تبليغاتX

بسوی سوســـــیالیسم

بسوی سوســـــیالیسم

 

گرامی باد یاد جانباختگان گردان شوان

پویا محمدی

سالهاست که واپسین روزهای زمستان و هنگامه آمدن بهار و سال نو، برای ما و میلیونها توده مردم رنجدیده و تحت ستم، یاد آور ضایعه ای بزرگ، تراژدی ای انسانی و غم و اندوه بسیار است.

بیست سال پیش در چنین روزی، همزمان با آخرین ماههای جنگ ارتجاعی و خانمانسوز ایران و عراق و در حالیکه هر دو رژیم جنگ طلب و سرکوبگر بعث عراق و جمهوری اسلامی با قربانی کردن میلیونها انسان و ویرانی و به تباهی کشاندن هست و نیست جامعه ای به وسعت ایران و عراق، علیرغم زبونی شان در برابر هم، کماکان آتش جنگ را شعله ور نگاه داشته و از ارتکاب به هیچ جنایت و وحشیگری کوتاهی نمی کردند، شهر "حلبچه" و نواحی وسیعی از "دشت شاره زور" در کردستان عراق به میدان جنگی خونین تبدیل شد.

در این میان کومه له که طی 8 سال جنگ ویرانگر ایران و عراق بر علیه این جنگ ارتجاعی و جنایتکارانه موضع گرفته بود و همواره می کوشید که نیروهای خود را از میدانهای این جنگ دور نگاه دارد، این بار و همسرنوشت با مردم ستمدیده این منطقه به دام این جنگ افتاد و ضایعه ای بزرگ را متحمل شد.

رفقای پیشمرگ کومه له در "گردان شوان" )یکی از گردان های رزمی نیروی پیشمرگ کومه له ( که پیشتر در این ناحیه مستقر بودند در صدد دوری از جبهه های جنگ و عقب نشینی از منطقه ی درگیری بودند که متاسفانه بدلیل وسعت جبهه های جنگ و مسدود ماندن مسیرهای عقب نشینی، و همزمان بمباران شیمیایی حلبچه و نواحی اطراف توسط رژیم جنایتکار بعث عراق و جراحات و مصدومیت شماری از رفقا، و نیز شناسایی موقعیت آنها توسط نیروهای جمهوری اسلامی که به داخل منطقه نفوذ کرده بودند، طی جنگی نابرابر و خونین با شمار بسیاری از نیروهای جنایتکار رژیم اسلامی در کنار دریاچه "سیروان" پس از ساعتها نبرد و مقاومت حماسی در برابر دشمن جان خود را در راه اهداف و آرمانهای کمونیستی فدا کردند.

بدین ترتیب خون رفقای گردان شوان با خون هزاران هزار انسان بی دفاع و مردم ستمدیده حلبچه که در این روز وحشیانه قتل عام شدند درهم آمیخت و برگ سیاه دیگری به تاریخ سراسر جنایت و تبه کاری حاکمان سرمایه افزوده شد.

در 27 اسفند سال 1366 در جنگ و مقاومت قهرمانانه ی رفقای گردان شوان در برابر پاسداران جهل و سرمایه جمعا 70 تن از عزیزترین همسنگرانمان جانباختند که در میان آنان 12 تن از رفقا در حالیکه مجروح و مصدوم شیمیایی بودند به اسارت دشمن در آمدند. این رفقا پس از چند ماه تحمل آزار و اذیت و شکنجه های بسیار، در سیاه چالهای رژیم در زندان سنندج، سرانجام در جریان قتل عام سراسری زندانیان سیاسی در تابستان سال 67 که متعاقب قبول آتش بس و پایان جنگ از سوی رژیم و بمنظور سرکوب و ایجاد رعب و وحشت هرچه بیشتر در جامعه، بدست جلادان اسلامی صورت گرفت، همراه با هزاران زن و مرد مبارز، انقلابی و کمونیست به آرمان خود وفادار مانده و در مقابل جوخه ی اعدام جنایتکاران اسلامی قرار گرفتند.

جانباختن رفقای گردان شوان در حلبچه در روزهای مانده به نوروز و بهار سال67 ضایعه ای سنگین و اسف بار بود که کومه له و جنبش کمونیستی ایران در این منطقه متحمل شد. این رفقا از زمره لایق ترین اعضاء و کادرهای پیشرو و انقلابی حزب کمونیست ایران بودند که در جریان انقلاب سال 57 پا بمیدان مبارزه نهاده و با دلی اکنده از عشق به آرمان رهایی کارگران و محرومان و ایجاد دنیایی عاری از ستم و استثمار و بی عدالتی و با شعار ((زنده باد سوسیالیسم)) و ((زنده باد حزب کمونیست ایران)) به خاک افتادند.

بی شک نام گردان شوان در جنبش انقلابی کردستان و فعالیت علنی کومه له تا به امروز همیشه نامی زیبا و با ابهت و پر از خاطرات گوناگون بوده و هست و راه و روش اصولی و رفتار صمیمانه و انقلابی و جسارت و از خود گذشتگی و قاطعیت مبارزاتی این گردان رزمنده کومه له، در تاریخ مبارزات کارگران انقلابی و کمونیست بر علیه حاکمیت سرمایه در ایران و در فرهنگ و سنن پیشرو و مبارزاتی مردم کردستان جای گرفته و در آن می درخشد.

یاد و خاطره فداکاری، مبارزات و رزمندگی های رفقای گردان شوان، این عزیزان کمونارد در دل کارگران و زحمتکشان کردستان، زنده و جاوید است. در بیستمین سالگرد جانباختن این رفقا، یاد و خاطره تک تک شان را با تجدید پیمان وفاداری به آرمانهایشان همراه با تمامی جانباختگان راه سوسیالیزم گرامی می داریم.

در این روزها جا دارد یکبار دیگر درود بفرستیم به خانواده و بستگان این رفقا و تمامی جانباختگان صفوف کومه له و حزب کمونیست ایران که طی این سالها با تحمل رنج از دست دادن فرزندان خود، مایه دلگرمی و امیدواری هرچه بیشتر ما در مبارزه و ادامه راه عزیزانشان شده اند.

زنده باد یاد و خاطره رفقای جانباخته گردان شوان

زنده باد آزادی برابری حکومت کارگری

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 12  توسط حامد سعیدی  | 

 

اعلام اعتصاب غذاي محمود صالحي

 

 

امروز دوشنبه 27/12/1386 محمود صالحي را از زندان به بازپرسي شعبه 4 دادگستري سنندج احضار كردند.بعد از ساعتها انتظار ، محمود را به جرم ارتباط با خارج از زندان و انتشار پيام هاي حمايت آميز مانند ، پيام به برگزار كنندگان اعتصاب غذاي 27 تير و اعلام پشتيباني و حمايت از مبارزات دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب‌، براي ايشان قرار بازداشت موقت صادر كردند.

اين درحالي است كه 4/1/1387 مدت يك سال بازداشت وي پايان مي يابد و خانواده و همه دوستانش در انتظار رهايي وي از زندان بودند.

محمود به محض صدور اين قرار بازداشت غير قانوني ، در اعتراض به آن و همه تلاشهاي حاكمان جهت در زندان نگهداشتن وي ، اعلام كرد تا آزاديش از زندان دست به اعتصاب غذاي خشك خواهد زد.

 

كارگران و دوستداران آزادي ؛

 

محمود را يك سال به جرم برگزاري روز جهاني كارگر به بند كشاندند و علي رغم شدت وخامت وضعيت جسمانيش ، خللي در اراده و عزم وي در پيكار عليه نابرابري و ستم ايجاد نكرد . محمود نيز يكي از فرزندان راه رهايي طبقه كارگر و زحمتكش جامعه است .

ما ضمن محكوم كردن اين حكم غير قانوني ، خواهان آزادي  بي قيد  و شرط محمود صالحي درپايان مدت اسارت وي ( روز 4/1/ 1387) هستيم. ما اعضاي كميته دفاع از محمود صالحي اعلام مي كنيم در صورت عدم آزادي ايشان ، هر گونه اقدام لازم و اعتراضي را تا آزادي وي  در دستور كار خواهيم گذاشت.

 

 " كميته دفاع از محمود صالحي "

27/12/1387

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 12  توسط حامد سعیدی  | 

 

فراخوان جمعی از جوانان برابری طلب و کمونیست شهر سنندج در رابطه با  27 اسفند سال روز گردان شوان

