت 5 و 30 دقیقه بعد از ظهر ادامه یافت و سپس مراسم در میان شور و شوق حاضرین به پایان رسید.

 

 

 

 

 

 

ادامه تصاویر در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 13  توسط حامد سعیدی  | 

 

بمناسبت 8 مارس روز جهانی زن

 

(2008)

 

حزب کمونیست ایران 8 مارس روز جهانی زن را به همه زنان و انسانهای آزاده تبریک می گوید.

اکنون در شرایطی  به استقبال گرامیداشت 8 مارس روز جهانی زن می رویم  که ابعاد دهشتناک بی حقوقی زنان در ایران نه تنها فروکش نکرده بلکه حقوق فردی و اجتماعی اش هر روزه زیر تازیانه قانون شرع و عرف اسلامی لگدمال می شود و نظام سرمایه داری و مردسالار جمهوری اسلامی همچنان آزادی، جان و حرمت انسانی زنان یعنی نیمی از انسانهای این جامعه را اسیر یوغ حاکمیت سیاه خود ساخته است.

 

در سال گذشته نیز موج دوم سرکوب و یورش لجام گسیخته دولت احمدی نژاد به جنبش های اجتماعی با تهاجم به جنبش زنان آغاز شد، گویی درتاریخ معاصر ایران این قرعه نصیب زنان شده است که هرگاه استبداد خواست از جامعه و جنبش های آزادیخواهانه زهر چشم بگیرد با تعرض به جنبش زنان آغاز می کند.

 

نظام سرمایه داری و مرد سالار در آمیخته با مذهب، تبعیض جنسی و راندن زنان به موقعیت جنس دوم را در بازار کار نیز چنان ساختاری و نهادینه کرده است که مبارزه زنان برای کسب استقلال اقتصادی از مردان را بسیار پیچیده و دشوار کرده است. شیوه تفکر غالب و فرهنگ جامعه که فرهنگ طبقه حاکمه است، در راستای بازتولید نیروی کار ارزان برای سرمایه داران تنها مرد را نان آور خانه می داند و این خود یکی از عوامل سلطه این نظام تبعیض جنسی در بازار کار است. این نظام تبعیض جنسی، زنان را بمثابه بردگان بی اجر و مزد سرمایه، بدون بهره مندی از بیمه بیکاری و دیگر تامین های اجتماعی در کنج خانه رها کرده است. این عدم استقلال اقتصادی مانند وزنه سنگینی به پای زنان در مبارزه آنان برای احقاق برابری حقوقی با مردان عمل می کند.

 

اگر چه تحت تأثیر عملکرد این محدودیت های ساختاری، سهم زنان در بازار کار هنوز به 15% نمی رسد اما در همین محدوده نیز جداسازی جنسیتی در طبقه بندی مشاغل نقش ایفا می کند. مشاغلی با دستمزدهای پایین، فقدان مهارت، کارهای نیمه وقت و موقت و روزمزدی با مزایای پایین عمدتا به زنان اختصاص دارد.  افزایش سریع جمعیت زنان تحصیلکرده و دارای دانش عالی در میان زنان آماده بکار تغییر چندانی در این ساختار سنتی بوجود نیاورده است. و این نابرابری جنسیتی در تقسیم مشاغل، نابرابری در دستمزدها را بدنبال دارد. در این بازار کار مبتنی بر آپارتاید جنسی زنان اولین کسانی هستند که تحقیرو اذیت و آزار می شوند و زیر تیغ اخراج قرار می گیرند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 12  توسط حامد سعیدی  | 

مضحکه انتخاباتی هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی

 

مضحکه  انتخاباتی هشتمین  دوره  مجلس شورای اسلامی در راه است. این " انتخابات" قرار است در روز 24 اسفند ماه 1386  برابر چهارده مارس 2008 برگزار شود.

