تبليغاتX

بسوی سوســـــیالیسم

بسوی سوســـــیالیسم

 

فرشید شکری : مواجهه حاکمیت با نارضایتی های رو به تزاید شهروندان جوان ایران اعم از کارگر، بیکار، دانش آموز و دانشجو، و غیر قابل کنترل بودن اعتراضات آنان، رژیم و دار و دسته اش را به هول و هلا واداشته تا از هر راه ممکن برآیند انقلابی این قشر را منکوب کنند.

 پناه بردن به محیط های علمی، توسل به مدرسین و اساتید دانشگاهها و برگزاری کنفرانس ها یا همایش هائی حول وارسی زندگی مشقت بار جوانان که آخرین نمونه آن در دانشکده "علوم اجتماعی" دانشگاه تهران براه افتاد، تحرک جدید صاحبان قدرت در ایران بمنظور پیش گیری از خیزشهای آتی دانشجویان و جوانان است.

درهمین زمینه، و برای نمونه سخنان دو تن از نخبگان نظام و فعالیت یک  نهاد حکومتی را نقل خواهیم کرد. سند سلامت " سازمان ملی جوانان " یکی از این اقدامات بشمار می آید. آیتم های این سند شامل برنامه هایی از قبیل تأمین سلامت جسمانی، روانی، معنوی و اجتماعی جوانان می باشند! چندی قبل " محمد جواد حاج علی اکبری" ، رییس سازمان فوق الذکر ضمن ابلاغ این خبر افزود: « پس از اتمام رایزنی های لازم با دستگاه های مرتبط و استماع نظرات دست اندرکاران این سازمانها، سند نهائی را منتشر می سازیم. »

سال هشتاد و شش، خانم " الهه کولایی " چهره اصلاح طلب، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در چهارمین اردوی  " شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی " در مازندران گفت: « بیائید نقش جوانان را پر رنگ تر کنیم و از تجربه گذشتگان بهره ببریم. » آقای " هاشمی رفسنجانی " رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان در دیدار خود با جمعی از جوانان و مسوولان احزاب " اعتماد ملی، مشارکت، موتلفه، اعتدال و توسعه و خانه کشاورز" در سال 1386 اظهار نمود: « جوان در هر جامعه ای نقش اساسی دارد. » هاشمی رفسنجانی در بخش دیگری از سخنرانیش بیان داشت: « جوانان ایران اسلامی در آزمون های مختلف ثابت کرده اند که استعدادهای بسیار بالائی دارند. » نامبرده عنوان کرد: «جوان تحصیل کرده امروز، مدیر و متخصص فردای جامعه است و باعث استقلال واقعی کشور می شود. »  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 11  توسط حامد سعیدی  | 

 

بیانیه اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رودهن

 