به یاد جانباختگان 27 اسفند

تاریخ همیشه صحنه جنگ و نبرد میان طبقه مبارز علیه ظلم و ستم واستبداد بوده است 27 اسفند هم یکی از همین روزهاست که تاریخ هیچ گاه آن روز را از یاد نخواهد برد نوشتن در مورد چنین روز بزرگی از توان قلم خارج است. 27 اسفند را به یاد عزیزانی گرامی می داریم که آنها نه تنها دین خود را به مبارزه ادا کرده اند بلکه حتی فرا تر رفته ودر حرکتی نمادین و قهرمانانه  مبارزه را نیز به خود مدیون کرده اند انسانهاییکه (به راستی که نام انسان برازنده اشان است)ستاره ای افول ناپذیر در جنبش چپ بودند گردان شوان براستی نماد مبارزه مسلحانه در منطقه بود آنان که در گردان شوان بوده اند و یا ان را میشناسند می دانند که مبارزه در گردان شوان خلاصه می شد گروهی که با تمام معنا مبارزه را درک کرده و ان را فهمیده بودند و به خاطر ان عزیزترین چیزهایشان را فدا کردند . افسانه ای بود گردان شوان براستی که شهاب اسمان ضد سرمایه داری بود و از هر کجا که می گذشت دیگر نوری از سرمایه داری نبود این روز روزیست که بر دوش تاریخ بزرگی می کند . این روز متعلق به کودکان گرسنه جامعه  روزیست متعلق به بی خانمان کارتن خواب کارگران استثمار شده . چون به راستی درعمق نگاه انهاست که غم چنین روزی را می توان حس کرد در چنین روزی 72 چریک مبارز در حالی با اغوش باز مرگ را پذیرفتند که کارنامه زندگیشان مملو بود از یک واژه مبارزه علیه ظلم و استبداد و چه شیرین و دلپذیر مبارزه را پذیرفتند گرچه با از میان رفتن گردان شوان نیروی چپ یکی از اهرمهای فشار خود بر ستم مرتجع حاکمه را از دست داد ولی تعهد به عمل این گردان ثابت کرد که اسمان ابی جنبش هیچ گاه تسخیر نخواهد شد و این نشان از درایت و کاردانی انسانهایی بود که برای رهایی از ظلم سرمایه تفنگ را همراه قلم متحد کرده و به مبارزه ای دست زدند که تاریخ به ان ببالد و با افتخار روزهایش را قربانی کند تا به چنین روزی برسد روزی که در آستانه سال نو جان تازه ای به مبارزه می دهد و هر انسان آزادیخواه و برابری طلب در این روز به یاد جانباختگان راه آزادی و سوسیالیزم تعهدش را به مبارزه تازه می کند در چنین روزیست که تمام مبارزین جامعه در دل به آرمانهای این گردان متعهد شده و خواهان آن خواهند بود که بتوانند گوشه ی از مبارزه آنان را ادامه بدهند احترام گذاشتن به چنین روزی نه تنها وظیفه تمام طرفداران یک حزب مشخص بلکه و ظیفه تمام انسانهای برابری طلب و کمونیست است این روز روز پیروزی جنبش چپ بود نه شکست ان . روزی بود که به تمام جریانها ثابت شد که در دامن یک جریان چپ و کمونیستی انسانهایی بیرون آمده اند که تعهد و ضمانت شان به جنبش چپ جانشان است که آن را ادا کرده اند اگر تاریخ تحریف نمی شد ان وقت چه زیبا بود خواندن تاریخ و چه دل چسپ بود یاد کردن از آنهایی که تا آخرین لحظه های مقاومت در سنگر مبارزه خندیدند و درد زخم هایشان هرگز خم به ابرویشان نیاورد این روز روز غم و اندوه نیست روز تجدید پیمان با رفقای مبارزمان در گردان شوان است روزیست که باید اعلام کرد ما هم ادامه دهندگان راه انها هستیم و هیچ گاه اجازه نخواهیم داد تبلیغات و قدرت سرمایه تاریخ و مبارزه مان را از ما بگیرد این روز یکی از روزهای هویت جنبش چپ و کمونیستی است و این روز براستی شناسنامه ای برای اثبات و فداکاری جنبش چپ برای رسیدن به خواست و مطالبات خود در منطقه بود در این روز به یاد جانباختگان راه آزادی و سوسیالیزم هر انسان آزادیخواه و برابری طلب در هر کجای دنیا همگام با تمام جاهای دیگر راس ساعت 11 صبح 27 اسفند 1386 یک دقیقه سکوت می کنیم همه با هم یاد کنیم از سنگر اصلی مبارزه :از گردان شوان و از انسانهاییکه با تقدیم جان خود در راه مبارزه و آزادی آن را به ما رساندند و ما امیدواریم بتوانیم ادامه دهندگان راه آنها تا رسیدن به اهدافمان باشیم .

 

زنده باد سوسیالیزم 

  زنده باد آزادی برابری 

جمعی از جوانان برابری طلب و کمونیست محله های غفور  حاجی اباد.  کمیز. مثناو. شریف آباد. شهرک سعدی. فراح. وکیل. کله که جار. و آبادی های  کیلانه. عنبربزان(مروبزان). حسن آباد. دادانه. کرجو. نوره. و ابادیهای اطراف شهر سنندج

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 19  توسط حامد سعیدی  | 

پيروزی مردم كردستان در رسوا كردن نمايش انتخاباتی مجلس شورای اسلامی

 

روز جمعه 24 اسفند ماه نمايش انتخاب اعضای مجلس اسلامی ايران برگزار شد. اخبار رسيده از سرتاسر ايران نشان ميدهد كه ميزان مشاركت مردم در اين نمايش انتخاباتی بسيار اندك و در مقايسه با همه دوران عمر اين رژيم در پائين ترين سطح خود بوده است.  اين واقعيت نشان داد كه مقاومت در برابر رژيم اسلامی در اين سنگر نيز وسيع و نيرومند است.

در كردستان اما عدم شركت مردم در انتخابات رژيم گسترده تر و همه جانبه تر نيز بوده است. توده های مردم كردستان با عدم شركت قاطعانه خود در نمايشی كه بنام انتخابات به اجرا در آمد، يكبار ديگر نفرت و بيزاری خود را از اين رژيم و از همه نهادهاي آن نشان دادند. عوامل و دستگاههای تبليغاتی رژيم بسيار كوشيدند تا اين پيروزی مردم كردستان را كم رنگ جلوه دهند اما واقعيتها در اين زمينه جان سخت تر از آن هستند كه تبليغات رژيم بتواند آنها را بپوشاند. روز 24 اسفند امسال يكبار ديگر اراده متحد مردم كردستان در برابر رژيم جمهوری اسلامی خود را نشان داد و مردم شهر و روستاهای كردستان به جهان نشان دادند كه اين رژيم در نزد آنها كوچكترين مشروعيتی ندارد

ما به خاطر اين پيروزي به مردم كردستان دست مريزاد ميگوئيم و اطمينان داريم كه اين مردم آزاديخواه و مبارز از يك پيروزی به پيروزی ديگر و تا كسب همه حقوق انسانی خود همچنان قاطعانه گام بر ميدارند.

 

پيروز باد جنبش انقلابی مردم كردستان

 

كميته مركزی كومله

سازمان كردستان حزب كمونيست ايران

26 اسفند

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 19  توسط حامد سعیدی  | 

اپوزیسیون پارلمانی در رژیم بی پارلمان

 

ایرج آذرین

 

نتیجۀ انتخابات مجلس هشتم پیشاپیش روشن است. این انتخابات حتی دیگر عرصۀ رقابت احزاب "خودی" و جناح های رژیم اسلامی هم نیست. احزاب دوم خردادی در کمتر از نیمی از حوزه ها صلاحیت معرفی کاندیدا یافته اند و حداکثر سهم آنها از کرسی های مجلس زیر 20 درصد تعیین شده است. در شرایطی که به حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی حتی اجازه نداده اند تا از شرکت در چنین انتخاباتی اعلام انصراف کنند، طبیعی است که هیچکس از میان اصلاح طلبان حکومتی اکنون ادعا نکند که گذار تدریجی به دموکراسی با مشارکت مردم در انتخابات امری شدنی است. این انتخابات، دستکم از دیدگاه چپ، حتی نیازی به افشاگری ندارد؛ هرچند تأثیراتی که بر صحنۀ سیاست ایران می گذارد لازم به بررسی است. بهترین شاخص این تأثیرات موقعیت آشفته ای است که لیبرال ها در پرتو این انتخابات یافته اند. ادعای مقالۀ حاضر (که دو روز پیش از برگزاری انتخابات نوشته می شود) این است که انتخابات مجلس هشتم بستر اصلی شبه-اپوزیسیون لیبرال را از لحاظ سیاسی کاملا حاشیه ای می کند: یا لیبرال ها با شرکت در انتخابات و حمایت از دستجات مختلف اصلاح طلب حکومتی هر گونه هویت ایدئولوژیک مستقل را از دست می دهند و در اصلاح طلبی اسلامی-حکومتی مستحیل می شوند، و یا با سرخوردن از نقش انتخابات پارلمانی عملا عرصۀ مبارزۀ استراتژیک سیاسی را ترک می کنند و هویت سیاسی خود را تنها در سطح ایدئولوژیک و بعنوان یک نیروی غیرسیاسی حفظ می کنند. این دوراهی مقابل نیروهای لیبرال (شامل سوسیال دموکرات) ایران است که هم اکنون خطوط اصلی آن در واکنش های متنوع جریانات لیبرال و سوسیال دموکرات نسبت به خود انتخابات ترسیم شده است. پیش از بررسی موقعیت کنونی لیبرال ها، نگاهی می اندازیم به سیر لیبرالیسم از آغاز عروج دوم خرداد تا مقطع انتخابات مجلس هشتم.   

 

مرور خیلی کوتاهی بر یک دهه:   

عروج لیبرالیسم در صحنۀ سیاست ایران مولود دوم خرداد بود. ماتریال فکری و انسانی و تشکیلاتی این لیبرالیسم (شامل گرایش به سوسیال دموکراسی) در اپوزیسیون ایران، بخصوص در میان چپ های هواخواه اردوگاه شوروی، با پایان جنگ سرد و سقوط شوروی شکل گرفته بود. و هرچند برخی از میان همین ها (و بویژه از درون سازمان اکثریت) در دور دوم  ریاست جمهوری رفسنجانی شروع کردند تا همسوئی سیاسی با گرایش هایی در درون رژیم را بیازمایند، اما چنین سمتگیری ای، بیش از آنکه حاکی از سیاست لیبرالی متمایزی باشد، بیشتر در امتداد شیوۀ سنتی سازمان اکثریت و حزب توده قرار می گرفت که تنها بعد از سرکوب و تعقیب توسط جمهوری اسلامی به ناچار دست از حمایت جناحی از رژیم برداشته بودند. اما از سال 1376، پروسۀ تخمیر این بخش از اپوزیسیون در یک خط مشی واحد و فراگیر لیبرالی به فرجام رسید و وجود اصلاح طلبان حکومتی در قالب احزاب دوم خردادی زمینه ساز یک استراتژی سیاسی لیبرالی قرار گرفت. حتی جریانات توده ای، که از لحاظ ایدئولوژیک هیچگاه به مکتب لیبرال نپیوستند، از لحاظ سیاسی تماما به یک خط مشی لیبرالی روی آوردند؛ و این امر در تاریخ حیات حزب توده، یا احزاب مشابه در کشورهای دیگر، سابقۀ غنی ای داشت..................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 12  توسط حامد سعیدی  | 

 

برگزاری باشکوه مراسم گرامیداشت 8 مارس در مقر مرکزی کومه له

مراسم گرامیداشت 8 مارس روز جهانی زن، روز جمعه 17 اسفند ماه با حضور صدها نفر از مردم شهرهای مختلف کردستان عراق، هواداران و پیشمرگان کومه له در مقر مرکزی کومه له در "زرگویز" برگزار گردید.

مراسم از ساعت 2 و 30 دقیقه بعد از ظهر با سرود انترناسیونال سرود همبستگی جهانی طبقه کارگر از سوی گروه سرود کومه له و یک دقیقه سکوت به یاد تمامی جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم آغاز شد.

در ادامه مراسم بیانیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران به مناسبت 8 مارس خوانده شد.

مراسم روز جهانی زن در مقر مرکزی کومه له با شعر، سرود و تقدیم برنامه های هنری از سوی چند تن از هنرمندان با زبانهای فارسی و کردی ادامه یافت.