در حالی که نیروهای اصلاح طلب درون حاکمیت جمهوری اسلامی برای کسب کرسی های بیشتر در پارلمان اسلامی به تکاپو افتاده اند، و اپوزیسیون لیبرال رژیم، از حزب توده و سازمان اکثریت گرفته تا جمهوری خواهان همه به یک "انتخابات آزاد" امید بسته بودند تا از طریق راه یابی اصلاح طلبان به مجلس بار دیگر امید به اصلاح رژیم از درون را در دلها پرورده کنند، موج گسترده رد صلاحیت ها همه این تلاش و امیدها را بر باد داده است.

این تلاش و امیدها در حالی است که سید محمد خاتمی روند " انتخابات" را فاجعه بار خوانده است و از سوی دیگر موسوی لاری، وزیر کشور سابق در دولت خاتمی و دبیرائتلاف اصلاح طلبان که از 21 گروه اصلاح طلب از جمله جبهه مشارکت اسلامی تشکیل شده است در این زمینه اظهار داشته است که رد صلاحیت اصلاح طلبان به قدری وسیع و گسترده بوده است، که تعداد کافی داوطلب اصلاح طلب برای شرکت در رقابت های انتخاباتی 290 کرسی نمایندگی مجلس شورای اسلامی باقی نمانده است.

بدنبال این رد صلاحیت های گسترده، سید محمد خاتمی، کروبی و هاشمی رفسنجانی برای چاره جویی و برون رفت از بن بست، در شرایطی که کل موقعیت نظام جمهوری اسلامی را بحرانی ونگران کننده می بینند، به حضور خامنه ای رفته و سیاست "چانه زنی در بالا" و "خفه شدن در پایین" را در پیش گرفته اند.

 جدال و کشمکش بر سر کسب کرسی های مجلس و روند تجدید آرایش سیاسی جناح ها و نیروهای درون حاکمیت جمهوری اسلامی در حالی است که تشدید بحران اقتصادی، تورم سر سام آور  و عمیق تر شدن شکاف های طبقاتی در جامعه، سران رژیم را از عواقب و پیامدهای آن به شدت نگران ساخته است.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 0  توسط حامد سعیدی  | 

 

بگذارید یك صدا به رسوا كردن نمایش انتخاباتی ر‍ژیم برخیزیم

 

توده های مردم كردستان!

 

روز 24 اسفندماه امسال نمایش مسخره دیگری بنام انتخابات در ایران تحت حاكمیت رژیم اسلامی به اجرا در می آید.طی این این نمایش سبك و بی محتوا شماری از عوامل این رژیم برای عضویت در مجلس شورای اسلامی تعیین میشوند. این افراد برای مدت 4 سال در یك نهاد كارتونی بنام قانونگذار شركت میكنند و به یك زندگی انگلی و مفت خورانه  برای خود دست می یابند. اگر تا چند سال بیش دستگاهی كه بر آن نام بارلمان نهاده اند حداقل انعكاسی از توازن قوای جناح بندی ها و دعواهای درونی رژیم بود و گاه و بیگاه صدای اعتراض جناحی علیه جناح دیگر از آن بر میخواست، اكنون دیگر این كاركرد خود را هم از دست داده است و بكمك شورای نگهبان تماما به ارگان سر سبرده خامنه ای و دارودسته اش تبدیل شده است. نه در گذشته و نه اكنون و در هیچ دوره ای این مجلس از صادر كردن هیچ گونه قرار و قانونی بر علیه مردم استثمار شده و ستمدیده كوتاهی نكرده است. حتی شماری از اعضای این باصطلاح بارلمان خود در دوره هایی زیندانبان و یا مستقیما از مجریان ترور و شكنجه و سركوب رژیم بوده اند.

رژیم جمهوری اسلامی همزمان با اجرای این نمایش انتخاباتی  موجی از دستگیری و شكنجه و اعدام را در سراسر ایران براه انداخته است. در كردستان هم شماری از مبارزین فعال عرصه های مدنی و مطبوعاتی را دستگیر و به اعدام محكوم كرده است. فعالین دفاع از حقوق كارگران را به جرم شركت كردن در مراسم جشن جهانی كارگران به زندان می اندازد و حكم شلاق بر علیه شان به اجرا در می آورد. حضور زنان برابری طلب را تحمل نمیكند آنها را بزندان می اندازد و یا بر سر راه فعالیتشان مانع ایجاد میكند.

در چنین شرایطی اجرای این نمایش انتخاباتی در عین حال فرصت مناسبی است برای نشان دادن بیزاری از این رژیم  در مقیاسی توده ای. بگذارید با شركت نكردن در این نمایش و با رسوا كردن آن صدای اعتراض خود را بر علیه این رژیم بگوش جهانیان برسانیم. نباید اجازه داد كه رژیم اسلامی از طریق اجرای این گونه نمایشها كوچكترین ادعای مشروعیتی برای خود داشته باشد.

چهار سال بیش در چنین فرصتی ارداه مردم كردستان را در جریان نمایش مشابهی شاهد بودیم تا جائیكه رژیم خود نیز نتوانست خلوت بودن دور و بر صندوقهایش ار بنهان بدارد. این بار نیزضروری است كه  مردم مبارز كردستان قاطعانه تر از گذشته این نمایشی را كه بنام انتخابات به اجرا در می آید رسوا كنند.

 

بیروز باد جنبش انقلابی مردم كردستان

 

كمیته مركزی كومله

سازمان كردستان حزب كمونیست ایران

16 اسفند 1386شمسی

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 8  توسط حامد سعیدی  | 

 

بیانیه در باره اعتراضات دانشگاه شیراز و بحثهای ایجاد شده پیرامون آن

 

اعتراضات دانشجویان دانشگاه شیراز که حول مسایلی نظیر عزل یا استعفای رییس دانشگاه ،عزل شورای صنفی دست نشانده رییس فعلی دانشگاه ، فراهم آوردن امکانات دسترسی به اینترنت برای همه دانشجویان ، تجهیز و توسعه خوابگاهها و ... به راه افتاده است . تا کنون نزدیک به ده روز موفق و بی نظیر را پشت سر گذاشته است که در شرایط کنونی می توان آن را از حیث تداوم یافتن تا مدت زمانی بیش از یک هفته و شرکت توده و بدنه دانشجویی در اعتراضات تا همینجا هم به عنوان یک مورد و نمونه موفق مبارزات دانشجویی محسوب داشت . این اعتراضات در ادامه اعتراضات قبلی دانشجویان دانشگاه شیراز به "منشور اخلاقی" اعلام شده توسط رییس دانشگاه که منجر به تصرف کوتاه مدت دانشگاه توسط دانشجویان و لغو این منشور گردید ، قرار می گیرد. ما به عنوان یک نیروی مستقیما درگیر در این اعتراضات این موفقیت را به تمام دانشجویان دانشگاههای شیراز ، معترضین و حامیان آنها  تبریک گفته و عزم خود را برای شرکت در این مبارزه و کوشش جمعی تا تحقق تمام مطالبات دانشجویان اعلام می داریم . 

حوادث دانشگاه شیراز به طرح بحثهایی قدیمی در سطح جنبش دانشجویی منجر شده است که البته نخستین نشانه های آن با مباحثاتی که پیرامون " بیانیه دانشجویان لیبرال پیرامون حوادث کوی دانشگاه " آشکار گشت و صدور بیانیه سازمان ادوار تحکیم وحدت پیرامون اعتراضات دانشگاه شیراز این بحثها را وارد مرحله ای دیگر نمود. بحث مطالبات و اعتراضات دانشجویی در مرکز این مجادلات قرار دارد : اینکه ماهیت اعتراضات دانشجویی صنفی است و برای حفظ امنیت فعالین و تداوم جنبش می بایست در این سطح باقی بماند و یا سیاسی است و باید در هرگام چرخش تندتری به سمت شعارهای سیاسی تر و انقلابی تر بیابد ؟ ما به عنوان دانشجویان سوسیالیست و بر اساس سنت نظری و اجتماعی خود اعتقاد داریم که طرح موضوع به این طریق ، شکلی انتزاعی به بحث می دهد و این انقطاب در واقعیت مبارزات دانشجویی خود را نشان نداده و نمی دهد .  تاریخ مبارزات جنبش دانشجویی نشان داده است که موج اعتراض و مبارزه این جنبش می تواند حول موضوعاتی با ماهیتی صنفی یا سیاسی آغازگردد و جریان یابد :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 22  توسط حامد سعیدی  | 