بخش دوم مراسم شادی و پایکوبی  شرکت کنندگان بود که تا  ساعت 5 و 30 دقیقه بعد از ظهر ادامه یافت و سپس مراسم در میان شور و شوق حاضرین به پایان رسید.

 

 

 

 

 

 

ادامه تصاویر در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 13  توسط حامد سعیدی  | 

 

بمناسبت 8 مارس روز جهانی زن

 

(2008)

 

حزب کمونیست ایران 8 مارس روز جهانی زن را به همه زنان و انسانهای آزاده تبریک می گوید.

اکنون در شرایطی  به استقبال گرامیداشت 8 مارس روز جهانی زن می رویم  که ابعاد دهشتناک بی حقوقی زنان در ایران نه تنها فروکش نکرده بلکه حقوق فردی و اجتماعی اش هر روزه زیر تازیانه قانون شرع و عرف اسلامی لگدمال می شود و نظام سرمایه داری و مردسالار جمهوری اسلامی همچنان آزادی، جان و حرمت انسانی زنان یعنی نیمی از انسانهای این جامعه را اسیر یوغ حاکمیت سیاه خود ساخته است.

 

در سال گذشته نیز موج دوم سرکوب و یورش لجام گسیخته دولت احمدی نژاد به جنبش های اجتماعی با تهاجم به جنبش زنان آغاز شد، گویی درتاریخ معاصر ایران این قرعه نصیب زنان شده است که هرگاه استبداد خواست از جامعه و جنبش های آزادیخواهانه زهر چشم بگیرد با تعرض به جنبش زنان آغاز می کند.

 

نظام سرمایه داری و مرد سالار در آمیخته با مذهب، تبعیض جنسی و راندن زنان به موقعیت جنس دوم را در بازار کار نیز چنان ساختاری و نهادینه کرده است که مبارزه زنان برای کسب استقلال اقتصادی از مردان را بسیار پیچیده و دشوار کرده است. شیوه تفکر غالب و فرهنگ جامعه که فرهنگ طبقه حاکمه است، در راستای بازتولید نیروی کار ارزان برای سرمایه داران تنها مرد را نان آور خانه می داند و این خود یکی از عوامل سلطه این نظام تبعیض جنسی در بازار کار است. این نظام تبعیض جنسی، زنان را بمثابه بردگان بی اجر و مزد سرمایه، بدون بهره مندی از بیمه بیکاری و دیگر تامین های اجتماعی در کنج خانه رها کرده است. این عدم استقلال اقتصادی مانند وزنه سنگینی به پای زنان در مبارزه آنان برای احقاق برابری حقوقی با مردان عمل می کند.

 

اگر چه تحت تأثیر عملکرد این محدودیت های ساختاری، سهم زنان در بازار کار هنوز به 15% نمی رسد اما در همین محدوده نیز جداسازی جنسیتی در طبقه بندی مشاغل نقش ایفا می کند. مشاغلی با دستمزدهای پایین، فقدان مهارت، کارهای نیمه وقت و موقت و روزمزدی با مزایای پایین عمدتا به زنان اختصاص دارد.  افزایش سریع جمعیت زنان تحصیلکرده و دارای دانش عالی در میان زنان آماده بکار تغییر چندانی در این ساختار سنتی بوجود نیاورده است. و این نابرابری جنسیتی در تقسیم مشاغل، نابرابری در دستمزدها را بدنبال دارد. در این بازار کار مبتنی بر آپارتاید جنسی زنان اولین کسانی هستند که تحقیرو اذیت و آزار می شوند و زیر تیغ اخراج قرار می گیرند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 12  توسط حامد سعیدی  | 

مضحکه انتخاباتی هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی

 

مضحکه  انتخاباتی هشتمین  دوره  مجلس شورای اسلامی در راه است. این " انتخابات" قرار است در روز 24 اسفند ماه 1386  برابر چهارده مارس 2008 برگزار شود.

در حالی که نیروهای اصلاح طلب درون حاکمیت جمهوری اسلامی برای کسب کرسی های بیشتر در پارلمان اسلامی به تکاپو افتاده اند، و اپوزیسیون لیبرال رژیم، از حزب توده و سازمان اکثریت گرفته تا جمهوری خواهان همه به یک "انتخابات آزاد" امید بسته بودند تا از طریق راه یابی اصلاح طلبان به مجلس بار دیگر امید به اصلاح رژیم از درون را در دلها پرورده کنند، موج گسترده رد صلاحیت ها همه این تلاش و امیدها را بر باد داده است.

این تلاش و امیدها در حالی است که سید محمد خاتمی روند " انتخابات" را فاجعه بار خوانده است و از سوی دیگر موسوی لاری، وزیر کشور سابق در دولت خاتمی و دبیرائتلاف اصلاح طلبان که از 21 گروه اصلاح طلب از جمله جبهه مشارکت اسلامی تشکیل شده است در این زمینه اظهار داشته است که رد صلاحیت اصلاح طلبان به قدری وسیع و گسترده بوده است، که تعداد کافی داوطلب اصلاح طلب برای شرکت در رقابت های انتخاباتی 290 کرسی نمایندگی مجلس شورای اسلامی باقی نمانده است.

بدنبال این رد صلاحیت های گسترده، سید محمد خاتمی، کروبی و هاشمی رفسنجانی برای چاره جویی و برون رفت از بن بست، در شرایطی که کل موقعیت نظام جمهوری اسلامی را بحرانی ونگران کننده می بینند، به حضور خامنه ای رفته و سیاست "چانه زنی در بالا" و "خفه شدن در پایین" را در پیش گرفته اند.

 جدال و کشمکش بر سر کسب کرسی های مجلس و روند تجدید آرایش سیاسی جناح ها و نیروهای درون حاکمیت جمهوری اسلامی در حالی است که تشدید بحران اقتصادی، تورم سر سام آور  و عمیق تر شدن شکاف های طبقاتی در جامعه، سران رژیم را از عواقب و پیامدهای آن به شدت نگران ساخته است.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 0  توسط حامد سعیدی  | 

 

بگذارید یك صدا به رسوا كردن نمایش انتخاباتی ر‍ژیم برخیزیم

 

توده های مردم كردستان!

 

روز 24 اسفندماه امسال نمایش مسخره دیگری بنام انتخابات در ایران تحت حاكمیت رژیم اسلامی به اجرا در می آید.طی این این نمایش سبك و بی محتوا شماری از عوامل این رژیم برای عضویت در مجلس شورای اسلامی تعیین میشوند. این افراد برای مدت 4 سال در یك نهاد كارتونی بنام قانونگذار شركت میكنند و به یك زندگی انگلی و مفت خورانه  برای خود دست می یابند. اگر تا چند سال بیش دستگاهی كه بر آن نام بارلمان نهاده اند حداقل انعكاسی از توازن قوای جناح بندی ها و دعواهای درونی رژیم بود و گاه و بیگاه صدای اعتراض جناحی علیه جناح دیگر از آن بر میخواست، اكنون دیگر این كاركرد خود را هم از دست داده است و بكمك شورای نگهبان تماما به ارگان سر سبرده خامنه ای و دارودسته اش تبدیل شده است. نه در گذشته و نه اكنون و در هیچ دوره ای این مجلس از صادر كردن هیچ گونه قرار و قانونی بر علیه مردم استثمار شده و ستمدیده كوتاهی نكرده است. حتی شماری از اعضای این باصطلاح بارلمان خود در دوره هایی زیندانبان و یا مستقیما از مجریان ترور و شكنجه و سركوب رژیم بوده اند.

رژیم جمهوری اسلامی همزمان با اجرای این نمایش انتخاباتی  موجی از دستگیری و شكنجه و اعدام را در سراسر ایران براه انداخته است. در كردستان هم شماری از مبارزین فعال عرصه های مدنی و مطبوعاتی را دستگیر و به اعدام محكوم كرده است. فعالین دفاع از حقوق كارگران را به جرم شركت كردن در مراسم جشن جهانی كارگران به زندان می اندازد و حكم شلاق بر علیه شان به اجرا در می آورد. حضور زنان برابری طلب را تحمل نمیكند آنها را بزندان می اندازد و یا بر سر راه فعالیتشان مانع ایجاد میكند.

در چنین شرایطی اجرای این نمایش انتخاباتی در عین حال فرصت مناسبی است برای نشان دادن بیزاری از این رژیم  در مقیاسی توده ای. بگذارید با شركت نكردن در این نمایش و با رسوا كردن آن صدای اعتراض خود را بر علیه این رژیم بگوش جهانیان برسانیم. نباید اجازه داد كه رژیم اسلامی از طریق اجرای این گونه نمایشها كوچكترین ادعای مشروعیتی برای خود داشته باشد.

چهار سال بیش در چنین فرصتی ارداه مردم كردستان را در جریان نمایش مشابهی شاهد بودیم تا جائیكه رژیم خود نیز نتوانست خلوت بودن دور و بر صندوقهایش ار بنهان بدارد. این بار نیزضروری است كه  مردم مبارز كردستان قاطعانه تر از گذشته این نمایشی را كه بنام انتخابات به اجرا در می آید رسوا كنند.

 

بیروز باد جنبش انقلابی مردم كردستان

 

كمیته مركزی كومله

سازمان كردستان حزب كمونیست ایران

16 اسفند 1386شمسی

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 8  توسط حامد سعیدی  | 

 

بیانیه در باره اعتراضات دانشگاه شیراز و بحثهای ایجاد شده پیرامون آن

 

اعتراضات دانشجویان دانشگاه شیراز که حول مسایلی نظیر عزل یا استعفای رییس دانشگاه ،عزل شورای صنفی دست نشانده رییس فعلی دانشگاه ، فراهم آوردن امکانات دسترسی به اینترنت برای همه دانشجویان ، تجهیز و توسعه خوابگاهها و ... به راه افتاده است . تا کنون نزدیک به ده روز موفق و بی نظیر را پشت سر گذاشته است که در شرایط کنونی می توان آن را از حیث تداوم یافتن تا مدت زمانی بیش از یک هفته و شرکت توده و بدنه دانشجویی در اعتراضات تا همینجا هم به عنوان یک مورد و نمونه موفق مبارزات دانشجویی محسوب داشت . این اعتراضات در ادامه اعتراضات قبلی دانشجویان دانشگاه شیراز به "منشور اخلاقی" اعلام شده توسط رییس دانشگاه که منجر به تصرف کوتاه مدت دانشگاه توسط دانشجویان و لغو این منشور گردید ، قرار می گیرد. ما به عنوان یک نیروی مستقیما درگیر در این اعتراضات این موفقیت را به تمام دانشجویان دانشگاههای شیراز ، معترضین و حامیان آنها  تبریک گفته و عزم خود را برای شرکت در این مبارزه و کوشش جمعی تا تحقق تمام مطالبات دانشجویان اعلام می داریم . 