 

8 مارس روز جهانی زن را به همه زنان وانسانهای آزادیخواه تبریک می گویم!!!

گرامی می دارم، 8 مارس، روز جهانی زن را.

هشت مارس برای انسان های شریف و آگاه، یاد آور مبارزات زنان کارگر نساجی است، که برای به دست آوردن حقوق و منزلت اجتماعی برابر در سال 1907 در شهر نیویورک اقدام به راهپیمایی کردند. همان طور که می دانیم این مبارزات در روند خویش، منجر به دستیابی زنان به بسیاری از حقوق اجتماعی در سطح جهان شد.

اما امروز در ایران در شرایطی هشت مارس جشن می گیریم که زنان این سرزمین از ابتدایی ترین حقوق و استانداردهای بین المللی محرومند. نظام سرمایه داری در کشورهایی چون ایران شدیداً به نیروی کار ارزان که عمدتاً زنان و سپس کودکان را شامل می شود، دل بسته است.

گذشته از این، زنان در ایران از سلطه ی مرد سالارانه و تبعیض جنسی نیز رنج می برند که در جای خود ستم مضاعفی را بر زنان تحمیل می کند. بنابراین زنان، در کشورهایی چون ایران، به ناچار در دو جبهه می جنگند:1- مبارزه با نظام انسان ستیز سرمایه داری2- مبارزه با سلطه ی مرد سالارانه و آپارتاید جنسی که در اعماق جامعه ی ما هم چنان نفوذ خود را بر فرهنگ، رفتار و نگرش مردان و بعضاً زنان حفظ کرده است. امروز زنان آگاه و مبارز این سرزمین، هم صدا با دیگر خواهران خود در دیگر نقاط جهان، برای رفع هر گونه ستم طبقاتی و نابرابری های اجتماعی، مبارزات برحق خود را پیش می برند. اما مبارزه برای رهایی زنان تنها امر زنان نیست، این وظیفه همه انسانهای آزاده است که دوش بدوش زنان برای هر چه تودهای تر کردن این جنبش برای به میدان آوردن زنان کارگر و زحمتکش تلاش کنند. باید برای اتحاد جنبش زنان با جنبش کارگری تلاش کنیم.

 درود بر زنانی که در راه احقاق حقوق انسانی خویش در برابر ستم سرمایه داری و سلطه ی ارتجاعی مرد سالارانه ایستادگی و مبارزه ی سراسری خویش را پیش می برند.

   

محمود صالحی- زندان مرکزی شهرسنندج

تاریخ ۱۴/۱۲/۱۳۸۶ برابر با ۴ مارس ۲۰۰۸

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 21  توسط حامد سعیدی  | 

پیام محمود صالحی به تمامی کارگران و دلسوزان سازمانده و شرکت کننده در کارزار جهانی6  مارس  

فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل (آی.تی.اف) و وابستگانش، کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری (آی.تی.یو.سی) و اعضایش و همکاران در فدراسیون اتحادیه های جهانی، کارزاری جهانی را در روز 6 مارس، به همراه یکدیگر برای آزادی آقای منصور اسانلو و من (محمود صالحی)  و پیشبرد و ارتقاء حقوق کارگران در ایران به راه انداخته اند. من به نوبه خود، صمیمانه از این اقدامات مبارزاتی تشکر میکنیم.