حوادث دانشگاه شیراز به طرح بحثهایی قدیمی در سطح جنبش دانشجویی منجر شده است که البته نخستین نشانه های آن با مباحثاتی که پیرامون " بیانیه دانشجویان لیبرال پیرامون حوادث کوی دانشگاه " آشکار گشت و صدور بیانیه سازمان ادوار تحکیم وحدت پیرامون اعتراضات دانشگاه شیراز این بحثها را وارد مرحله ای دیگر نمود. بحث مطالبات و اعتراضات دانشجویی در مرکز این مجادلات قرار دارد : اینکه ماهیت اعتراضات دانشجویی صنفی است و برای حفظ امنیت فعالین و تداوم جنبش می بایست در این سطح باقی بماند و یا سیاسی است و باید در هرگام چرخش تندتری به سمت شعارهای سیاسی تر و انقلابی تر بیابد ؟ ما به عنوان دانشجویان سوسیالیست و بر اساس سنت نظری و اجتماعی خود اعتقاد داریم که طرح موضوع به این طریق ، شکلی انتزاعی به بحث می دهد و این انقطاب در واقعیت مبارزات دانشجویی خود را نشان نداده و نمی دهد .  تاریخ مبارزات جنبش دانشجویی نشان داده است که موج اعتراض و مبارزه این جنبش می تواند حول موضوعاتی با ماهیتی صنفی یا سیاسی آغازگردد و جریان یابد :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 22  توسط حامد سعیدی  | 

 

8 مارس روز جهانی زن را به همه زنان وانسانهای آزادیخواه تبریک می گویم!!!

گرامی می دارم، 8 مارس، روز جهانی زن را.

هشت مارس برای انسان های شریف و آگاه، یاد آور مبارزات زنان کارگر نساجی است، که برای به دست آوردن حقوق و منزلت اجتماعی برابر در سال 1907 در شهر نیویورک اقدام به راهپیمایی کردند. همان طور که می دانیم این مبارزات در روند خویش، منجر به دستیابی زنان به بسیاری از حقوق اجتماعی در سطح جهان شد.

اما امروز در ایران در شرایطی هشت مارس جشن می گیریم که زنان این سرزمین از ابتدایی ترین حقوق و استانداردهای بین المللی محرومند. نظام سرمایه داری در کشورهایی چون ایران شدیداً به نیروی کار ارزان که عمدتاً زنان و سپس کودکان را شامل می شود، دل بسته است.

گذشته از این، زنان در ایران از سلطه ی مرد سالارانه و تبعیض جنسی نیز رنج می برند که در جای خود ستم مضاعفی را بر زنان تحمیل می کند. بنابراین زنان، در کشورهایی چون ایران، به ناچار در دو جبهه می جنگند:1- مبارزه با نظام انسان ستیز سرمایه داری2- مبارزه با سلطه ی مرد سالارانه و آپارتاید جنسی که در اعماق جامعه ی ما هم چنان نفوذ خود را بر فرهنگ، رفتار و نگرش مردان و بعضاً زنان حفظ کرده است. امروز زنان آگاه و مبارز این سرزمین، هم صدا با دیگر خواهران خود در دیگر نقاط جهان، برای رفع هر گونه ستم طبقاتی و نابرابری های اجتماعی، مبارزات برحق خود را پیش می برند. اما مبارزه برای رهایی زنان تنها امر زنان نیست، این وظیفه همه انسانهای آزاده است که دوش بدوش زنان برای هر چه تودهای تر کردن این جنبش برای به میدان آوردن زنان کارگر و زحمتکش تلاش کنند. باید برای اتحاد جنبش زنان با جنبش کارگری تلاش کنیم.

 درود بر زنانی که در راه احقاق حقوق انسانی خویش در برابر ستم سرمایه داری و سلطه ی ارتجاعی مرد سالارانه ایستادگی و مبارزه ی سراسری خویش را پیش می برند.

   

محمود صالحی- زندان مرکزی شهرسنندج

تاریخ ۱۴/۱۲/۱۳۸۶ برابر با ۴ مارس ۲۰۰۸

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 21  توسط حامد سعیدی  | 

پیام محمود صالحی به تمامی کارگران و دلسوزان سازمانده و شرکت کننده در کارزار جهانی6  مارس  

فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل (آی.تی.اف) و وابستگانش، کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری (آی.تی.یو.سی) و اعضایش و همکاران در فدراسیون اتحادیه های جهانی، کارزاری جهانی را در روز 6 مارس، به همراه یکدیگر برای آزادی آقای منصور اسانلو و من (محمود صالحی)  و پیشبرد و ارتقاء حقوق کارگران در ایران به راه انداخته اند. من به نوبه خود، صمیمانه از این اقدامات مبارزاتی تشکر میکنیم.

 

از مبارزه برای ایجاد تشکل های مستقل کارگری گریزی نیست!!!

 

جنبش کارگری بر زمینه و بستر تشدید بحران اقتصادی، به تعطیلی کشانده شدن کارخانجات، اخراج های دسته جمعی، عدم قدرت خرید توده های زحمتکش به واسطه افزایش بیش از پیش تورم و متناسب نبودن آن با سطح معیشت و دستمزد کارگران و به طور کلی افزایش فاصله ی طبقاتی رشد کرده و محیط کار و واحدهای تولیدی برای کارگران تبدیل به صحنه هایی از مبارزه ی طبقاتی جهت رسیدن به مطالباتشان شده است. فعالین کارگری در دل همین مبارزات پرورده شده و نقش ایفا کرده اند.

 

ارتباط فعالین و پیشروان کارگری با همین توده های جان به لب رسیده، موجب شده است که فعالین کارگری رفتار و نگرش خود را با واقعیت های عینی زندگی و مبارزه توده ی کارگران تطبیق داده و راه درست اندیشیدن و عمل کردن را به توده های کارگر منتقل کنند. فعالین کارگری با حضور در محیط کار و زیست کارگران به هم طبقه ای های خود می گویند که تنها راه خروج از این منجلاب دهشتناک، از فقر و گرسنگی، از بیکاری، از اخراج های دسته جمعی و... ، همانا مبارزه با نظام سرمایه داری و ایجاد تشکل های مستقل کارگری است.

 

آنان به همکاران کارگرشان می گویند: داشتن تشکل مستقل کارگری، کارگران را در مقابل تهاجم لجام گسیخته ی سرمایه داری، قوی و مقتدر خواهد کرد، با ایجاد تشکل کارگری، کارگران می توانند در موقعیت مناسبتری در مبارزه با سرمایه داران قرار گیرند،  می توانند، خود دستمزد خویش را با اقتدار تعیین کنند، کارگران با اتکا به تشکلات مستقل خویش می توانند دستاورد مبارزات خود را قدم به قدم تثبیت کنند.

 

همکاران و هم طبقه ای های شریف و زحمت کش!!

 

اکنون به همت فعالیت، عناصر صادق جنبش کارگری، مجامع حقوقی جهانی هویت ما را به عنوان طبقه ی کارگری که مطالبات برحقی دارد، به رسمیت شناخته است. حال که این چنین روزی را به نام کارگران ایران می بینم، بر خود به عنوان یکی از فعالین کارگری که در این سرزمین زندانی ستم سرمایه داری است، می بالم، چرا که می دانم طبقه کارگر جهانی، زندانی شدن عناصری از این فعالین را به آسانی قبول نکرده و برای آزادی آنها تلاش و مبارزه میکنند و نمیگذارند زندانی کردن کارگران مانع و سدی در مسیر این مبارزه ی حق طلبانه باشد.

من روز ۶ مارس(۱۶ اسفند) در سلول خود به امید ایجاد اتحاد و همبستگی بیشتر در صفوف طبقه کارگر شاد خواهم بود، کارگران ایران هم باید در این روز شاد باشند و دشمنان کارگران در این روز عزا بگیرند. من خود را در کنار و بازو در بازو در صف مبارزه شما خواهم دید و همصدا با شما بر این نکته تأکید خواهم کرد که از مبارزه برای ایجاد تشکل های مستقل کارگری گریزی نیست.

 

 

محمود صالحی- زندان مرکزی شهرسنندج

تاریخ ۱۴/۱۲/۱۳۸۶ برابر با ۴ مارس ۲۰۰۸

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 10  توسط حامد سعیدی  | 

اعلام همبستگی با کارگران جهان،  در روز همبستگي با محمود صالحي و منصور اسا نلو

 

امروزه سرمایه‌داری تا دندان مسلح، باتنگ كردن عرصه برآزاديخواهان  و با دستگيريهای پياپي، آزار و شكنجه و به بند كشيدن فعا لين جنبشها ي مختلف و گاه ترور و حتي كشتن فعالين در زير شكنجه حامیان بیرحم سرمايه، چهره هراسناك ومتوحش سرمايه داري را عيان ساختند وبا چنگ ودندان از وجود خود دفا ع ميكنند. اما با اين وجود، فعا لين و آزاديخواهان پيگيرانه وهر چه جديتر از هميشه ضمن حفظ  دست آوردها ي خود، تا دفن کامل سرمایه‌داری و ریشه کن کردن ستم ونا برابري، بر خواسته‌های بر حق خود که همانا برابری انسان است پای می‌فشارند.

 

كارگران، مردم شریف و آزادیخواه؛

 

همچنا ن كه به كرات اعلا م شده،  از اول ما ه مه  به بعد و زنداني شدن محمود صالحي،  شهر سقز بيشتر ازساير نقاط ايران تحت كنترل و جو پليسي قرار گرفته وهر گونه تجمع با خشو نت پليس روبرو ميشود.  به اين دليل، ما فعالين كارگري شهر سقز، با تحرير اين اوضاع و تشخيص اينكه تجمع مقدور و امكان پذير نميباشد از اين طريق همبستگي خود را با كا رگران جهان در روز همبستگي با محمود صالحي و منصور اسا نلو اعلا م ميداريم.

 

زنده باد اتحاد و همبستگی طبقاتی کارگران

 

جمعی از فعالین کارگری و کارگران خباز شهرستان سقز

15 اسفند 1386

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 10  توسط حامد سعیدی  | 

8 مارس

فاتح گویلیان

8 مارس روز جهانی زن. روز همبستگی جهانی علیه نابرابری جنسی را به روز مبارزه واقعی در تمام دنیا تبدیل کنیم. امسال نیز در شرایطی به استقبال روز جهانی زن میرویم که زنان همچنان بار سنگین ستمگری مضاعف جامعه سرمایه داری و حاکمیت رژیم های مذهبی و فرهنگی کهنه و مرد سالار را به دوش میکشند.

در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی قوانین ارتجاع مذهبی با فرهنگ و اخلاقیات سنتی و مرد سالار در هم آمیخته و بی حقوقی و تحقیر هر روزۀ زنان را نهادینه کرده است.

اگر در جوامع پیشرفته سرمایه داری فرایند تحولات اقتصادی و مبارزۀ گام به گام مردان برابری طلب فرصتهایی در زمینه برابری حقوق برای زنان به وجود آورده است، اما در ایران، جمهوری اسلامی با محصور کردن اکثریت زنان در کنج خانه وظیفه کار بردگی خانگی را به آنها محول کرده است و با بیرون راندن آنها در عرصه تولید، زمان را بیش از هر زمان دیگر زیر سلطه مردان قرار داده است و پایه های ستمگری مردان بر زنان را در محیط خانواده تحکیم کرده است. تحت حاکمیت نظام ناعادلانۀ  جمهوری اسلامی فحشا و خود فروشی زنان به طور بیسابقه ای گسترش پیدا کرده است و آزار جنسی زنان به پدیدۀ عادی تبدیل شده است. با گذشت سه دهه از حاکمیت جمهوری اسلامی و قوانین فوق ارتجاعی آن مطالبات و سطح توقعات زنان در تمام زمینه ها به عقب رانده است و از طرف دیگر فقر مالی و روابط خانوادگی مبتنی بر ستمگری مرد شرایط بسیار دشواری را برای بیداری سیاسی زنان و گام نهادن آنها در مبارزه علیه این تبعیض و بی حقوقی ها فراهم آورده است. در سالهای اخیر بر زمینه وجود این واقعیات تلخ و دردناک جریان ارتجاعی فمنیسم اسلامی با بهره گرفتن از بی حقوقی مطلق زنان تلاش کرده اند با باز خوانی و ارائه تفسیرهای نو از قوانین و احکام اسلامی مطالبات و مبارزات زنان برای رهایی از این بی حقوقی ها را با اسلام و قوانین ارتجاعی مذهبی آشتی دهند و با دستاویز قرار دادن تئوری فرهنگی، زنان ایرانی را از همبستگی با همنوعان خود در دیگر نقاط جهان محروم کنند.

فمنیزم اسلامی به عنوان تحثبی از جنبش اصلاحات بورژوازی در سالهای اخیر تلاش کرده است تا از این راه جنبش برابر طلبانه زنان را به بیراهه برد.

با این وجود و علیرغم همه محدودیتها و دشواری هایی که به آن اشاره شد ما در سالهای اخیر شاهد حرکات رادیکال و برابری طلبانه در درون جنبش زنان بودیم که به اشکال مختلف و با به کار گرفتن ابتکارات متنوع تلاش کرده اند تا صدای اعتراض و مبارزه علیه نابرابری های موجود در جامعه را به گوش بشریت آزادیخواه برسانند.

صف این مبارزه را باید تقویت کرد این صدای مبارزه را باید رساتر و رساتر ساخت.

تاریخ نشان داده است که هیچ جنبشی بدون حضور فعال زنان موفق نخواهد بود.

امید است سال آینده سال تحقق آرمانهای سوسیالیستی و مبارزه برای دستاوردهای انسان آزاده باشد.

 

زنده باد آزادی و برابری

برقرار باد سوسیالیسم

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 22  توسط حامد سعیدی  | 

 

با نیروی متشکل کارگرانرژیم شلاق و سرنیزه جمهوری اسلامی رفتنی است!

 

   بیدادگاه تجدید نظر سنندج برای 11 نفز از کارگران شرکت کننده در تظاهرات اول ماه مه 2007 در این شهر حکم شلاق و جریمه نقدی صادرکرد و این عمل  وحشیانه تا کنون در باره 5 نفر از کارگران حق طلب به نام های صدیق امجدی، فارس گویلیان، حبیب الله کلکانی، صدیق صبحانی عباس اندریاری اجرا شده است. رژیم  می خواهد با تشدید سرکوب و ایجاد رعب و وحشت که بازتاب اضطراب درونی خود  از سرنگونی حتمی اش است، در رفع بحران اجتماعی به مقابله باخواستهای واقعی و روزمره کارگران و مردم زحمتکش و ستم کشیده ایران ادامه دهد .

 

  سه دهه از حاکمیت سراپا ارتجاعی و ضد کارگر رژیم جمهوری اسلامی ایران می گذرد. در طی این مد ت  همواره اول ماه مه وبرگزاری مراسم روز جهانی کارگر یکی از کشمکش های اصلی طبقه کارگر ایران با حاکمین مدافع سیستم سرمایه داری و سرمایه داران بوده است. رژیم اسلامی حامی کارفرمایان و غاصبین وسائل تولید  برای جلو گیری از برسمیت شناختن و برگزاری آزاد مراسم  روز کارگرانواع حلیه ها و وسائل سرکوب را به کار گرفته است. کارگران و رهیران آنها را بخاطر برگزاری و سخنرانی در چنین مراسمی زندانی، شکنجه و اعدام کرد که بعنوان نمونه می توان به شکنجه و قتل  جهانگیر قعله میاندوآبی در سال 60 یه جرم شرکت در تطاهرات اول ماه مه تهران و زندانی و شکنجه کارگران سنندج و اعدام سخنران اول ماه مه در آنجا جمال چراغ ویسی در 1368 اشاره کرد. امروز و در شرایطی دیگر با نزدیک شدن اول ماه مه و با اجرای حکم شلاق می خواهند  کارگران را از مبارزه برای برگزاری مراسم مستقل اول ماه مه و دفاع از سایر حقوق شان باز دارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 1  توسط حامد سعیدی  | 

 

 

  برای تحقق خواست های مان مبارزه میکنیم !

 

  شاید کمتر کسی باشد که نام  « عسلویه و پارس جنوبی »  را نشینده باشد . هرکس براساس منافع طبقاتی خویش از نام و جایگاه اقتصادی ( و سیاسی ) پارس جنوبی سخن می راند . برای سرمایه داران و حاکمیت آنها عسلویه سفره گسترده ای است که هرگوشه ی آن « نعمت های وعده داده شده از سوی بارگاه سرمایه »  تجلی یافته و با چپاول و به یغما بردن این خوان گسترده است که ، سودهای سرشار بر سرمایه های کلان سرمایه داران حکومتی و غیرحکومتی  افزوده می گردد . هرچه بر آوازه این منطقه « زرخیز» برای شرکت های سرمایه داری داخلی و خارجی و شرکای بین المللی شان ( پترو پارس ، POGC – توتال – شل – هیوندای – هالیبرتن – دایلم  و ....) افزوده می گردد ، چهره کریه ظلم و ستم طبقاتی که از سوی نظام سرمایه داری و جمهوری جهل و جنایت ، برما کارگران و زحمتکشان روا داشته میشود نیز عریان تر می گردد .

   کارگران و زحمتکشان !

 

اینجا عسلویه است ، اردوگاهی که قانون سرمایه بر آن حاکم است !

 اینجا سرزمین قراردادهای موقت و سفید امضاء و قراردادهای یک هفته ای و حتی یک روزه کار است !

 اینجا سرزمین پیمان های زورسرمایه داری برای عدم پرداخت چندین ماهه مزد کارگران است !

 اینجا جایگاه بیش از 50 هزار نفر کارگر است که از ملتها و اقوام مختلف   ( ترک – کرد – شمالی – بلوچ – عرب – فارس – لر و....)  و حتی کشورهای مختلف ( کره – ژاپن – افغانستان – پاکستان – هند و ....) گسیل گشته اند تا  وحدت بین المللی طبقه کارگررا که در مراکز کارگری و چندین فاز از پروژه ها و پالایشگاه ها و پتروشیمی و صنایع بالادستی و پایین دستی پارس جنوبی ، تجلی یافته، به نمایش بگذارند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 10 اسفند1386ساعت 20  توسط حامد سعیدی  | 

 

به استقبال صدمین سالگرد هشت مارس بشتابیم

بهرام رحمانی

صدمین سالگرد هشت مارس، روز جهانی زن به زودی از راه می رسد. هشت مارس، یک دستاورد مهم سوسیالیسم کارگری در صد سال پیش است. تاریخی که دستاوردهای زیادی برای زنان و امر برابری بین زن و مرد به ارمغان اورده است.

در روز ۸ مارس ۱۸۷۵، زنان کارگر نساجی شهر نيويورک، با خواست ۱۰ ساعت کار دست به اعتراض و تظاهرات زدند که این حرکت توسط  پليس شدیدا سرکوب گردید. در سال ۱۹۰۸، حزب سوسياليست آمريکا با تشکيل «کميته ملی زنان» خواهان حق رای برای زنان در انتخابات شد. در همان سال، کارگران زن بافنده با شعار ممنوعيت کار کودکان و کسب حق رای برای زنان دست به اعتراض و راهپیمایی زدند. در ادامه این مبارات پیگیر کارگران نساجی در سال ۱۹۰۹، روز ۸ مارس به عنوان روز ملی زن در آمريکا اعلام شد. در سال ۱۹۱۰، کنگره بين الملل سوسياليست ها که در شهر «کپنهاک» پایتخت دانمارک بر گزار گردید، کلارا زتکين، این زن کمونیست و از اعضای برجسته و سرشناس حزب سوسيال دموکرات آلمان، ۸ مارس را به پاس مبارزات خستگی ناپذير زنان کارگر نساجی نيويورک، به عنوان روز جهانی زن به کنگره پيشنهاد کرد. این پیشنهاد با استقبال نمایندگان کنگره روبرو شد و به تصويب کنگره رسيد.

در گرامی داشت ۸ مارس در سال ۱۹۱۱، در برخی از کشورها به ویژه در دانمارک، سوئد، آلمان، استراليا و...، راهپیمایی های با شکوهی برگزار شد که زنان و مردان آزادی خواه به ویژه سوسیالیست ها و کارگران در آن ها شرکت فعال داشتند. این مبارزات و گرامی داشت روز جهانی زن، سال به سال گسترش یافت و با انقلاب شکوهمند اکتبر 1917 روسیه، جهشی در امر جنبش زنان در سراسر جهان پدید آمد. سرانجام  ۸ مارس در سال ۱۹۷۵، از سوی سازمان ملل متحد، به عنوان روز زن پذیرفته شد. بنابراین، هشت مارس، با پیگیری و مبارزه بی وقفه جنبش کارگری سوسیالیستی به سیستم سرمایه داری و دولت های حامی آن تحمیل شده است.