 

از مبارزه برای ایجاد تشکل های مستقل کارگری گریزی نیست!!!

 

جنبش کارگری بر زمینه و بستر تشدید بحران اقتصادی، به تعطیلی کشانده شدن کارخانجات، اخراج های دسته جمعی، عدم قدرت خرید توده های زحمتکش به واسطه افزایش بیش از پیش تورم و متناسب نبودن آن با سطح معیشت و دستمزد کارگران و به طور کلی افزایش فاصله ی طبقاتی رشد کرده و محیط کار و واحدهای تولیدی برای کارگران تبدیل به صحنه هایی از مبارزه ی طبقاتی جهت رسیدن به مطالباتشان شده است. فعالین کارگری در دل همین مبارزات پرورده شده و نقش ایفا کرده اند.

 

ارتباط فعالین و پیشروان کارگری با همین توده های جان به لب رسیده، موجب شده است که فعالین کارگری رفتار و نگرش خود را با واقعیت های عینی زندگی و مبارزه توده ی کارگران تطبیق داده و راه درست اندیشیدن و عمل کردن را به توده های کارگر منتقل کنند. فعالین کارگری با حضور در محیط کار و زیست کارگران به هم طبقه ای های خود می گویند که تنها راه خروج از این منجلاب دهشتناک، از فقر و گرسنگی، از بیکاری، از اخراج های دسته جمعی و... ، همانا مبارزه با نظام سرمایه داری و ایجاد تشکل های مستقل کارگری است.

 

آنان به همکاران کارگرشان می گویند: داشتن تشکل مستقل کارگری، کارگران را در مقابل تهاجم لجام گسیخته ی سرمایه داری، قوی و مقتدر خواهد کرد، با ایجاد تشکل کارگری، کارگران می توانند در موقعیت مناسبتری در مبارزه با سرمایه داران قرار گیرند،  می توانند، خود دستمزد خویش را با اقتدار تعیین کنند، کارگران با اتکا به تشکلات مستقل خویش می توانند دستاورد مبارزات خود را قدم به قدم تثبیت کنند.

 

همکاران و هم طبقه ای های شریف و زحمت کش!!

 

اکنون به همت فعالیت، عناصر صادق جنبش کارگری، مجامع حقوقی جهانی هویت ما را به عنوان طبقه ی کارگری که مطالبات برحقی دارد، به رسمیت شناخته است. حال که این چنین روزی را به نام کارگران ایران می بینم، بر خود به عنوان یکی از فعالین کارگری که در این سرزمین زندانی ستم سرمایه داری است، می بالم، چرا که می دانم طبقه کارگر جهانی، زندانی شدن عناصری از این فعالین را به آسانی قبول نکرده و برای آزادی آنها تلاش و مبارزه میکنند و نمیگذارند زندانی کردن کارگران مانع و سدی در مسیر این مبارزه ی حق طلبانه باشد.

من روز ۶ مارس(۱۶ اسفند) در سلول خود به امید ایجاد اتحاد و همبستگی بیشتر در صفوف طبقه کارگر شاد خواهم بود، کارگران ایران هم باید در این روز شاد باشند و دشمنان کارگران در این روز عزا بگیرند. من خود را در کنار و بازو در بازو در صف مبارزه شما خواهم دید و همصدا با شما بر این نکته تأکید خواهم کرد که از مبارزه برای ایجاد تشکل های مستقل کارگری گریزی نیست.

 

 

محمود صالحی- زندان مرکزی شهرسنندج

تاریخ ۱۴/۱۲/۱۳۸۶ برابر با ۴ مارس ۲۰۰۸

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 10  توسط حامد سعیدی  | 

اعلام همبستگی با کارگران جهان،  در روز همبستگي با محمود صالحي و منصور اسا نلو

 

امروزه سرمایه‌داری تا دندان مسلح، باتنگ كردن عرصه برآزاديخواهان  و با دستگيريهای پياپي، آزار و شكنجه و به بند كشيدن فعا لين جنبشها ي مختلف و گاه ترور و حتي كشتن فعالين در زير شكنجه حامیان بیرحم سرمايه، چهره هراسناك ومتوحش سرمايه داري را عيان ساختند وبا چنگ ودندان از وجود خود دفا ع ميكنند. اما با اين وجود، فعا لين و آزاديخواهان پيگيرانه وهر چه جديتر از هميشه ضمن حفظ  دست آوردها ي خود، تا دفن کامل سرمایه‌داری و ریشه کن کردن ستم ونا برابري، بر خواسته‌های بر حق خود که همانا برابری انسان است پای می‌فشارند.

 

كارگران، مردم شریف و آزادیخواه؛

 

همچنا ن كه به كرات اعلا م شده،  از اول ما ه مه  به بعد و زنداني شدن محمود صالحي،  شهر سقز بيشتر ازساير نقاط ايران تحت كنترل و جو پليسي قرار گرفته وهر گونه تجمع با خشو نت پليس روبرو ميشود.  به اين دليل، ما فعالين كارگري شهر سقز، با تحرير اين اوضاع و تشخيص اينكه تجمع مقدور و امكان پذير نميباشد از اين طريق همبستگي خود را با كا رگران جهان در روز همبستگي با محمود صالحي و منصور اسا نلو اعلا م ميداريم.

 

زنده باد اتحاد و همبستگی طبقاتی کارگران

 

جمعی از فعالین کارگری و کارگران خباز شهرستان سقز

15 اسفند 1386

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 10  توسط حامد سعیدی  | 

8 مارس

فاتح گویلیان

8 مارس روز جهانی زن. روز همبستگی جهانی علیه نابرابری جنسی را به روز مبارزه واقعی در تمام دنیا تبدیل کنیم. امسال نیز در شرایطی به استقبال روز جهانی زن میرویم که زنان همچنان بار سنگین ستمگری مضاعف جامعه سرمایه داری و حاکمیت رژیم های مذهبی و فرهنگی کهنه و مرد سالار را به دوش میکشند.

در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی قوانین ارتجاع مذهبی با فرهنگ و اخلاقیات سنتی و مرد سالار در هم آمیخته و بی حقوقی و تحقیر هر روزۀ زنان را نهادینه کرده است.

اگر در جوامع پیشرفته سرمایه داری فرایند تحولات اقتصادی و مبارزۀ گام به گام مردان برابری طلب فرصتهایی در زمینه برابری حقوق برای زنان به وجود آورده است، اما در ایران، جمهوری اسلامی با محصور کردن اکثریت زنان در کنج خانه وظیفه کار بردگی خانگی را به آنها محول کرده است و با بیرون راندن آنها در عرصه تولید، زمان را بیش از هر زمان دیگر زیر سلطه مردان قرار داده است و پایه های ستمگری مردان بر زنان را در محیط خانواده تحکیم کرده است. تحت حاکمیت نظام ناعادلانۀ  جمهوری اسلامی فحشا و خود فروشی زنان به طور بیسابقه ای گسترش پیدا کرده است و آزار جنسی زنان به پدیدۀ عادی تبدیل شده است. با گذشت سه دهه از حاکمیت جمهوری اسلامی و قوانین فوق ارتجاعی آن مطالبات و سطح توقعات زنان در تمام زمینه ها به عقب رانده است و از طرف دیگر فقر مالی و روابط خانوادگی مبتنی بر ستمگری مرد شرایط بسیار دشواری را برای بیداری سیاسی زنان و گام نهادن آنها در مبارزه علیه این تبعیض و بی حقوقی ها فراهم آورده است. در سالهای اخیر بر زمینه وجود این واقعیات تلخ و دردناک جریان ارتجاعی فمنیسم اسلامی با بهره گرفتن از بی حقوقی مطلق زنان تلاش کرده اند با باز خوانی و ارائه تفسیرهای نو از قوانین و احکام اسلامی مطالبات و مبارزات زنان برای رهایی از این بی حقوقی ها را با اسلام و قوانین ارتجاعی مذهبی آشتی دهند و با دستاویز قرار دادن تئوری فرهنگی، زنان ایرانی را از همبستگی با همنوعان خود در دیگر نقاط جهان محروم کنند.