اکنون از آن تاریخ حدود صد سال می گذرد و مبارزه بر علیه ستم بر زنان و برای برقراری برابری بین زن و مرد در همه شئونات اجتماعی ادامه دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 21  توسط حامد سعیدی  | 

 شماره 5 گاهنامه  تریبون زن منتشر شد  

در این شماره مصاحبه هایی با پریسا نصرت آبادی و مینا احدی ومطالبی به قلم روناک

 آشناگر، صدیقه محمدی، فرشید شکری، سارا نیکو، حسین حمیدی، سوسن بهار، نازنین امیری، بنفشه قادری، سوسن یهادری، نوال بنی طرف،  و اشعاری را به قلم مجید ارژنگ، مرجان پرتوی، مهناز بدیهیان و ناهید وقایی ملاحظه می کنید.ل
برای مشاهده  تریبون زن شماره 5 به تصویر مقابل کلیلک کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 11  توسط حامد سعیدی  | 

ارتجاع و سنگسار!

  

شباهنگ راد

ایدئولوژی سرمایه‏داری که تجلی خود را در اشکال متفاوتِ حکومتی در سرتاسر دنیا بنمایش می‏گذارد، مولّد هزاران روش‏های غیر اخلاقی – انسانی و تکان‏دهنده است؛ روش‏هایی که در دنیای بشریت و انسانیت جایگاهی نداشته و کاملاً بی اعتبار می‏باشد. یکی از آن روش‏های شنیع، سنگسار انسان‏هاست. مجازات کثیفی که در هیچ منطق و ایدئولوژی‏ای به غیر از ایدئولوژی مرتجعین و سرمایه‏داران نمی‏توان جستجو نمود.

جلادان بدن انسان را با گونی پوشانده و نیمه‏ی آنرا در زیر خاک قرار می‏دهند و بعد از آن تعدادی از عناصر مرتجع و سرکوب‏گر با سنگ و بلوک به جان قربانی می‏افتند و آن‏قدر سنگ بسوی وی پرتاب می‏نمایند تا جان دهد و "درس عبرتی" برای دیگران و آیندگان باشد!!

 

این گوشه‏ی کوچکی از قوانین ارتجاعی و کثیف سرمایه‏داران در برابر خواسته‏ها و حقوق انسانی‏ست که در ایران تحت حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی، بارها و بارها توده‏های ستم‏دیده و به بهانه‏های پوچ و غیر منطقی‏ای هم‏چون پاسداری از حفظ حرمتِ "جامعه" و "خانواده"، شاهد آن بوده‏اند. براستی که نمی‏توان وقایع‏ی روزانه‏ی ایران را تعقیب نمود و با خبرهای تکان‏دهنده‏ای هم‏چون قطع دست و پا، چشم در آوردن، شکنجه، خشونت علیه‏ی زنان، سنگسار و غیره مواجه نگردید. کار بست این‏گونه اعمال شنیع در ایرانِ زیر سلطه‏ی مناسبات گندیده و ارتجاعی، تمام شدنی نیست و هر روزه ابعاد فجیع‏تری بخود می‏گیرد. در چنین چارچوبه‏ای چند روز قبل خبری در روزنامه‏ی اعتماد – مورخه‏ی 28 یهمن - درج گردیده است که شنیدن آن دل هر انسان آزاده و کسی را که بویی از حقوق انسانی و انسانیت بُرده باشد، را بدرد می‏آورد. دختر 14 ساله‏ای قربانی افکار پلید و مالیخولیائی جامعه‏ای گردیده است که سردمداران رژیم جمهوری اسلامی بانی و بنیان‏گذار آنند. سنگسار دختری توسط پدرش!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 20  توسط حامد سعیدی  | 

" کمیته هماهنگی ابزار تسویه حساب با نظام مزدی"

 در افزوده ای به سوسیالیسم تخیلی

 

                                                                                                            سمکونوری

 

شاید در نوشته های ناصر پایدار، خصوصا" نوشته های اخیر ایشان در مورد کمیته هماهنگی و کل جنبش کارگری درایران چنین جمله ای را با این صراحت نتوان یافت که "کمیته هماهنگی ابزار تسویه حساب با نظام مزدی"است . اما با خواندن مقالات ناصر پایدار علی الخصوص مقاله ای تحت عنوان "در باره مقاله کمیته هماهنگی بر سر دوراهی" میتوان دریافت که باگذشت دهه ها از منسوخ شدن ایده سوسیالیسم تخیلی و سایر سوسیالیسم های رنگی "تزهای"ناصر پایدار که برای تزریق به کمیته هماهنگی ابداع کرده و از جانب اکثریت اعضای کمیته هماهنگی به طرق گوناگون مورد چالش جدی قرار گرفته، به گونه ای که آنها را به عقب نشستن و در لاک دفاعی قراردادن وادار کرده، درافزوده ای با ارزش از جهت رویکرد بورژوازی به سوسیالسم تخیلی باشد.اما تنها اشکال آن شاید دیرکردش به مدت یک و نیم قرن، کمتر یا بیشتر باشد!

ناصر پایدرا در این مقاله " در باره مقاله کمیته هماهنگی بر سر دوراهی" با چیدمان ماهرانه ای از عبارات متناقض، خود و جریانش " لغوکارمزدی"را تا منتهی الیه راست حافظ نظم سرمایه و منافع صاحبان صنایع سوق داده است.ناصر پایدار دراین مقاله شاید ده بار از کلمات " راست و چپ رفرمیسم و لغوکارمزدی و سوسیالسیم مارکسی" برای بخش تزئینات مقاله استفاده کرده باشد اما چون تنها اینها کافی نیستند و به استناد به عملکرد یک جنبش (جنبش کارگری در سطح جهان وایران)، میتوان گفت ایشان با ترسیم این کوره راه  که ادعای به اصطلاح "سوسیالسیم مارکسی  لغوکارمزدی" را دارد، تنها در همان منتهی الیه گرایش راست درون جنبش کارگری و خصوصا"کمیته هماهنگی قرار خواهد گرفت. در مورد تشکل کارگری بارها گفته و نوشته شده است که علی رغم تصورات و تلقیات گوناگون، و مستقل از جنگ و جدالهای اسمی تشکل کارگری ظرفی برای مبارزه کارگران جهت مطالبات اقتصادی میباشد که به دو صورت در شرایط کنونی جنبش کارگری در ایران قابل بررسی میباشد. یا اینکه مستقل از دولت بورژوازی است یا وابسته به آن، که وابستگی ومستقل بودن آن دراین مقطع از جنبش کارگری هیچگاه از اسم آن قابل استنتاج نیست، بلکه نهایتا" وابستگی و عدم وابستگی  تشکل های کارگری به نتیجه جدال گرایشات درونی تشکلها و دست بالا پیداکردن گرایش چپ و پس راندن گرایشات رفرمیست و بورژوازی حتی تحت نام ضدیت با سرمایه داری ومرزبندی با گرایشات رفرمیست که در پی فعل و انفعالات سیاسی و اقتصادی که خواسته های منطبق با این دوره را موجب شده است ، برمیگردد. در واقع هر میزان از پیشروی طبقه کارگر که در هر مرحله ای از مبارزه خود خواسته ها و مطالباتی را نمایندگی میکند، این خواسته ها و مطالبات مهر زمان ومکان و میزان مشخصی از توازن قوای میان کارگر و سرمایه دار را برخود دارد. مثلا خواست کاستن ساعت کار از 40 ساعت به 35 و کمتر گرچه در ضدیت با سرمایه داری است خود این خواسته نشان ازمیزانی از قدرت طبقه کارگر است که اگر در شرایطی دیگر بود جای این خواسته ها  ما شاهد تلاش طبقه کارگر جهت  مدیریت و کنترل کارخانه به اراده خود کارگران میبودیم.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 20  توسط حامد سعیدی  | 

 

 كدام پرچم، در آينده ي كميته هماهنگي برافراشته خواهد شد؟

                                                                                                                                                                                                                                          محمد حسين

در مقا له اخیر حکیمی(کسانی که هدف کمیته هماهنگی را قبول ندارند...)  چند نکته قابل توجه وجود دارد . اول این که ایشان چند صفحه را اختصاص داده اند به اینکه تشکل کارگری به نیروی خود کارگران و بدون مجوزاز دولت باید ایجاد گردد و بگونه ای جلوه داده اند که گویی دیگران طرفدار ایجاد تشکل قانونی و مجوز دار بوده اند و فقط ایشان و در مقطع ایجاد کمیته هماهنگی .... بر ایجاد تشکل کارگری به نیروی خود کارگران تاکید کرده اند. اولا در مقطع ایجاد کمیته هماهنکی ... فقط شما بنیان گذار نبودید و چهره های سرشناش دیگر جنبش کارگری مثل محمود صالحی و بهروز خباز نیز بنیان گذارکمیته هماهنگی نیز بودند.  دوماً از قبل از ایجاد کمیته هماهنگی نیز ما بر این باوربوده و هستیم که تشکل کارگری به نیروی خود کارگران و بدون مجوز از دولت باید ایجاد شود و با تمام توان خود در این راه تلاش کرده و می کنیم.

نکات دیگر قابل تعمق در مقاله محسن حکیمی دفاع از اساسنامه پیشنهادی شان است. یک موضوع تکراری همان مسئله تشکل ضد سرمایه داری است، که البته در این باره به اندازه کافی در سطح جنبش و کمیته هماهنگی بحث  شده و مسئله برای بیشتر فعالین جنبش کارگری روشن گردیده است و بنا بر این من فقط  گذرا به آن اشاره می کنم. مسئله ضد سرمایه داری بودن  تمام هم  و غم همه فعالین رادیکال جنبش کارگری است و اساساً اختلاف بر سر دو اساسنامه که یکی ضد سرمایه داری و دیگری طرفدار سرمایه داری است، نیست. بلکه موضوع بر سر این واقعیت است که گرایش "لغو کار مزدی" چه در درون و چه بیرون کمیته هماهنگی سعی دارند، نشان دهند یک تشکل کارگری که برای مطالبات بروز کارگران مبارزه می کند میتواند  طبقه کارگر را تا سوسیالیسم ببرد و هیچ نیازی به تشکل پذیری سیاسی و حزبی وجود ندارد  و این چیزی نیست جز همان جنبش خود بخودی همه چیز مبارزه سیاسی هیچ چیز. همه این داستانها برای این است تا ثابت شود هر تشکل سیاسی فرقه و سکت است و اگر هزاران کارگر آگاه نیز در حزبی متشکل شوند محکوم به فنا هستند، اما اگر کارگران ناآگاهی برای مطالبات ابتدایی خود مبارزه کنند و اگر درصدی به دستمزد شان اضافه شد، راضی شوند - همچون بسیاری از اتحادیه های کارگری زرد در اروپا- ضد سرمایه داری هستند. کُنهِ اختلاف اینجا است که ما می خواهیم ثابت کنیم، تشکلی همانند کمیته هماهنگی تا حدود خاصی می تواند ضد سرمایه داری باشد. یک تشکل کارگری که برای مطالبات به روز و ابتدایی کارگران مبارزه      می کند، دارای سطح محدودی از مبارزه است و بنا بر این نباید به چشم کارگران خاک بپاشیم و بگوییم مبارزه همین است و بس و هر نوع مبارزه و تشکل دیگری فقط فرقه و سکت است. درواقع آنها مبارزه طبقاتی را تا حدود زیادی تنزل می دهند و دقیقا بر این مبنا است که طرفداران" لغو کار مزدی" در موضع راست قرار می گیرند. حکیمی در ارتباط با ضد سرمایه داری بودن جنبش خودبخودی چنین می گوید :

 

"کارگر حتی همان وقتی که می گوید چرا من باید کار بکنم و تو سرمایه دار مفت خور بخوری؟ ویا چرا من که ثروت جامعه را تولید میکنم خودم باید در فقر و فلاکت زندگی کنم؟ از مدار پذیرش سرمایه داری فراتر میرود"

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 9  توسط حامد سعیدی  | 

در محکومیت احکام صادره بیدادگاه سنندج علیه کارگران

بیدادگاه تجدید نظر اجرائی احکام در شهر سنندج، برای 11 نفر از کارگران این شهر که در مراسم اول ماه مه شرکت کرده بودند، حکم شلاق و جریمه نقدی را صادر و اجرا میکند.

لازم به ذکر است که بیدادگاه شهر سنندج، حکم 91 روز حبس و 10 ضربه شلاق را برای 11 نفر از کارگران  شرکت کننده در مراسم اول ماه مه سنندج، صادر کرده بود  که در تجدید نظر این بیدادگاه، حکم 91 روز حبس را به 200 هزار تومان جریمه نقدی تغییر داده و همچنین حکم  10 ضربه شلاق را قطعی و تا به حال این احکام شنیع و بر آمده از گور بربریت، برای 3 تن از کارگران اجرا شده است.
طی سه ده حاکمت جمهوری اسلامی،  اول ماه مه و برگزاری مراسم روز جهانی کارگر یکی از کشمکشهای  بین طبقه کارگر ایران و حاکمین مدافع کارفرما وسرمایدارن در ایران بوده است. در طی این 30 سال صاحبان سرمایه و  حکومت خدمتگزارشان برای جلو گیری از برگزاری روز جهانی کارگر در ایران از شیوهای مختلف سود جستنه‌اند تا نگذارند مراسم این روز بطور مستقل برگزار بشود. در همان اوایل انقلاب، خمینی با طرح شعارهائی از قبیل "خدا هم کارگر است ، همه آحاد مردم کارگرند؛ بین مردم تفاوتی نیست؛ همه مسلمانیم" کوشید  تا طبقه کارگر و روزجهانیش را منکر شود، اما طبقه کارگر با مبارزه برای تحمیل روز جهانی خود، به خمینی این خدمتگزار سرمایه‌داری ایران جواب داد.

طبقه کارگر سرانجام و پس از مبارزاتی قهرمانانه توانست روز اول ماه مه را به رژیم اسلامی تحمیل کند، اما رژیم تمام  سبعیتش را بکار برد تا کارگران نتوانند روز جهانی  خود را بطور مستقل برگزار کنند، در این مورد نیز کارگران مبارز با برگزاری روز جهانی و مستقل  خویش در دل شهرها پوزه رژیم اسلامی را به دفعات بر زمین مالیدند. نمونه برجسته این امر، مراسمهای مستقل اول ماه مه در سنندج در دهه 60 است. البته رژیم با دستگیری فعالین کارگری ، زندانی کردن و اعدام کارگر مبارزی نظیر جمال چراغ ویسی توانست برای چند سالی از برگزاری مراسم مستقل در شهرها جلوگیری کند. اما کارگران مبارز در سال 1383 در تهران و سقز دوباره مراسم مستقل خود را تدارک دیدند و جنگی علنی و پر دستاورد را در این مورد به رژیم تحمیل کردند. کارگران در سنندج بدنبال این برآمد دوباره به میدان آمدند.

در ماه مه امسال (سال 1386) کارگران مراسم مستقل خود را در شهر سنندج برگزار کردند و مورد حمله مامورین مسلح و مزدور حکومت اسلامی سرمایه قرار گرفتند، در این رابطه 13 کارگر مبارز و فعال کارگری دستگیر شدند. کاربدستان قضائی رژیم، این کارگران مبارز را تحت عنوان شرکت در تجمع غیر قانونی و بر هم زدن نظم عمومی به زندان و شلاق و یا حد اسلامی محکوم کرد.
 قضات و کار به دستان دادگاه سنندج که همه هست و نیستشان را از دسرنج  و استثمار کارگران به دست آورده‌اند در تجدید نظر دادگاه، حکمی را صادر و به اجرا در می‌آورند که در آن نه تنها حرمت بشر معنائی ندارد، بلکه حتی در دوران برده‌داری نیز چنین احکامی صادر نمیشد.

صادر کننده‌گان این احکام، وحشیگری تمام عیار سیستم سرمایه‌داری را در تاریخ بشریت به ثبت رساندند و چهره بی رحم و ضد انسانی سیستم سرمایه‌داری را برای همه عیان کردند.  حامیان سرمایه، برای کسانی حکم صادر کرده‌ اند که در بدترین شرایط  و با وجود ساعات کار طولانی، دستمزد پائین و تورم سرسام آور حتی جوابگوی ابتدائی‌ترین  نیازهای خود و خانواده‌شان نیستند.
رژیم جنایتکار اسلامی در کنار اربابانشان با  تحمیل قوانین عصر جاهلیت به جامعه، خود بزرگترین بی نظمی را بوجود آورده‌اند و حقوق اولیه کارگر برای برگزاری روز جهانیش را  زیر پا گذاشته‌اند. اینان که روز خود باید در برابر دادگاههای مردمی حضور یابند، حق ندارند کارگران و مردم آزاده را به خاطر برگزاری روز اول ماه مه و مراسم مشابه دستگیر و زندانی کنند و حق ندارند که قوانین عصر جاهلیت را علیه کارگران، این آفرینندگان مدرن و تولیدکنندگان اصلی جامعه بکار گیرند. این جنایتکاران تاریخ بشری حق ندارند خالقان ثروت و سامان جامعه را به خاطر شرکت در مراسم  اول ماه مه، یعنی روز اتحاد طبقاتی خود محاکمه کنند. طبیعتا چنین احکامی جز نفرت و بیزاری هر چه بیشتر از سیستم سرمایه‌داری چیز دیگری را به دنبال نخواهد داشت.
 
ما با شرکت فعالتر در مبارزات مردم ایران برای سرنگونی این حکومت ارتجاعی، احکام صادر شده از طرف حاکمین جنایتکار جمهوری اسلامی علیه کارگران مبارز شرکت کننده در مراسم روز اول ماه مه را شدیدا محکوم میکنیم و خواستار لغو احکام بیدادگاه جمهوری اسلامی علیه آنها هستیم.
ما این فرصت را مناسب شمرده و مجددا خواستار معالجه فوری و آزادی محمود صالحی یکی از رهبران شناخته شده جنبش کارگری ایران که به خاطر شرکت در مراسم اول مه علیرغم وضعیت وخیم جسمانی در زندان نگه داشته شده‌ است، هستیم.

انجمن کارگری جمال چراغ‌ ویسی
http://www.akjch.blogfa.com/
ankjch@yahoo.co.uk
23/02/2008

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 10  توسط حامد سعیدی  | 

 
 

 
با سلام : لطفا بطور مختصر از وضعيت کار و زندگي خودتان بفرماييد؟

وضعيت کار ما در سد گاوشان بسيار اسف بار است .چون زندگي ما فقط در کار خلاصه شده است .من 11 سال است در اين پروژه به عنوان قالب بند مشغول بکارم و هميشه نگران از کار بيکار شدن هستم . هميشه نگران خرج و مخارج زندگي بدون آرامش و ايمني ، بدون تفريح و استراحت.

گفتيد بدون استراحت اگر امکان دارد بيشتر توضيح دهيد؟

ببينيد 7 روز در هفته و 12 ماه درسال ساعت 6 از خانه خارج ميشويم و حدودا ساعت 6 غروب بازمي گرديم ويک هفته در ميان جمعه ها بايد به صورت اجباري سر کار حاضر شويم در غير اين صورت مشمول جريمه و کسر حقوق خواهيم شد. در اين صورت ديگر آيا وقتي براي استراحت يا انگيزه اي براي ديدار خانواده و اطرافيان مي ماند؟....

امکانات خدماتي که به شما ارايه مي شود درچه حدي است ؟

از ابتدا و تاکنون هيچگونه خدماتي که در خور اين شرايط سخت و طاقت فرسا با اين فشار کار باشد وجود نداشته وندارد .سرويس بهداشتي ، سالن غذايي ، تهويه مناسب محيط کار براي خارج کردن دود و گرد و خاک و گازهاي ناشي از انفجار ، بهداشت و ايمني همگي در حد صفر مي باشد.

بيشتر کارگران از خانه به همراه خود غذا مي آورند ، بدون داشتن هيچگونه يخچال ومحلهاي مناسبي که بشود اين غذاها را در آنها نگهداري کرد.  به تعداد کمي از کارگران هم که از طرف شرکت غذا داده ميشود ، براي غذايي با کيفيت پايين مبلغ 18000 هزار تومان از حقوق آنها کسر مي گردد.

وضعيت بيمه ي  تامين اجتماعي شما به چه صورت است ؟

درتمامي محيط هاي کارگري تحت نظارت تامين اجتماعي ، هزينه حق بيمه به ميزان 7 درصد از حقوق کارگران کسر مي شود. اما در پروژه سد گاوشان به ميزان 50 درصد اين هزينه ها را تمامي از حقوق ما کارگران کسر ميکنند. و اين به دليل قراردادهاي ماست که به صورت 30 روزه مي باشد در ضمن بيمه بيکاري هم طبق همين قرارداد موجود به ما تعلق نمي گيرد .