فمنیزم اسلامی به عنوان تحثبی از جنبش اصلاحات بورژوازی در سالهای اخیر تلاش کرده است تا از این راه جنبش برابر طلبانه زنان را به بیراهه برد.

با این وجود و علیرغم همه محدودیتها و دشواری هایی که به آن اشاره شد ما در سالهای اخیر شاهد حرکات رادیکال و برابری طلبانه در درون جنبش زنان بودیم که به اشکال مختلف و با به کار گرفتن ابتکارات متنوع تلاش کرده اند تا صدای اعتراض و مبارزه علیه نابرابری های موجود در جامعه را به گوش بشریت آزادیخواه برسانند.

صف این مبارزه را باید تقویت کرد این صدای مبارزه را باید رساتر و رساتر ساخت.

تاریخ نشان داده است که هیچ جنبشی بدون حضور فعال زنان موفق نخواهد بود.

امید است سال آینده سال تحقق آرمانهای سوسیالیستی و مبارزه برای دستاوردهای انسان آزاده باشد.

 

زنده باد آزادی و برابری

برقرار باد سوسیالیسم

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 22  توسط حامد سعیدی  | 

 

با نیروی متشکل کارگرانرژیم شلاق و سرنیزه جمهوری اسلامی رفتنی است!

 

   بیدادگاه تجدید نظر سنندج برای 11 نفز از کارگران شرکت کننده در تظاهرات اول ماه مه 2007 در این شهر حکم شلاق و جریمه نقدی صادرکرد و این عمل  وحشیانه تا کنون در باره 5 نفر از کارگران حق طلب به نام های صدیق امجدی، فارس گویلیان، حبیب الله کلکانی، صدیق صبحانی عباس اندریاری اجرا شده است. رژیم  می خواهد با تشدید سرکوب و ایجاد رعب و وحشت که بازتاب اضطراب درونی خود  از سرنگونی حتمی اش است، در رفع بحران اجتماعی به مقابله باخواستهای واقعی و روزمره کارگران و مردم زحمتکش و ستم کشیده ایران ادامه دهد .

 

  سه دهه از حاکمیت سراپا ارتجاعی و ضد کارگر رژیم جمهوری اسلامی ایران می گذرد. در طی این مد ت  همواره اول ماه مه وبرگزاری مراسم روز جهانی کارگر یکی از کشمکش های اصلی طبقه کارگر ایران با حاکمین مدافع سیستم سرمایه داری و سرمایه داران بوده است. رژیم اسلامی حامی کارفرمایان و غاصبین وسائل تولید  برای جلو گیری از برسمیت شناختن و برگزاری آزاد مراسم  روز کارگرانواع حلیه ها و وسائل سرکوب را به کار گرفته است. کارگران و رهیران آنها را بخاطر برگزاری و سخنرانی در چنین مراسمی زندانی، شکنجه و اعدام کرد که بعنوان نمونه می توان به شکنجه و قتل  جهانگیر قعله میاندوآبی در سال 60 یه جرم شرکت در تطاهرات اول ماه مه تهران و زندانی و شکنجه کارگران سنندج و اعدام سخنران اول ماه مه در آنجا جمال چراغ ویسی در 1368 اشاره کرد. امروز و در شرایطی دیگر با نزدیک شدن اول ماه مه و با اجرای حکم شلاق می خواهند  کارگران را از مبارزه برای برگزاری مراسم مستقل اول ماه مه و دفاع از سایر حقوق شان باز دارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 1  توسط حامد سعیدی  | 

 

 

  برای تحقق خواست های