مورد ديگري که بايد اشاره کنم اين است که براساس تحقيقاتي که از خود ما کارگران صورت گرفته است سوابق کاري  کارگران با مقدار ليست بيمه رد شده به اداره بيمه خوانايي ندارد .

آيا حق سرويس و نوبت کاري به شما  پرداخت مي شود؟

در اين مورد اين سرويسها با هزينه شرکت و طبق روال قانوني آن عمل نمي گردد بلکه برعکس تمامي محيطهاي کاري ، اين هزينه ها را تماما از خود ما کارگران کسرمي کنند.

در مورد عيدي و پاداش و همچنين بن ارزاق خوار وبار چه توضيحي داريد ؟

در مورد عيديها شرکت در شش ماهه دوم سال شروع کرده و به صورت ريز ريز آن را به ماپرداخت ميکنند که اصلا هيچ دردي از ما دوا نمي کند، اما بن خواربار امسال تا به حال که به طور قطع هيچ بحثي در مورد آن از طرف شرکت مطرح نشده و در سال گذشته نيز به صورت ناقص مبالغ ناچيزي از آن را در چند نوبت پرداخت کردند ، ودر مورد آخري پاداش اينکه، اگر پاداشي هم در ميان باشد ، هيچگاه کارگران از آن سهمي نداشته و به ما نيز نمي رسد .

در مورد اعتصاب اخير چه نظري داريد ؟

به نظر من اعتصاب تنها راه چاره اي است که ما کارگران دراين شرايط و هر شرايط ديگري مي توانيم برا ي بدست آوردن تمامي حقوق خود از آن استفاده کنيم .

لطفا در مورد اينکه چند نفر در اين اعتصاب شرکت دارند ، تاکي و در چه سطحي ادامه خواهد داشت بگوييد؟

در اين اعتصاب در حدود 400 نفر از کارگران سد گاوشان حضور دارند که تا گرفتن تمامي حقوق معوقه خود دست نخواهيم کشيد و در همين باره نيز قرار است روز شنبه آينده يعني همين فردا اين اعتصاب را در سطح شهر ومقابل فرمانداري ادامه دهيم.

ما اين تجربه را امسال براي چندمين بار به کارمي گيريم و هربار نيز جواب گرفته ايم . اعتصاب دارد کم کم براي ما به بخشي جدايي ناپذير از کارمان تبديل ميشود که به وسيله ان توانسته ايم مديريت و کارفرمايان را بارها وادار به عقب نشيني و پاسخگويي در مقابل خواسته ها ي خود کنيم .

+ نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386ساعت 15  توسط حامد سعیدی  | 

 

شلاق زدن کارگران را محکوم می کنیم

 

 

در تاریخ 27بهمن ماه 86 ، دادگاه تجدید نظر شهر سنندج ، برای 11 نفر از کارگران این شهر که در مراسم اول ماه مه 86 روز جهانی کارگر شرکت کرده بودند ، حکم شلاق و جریمه نقدی صادر کرد. این حکم تا کنون در مورد 3 نفر ازکارگران اجراء شده است.احکام محکومیت کارگران به جرم بر گزاری مراسم اول ماه مه در ادامه فشار هایی است که در چند ماه گذشته بر کارگران و فعالان کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی بطور مرتب اعمال شده است.

شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری چنین اعمال فشارهایی را به شدت محکوم کرده و خواستار لغو فوری احکام فوق است. و همچنین از تشکل ها ی مستقل کارگری بین المللی می خواهد نسبت به احکام فوق اعتراض کرده و بدینوسیله همبستگی طبقاتی خود را با طبقه کارگر ایران مستحکم تر نمایند.

 

شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری

 

2/12/1386

 

کمیته دفاع از محمود صالحی

اتحاد کمیته های کارگری

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری

کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری

انجمن حمایتی فرهنگی کارگران

جمعی از فعالین کارگری

+ نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386ساعت 14  توسط حامد سعیدی  | 

جنبش چپ دانشجویی

 

پ. هاشمی

بخش اول: ۱۶ آذر سرخ

در 11 آذر ماه امسال یورش قطعی نیروهای امنیتی به دانشجویان چپ آغاز شد. گویا قرار بود مراسمی در داشگاه های سراسر کشور برای بزرگداشت خاطره ی 16 آذز برگزار شود. ظاهراً این یورش برای ممانعت از برگزاری این مراسم آغاز شد. رهبران فکری دانشجویان همچون جنایتکارانی که سال هاست تحت تعقیب هستند، دستگیر شدند. تعداد زیادی از دانشجویان چپ به وزارت اطلاعات احضار شدند و محل سکونت آنها مورد تفتیش و جستجو قرار گرفت. در نتیجه ی این اقدامات فضای تهدید و ارعاب به شکلی بی سابقه در سطح دانشگاه ها گسترده شد. هیچکس فکر نمی کرد در چنین فضایی دانشجویان چپ بتوانند مراسم خود را برگزار کنند.


دانشجویان چپ با وجود آنکه می دانستند در صورت هرگونه حرکتی بسیاری از آنها ربوده و زندانی خواهند شد و تحت آزار و اذیت نیروهای امنیتی قرار خواهند گرفت، بر حق خود برای ابراز عقیده پافشاری کردند و توانستند در تهران و برخی از شهرستان ها مراسم خود را برگزار کنند. این موفقیت موجب واکنشی عصبی و دستپاچه از جانب دستگاه های سرکوب جمهوری اسلامی شد. واکنشی که نظیر آن در سال های اخیر کمتر دیده شده بود.


استقامت و یکپارچگی دانشجویان چپ شگفت انگیز بود و آنها به خوبی نشان دادندکه حضور چشمگیر نگرش های چپ و رادیکال در دانشگاه های ایران، نه یک نمایش بلکه واقعیتی انکارناپذیر است و نمی توان با شعار و جو سازی این گرایش را نادیده گرفت.


پیش از این، اتهاماتی از جانب برخی از محافل نزدیک به اصلاح طلبان حکومتی بر علیه دانشجویان چپ مطرح شده بود. در این اتهامات که به شکلی وسیع در سایت های اینترنتی خارج از کشور منتشر گردید، ادعا شده بود که دانشجویان چپ و رادیکال گروهی متشکل از 20 الی 30 نفر هستند که با "بی اخلاقی سیاسی" مراسم مشترک دانشجویی را تحت الشعاع خود قرار می دهند. در این اتهامات ادعا شده بود که این دانشجویان با ترفند های رسانه ای سعی می کنند وزن خود را بسیار بیشتر از آنچه در واقع هست نشان بدهند. به دنبال این اتهامات، شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت طی اطلاعیه ای اعلام کرد که دیگر حاضر نیست پلاکارد های سرخ و شعار های دانشجویان چپ را در مراسم مشترک دانشجویی تحمل کند و از آنان خواست تا از این پس مراسم دانشجویی را جداگانه برگزار کنند.
این شاید یکی از دلایل اصلی اصرار دانشجویان چپ برای برگزاری گردهمائی 13 آذز در دانشگاه تهران بود؛ مراسمی که در جریان و بدنبال آن تعداد زیادی از این دانشجویان دستگیر و زندانی شدند. آنها سعی داشتند در عمل ادعاهای خود را ثابت کنند و علیرغم سرکوب دستگاه های امنیتی رژیم در انجام این کار موفق شدند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 11  توسط حامد سعیدی  | 

گرامی باد صدمین سالگرد 8 مارس! 

 

جامعه سرمایه داری همواره بر اساس ستم و نابرابری انسانها چرخیده است. در جهان طبقاتی امروز و در قرن بیست یکم علیرغم مبارزات و جانفشانی های دهها ساله طبقه کارگر و توده های محروم جوامع مختلف، هنوز نابرابری بر زندگی اجتماعی میلیاردها انسان سنگینی میکند.

تبعیض بر اساس جنسیت شاخص قوانین حاکم بر دنیای امروز و یک  رکن مناسبات در جامعه سرمایه داری است. فرودستی زن این محصول افکار کهن و مذاهب، یکی از پایه های جوامع سرمایه داری امروز است. از آمریکا و اروپا گرفته تا کشورهای آسیا و آفریقا، دولت و قانون، نهاد مذهب و خانواده، تحمیق فکری رسانه ها و اشاعه جهل و خرافه ابزار تدوام و باز تولید ستم بر زنان در تمام دنیا است.

در ایران سه دهه است رژیم اسلامی جنگی تمام عیار را بر علیه زنان به پیش میبرد. حذف زنان از صحنه حیات اجتماعی و تبدیل آنان به افراد درجه دو، تحمیل شرایط نابرابر و ضد انسانی در خانواده حاصل زن ستیزی حکومت اسلامی است.

تنها با سرنگونی بورژوازی و برقراری حکومت کارگری می توان ستم جنسی را از ریشه کند و برابری کامل زنان با مردان را متحقق کرد. در ایران اگر اپوزیسیون بورژوایی با ستم بر زنان و اسلام مماشات میکنند، این ناشی از اشتراک منافع کل بورژوازی در حفظ ستم بر زنان در اشکال گوناگون است.

زنان و مردان آزادیخواه!

در هشت مارس امسال قوانین بقا نظام ضد انسانی موجود و مناسبات و قوانینی که فرو دستی زن را ممکن میکند مورد حمله قرار دهیم! زندگی انسانی با تمام ابعاد آن و با تمام طول و عرضش، بی هیچ حد و مرز ی ابتدائی ترین حق هر انسانی، زن و مرد است.

ما با تاکید بر خواسته های بر حق و انسانیمان از تمام زنان و مردان آزدیخواه دعوت میکنیم جهت تجدید میثاق و ابراز همبستگی برای رفع هر گونه تبعیض و نابرابری بر علیه زنان به تجمع ما در روز 1 مارس از ساعت 6 بعد از ظهر تا 1 بامداد بپیوندند. مراسم شامل سخنرانی، موسیقی، شادی به این مناسبت خواهد بود.

ازهمه‌ انسانهای آزاده و برابری طلب میخواهیم که‌ در این برنامه‌ شرکت کنند.

 

زنده‌ باد 8 مارس روز جهانی زن

تشکیلات خارج حزب کمونیست ایران-کانادا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 17  توسط حامد سعیدی  |