 13 آذر 1386 بدون شک مقطعی تعیین کننده برای بخش چپ جنبش دانشجویی بود که حدود سه سال پیشتر از آن فعالیت خود را در دانشگاه آغاز نموده بود . برای دانشجویان چپی ( مانند خود ما )  که می خواستند فعالیت خود را آغاز کنند  ،  شرایط پس از 13 آذر ما را با روندهای متناقض و پیچیده ای مواجه کرد : جمع محدودی که تحت عنوان " چپ کارگری " فعالیت می کرد و بر خلاف عنوانش تمایزی اساسی در راهبرد و سبک کار با " چپ رادیکال " نداشت با استعفاها و انشعابهای متعدد و سپس آغاز موج دستگیریها عملا مضمحل گشت . " چپ رادیکال " که بخش عمده ای از فعالیتهایش به پوششی برای به پیش بردن سیاستهای به شدت انحرافی و نادرست یک  جریان خاص بدل شده بود  ، در اثر حاکم شدن همین سیاستها و سکتاریسم ناشی از آن و فرود آمدن ضربه دستگاههای سرکوب به شدت تضعیف شد . رادیکالیسم و چپگرایی اراده گرایانه ، ماوراء طبقاتی و غیر پرولتری همواره و در همه جا به جنبش دانشجویی به عنوان محیط مناسبی برای پیشبرد سیاستهای خود نگریسته است و " چپ رادیکال " دانشگاههای ایران نیز از این امر مستثنی نبود . حاکم شدن منویات یک جریان سیاسی خاص - که از خانواده همان رادیکالیسم غیر پرولتری ، ماوراء طبقاتی و آوانتوریست بیرون آمده بود -  و کشاندن نیروی این جریان به حیطه های دیگری غیر از امور مربوط به فعالیت سوسیالیستی در جنبش دانشجویی  ، زمینه وارد آمدن ضربه گسترده  دستگاههای امنیتی حکومت به کلیت جریان چپ دانشجویی که مراحل رشد خود را به سختی و آرامی و با کوششی قابل تحسین پیموده بود  را مهیا نمود و سطح و دامنه فعالیتهای چپ در دانشگاههای تهران را به نحوی چشمگیر به عقب راند و در عین حال  فضا را برای عرض اندام جریانها و شخصیتهای گوناگون رفرمیست در این جنبش که تا این مقطع حاشیه ای و منزوی مانده بودند فراهم ساخت . متاسفانه در شرایط کنونی نیز عده ای مجددا  جبهه " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب " را به ظرفی برای تداوم همان سیاستهای نادرست گذشته بدل نموده اند و این در حالی است که نقطه عزیمت بسیاری از  فعالینی که در جریان موج ایجاد شده پس از سیزده آذر دست به ایجاد واحدهای " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب " در مناطق دیگر غیر از تهران زدند و این نام را در سطحی گسترده مطرح ساختند ، یقینا آن چیزی نیست که امروز بر جهت گیری عملی و پیوندها و تمایلات گروهی و سیاسی خاص نمایندگان " رسمی " این جریان حاکم است . مطمئنا گذشت زمان بسیاری از حقایق مربوط به این مسایل را برای رفقای دانشجوی چپ و سوسیالیست به ویژه در شهرستانها روشن تر خواهد ساخت .

در این میان ما در میان امواج شکل گرفته پس از 13 آذر با جریان " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران " (www.dsocialist.blogfa.com ) آشنا شدیم که بر عبور و فراروی از قطبهای موجود در چپ دانشجویی و قطع ارتباط با سیاستهای نادرست و جریانات انحرافی و سکتاریستی موجود تاکید دارد  و بر آن است که با ایجاد مرزبندی قاطع با چشم اندازهای لیبرالیستی ، رفرمیستی و همین طور گرایشهای چپ غیر پرولتری و ماوراء طبقاتی  ، افقی مبتنی بر نمایندگی منافع طبقه کارگر در درون جنبش دانشجویی بمثابه یک جنبش دموکراتیک پیشتاز نمایندگی کند .  طرح این استراتژی یعنی " اتحاد جنبشهای دموکراتیک حول جنبش کارگری " جنبش دانشجویی را که از خصلتی دموکراتیک برخوردار است در راستای پیگیری مطالبات خود و در سطح استراتژی سیاسی به جنبشی ضد کاپیتالیستی فرا می رویاند . قرار گرفتن جنبش دانشجویی در این مسیر در شرایط کنونی ایران بمثابه اخذ استراتژی این جنبش از دل پارادایم مارکسیستی و گسست قاطعانه با پارادایم لیبرالی "جامعه مدنی " و "سنت-مدرنیته "  بمثابه پارادایم غالب در فضای روشنفکری ایران است که نسلی جدید از روشنفکران سوسیالیست و انقلابی را نیز به جامعه تحویل خواهد داد . دانشجویان سوسیالیست اعتقاد دارند تنها این استراتژی و نه هیچ مقوله دیگری نظیر تعلق خاطرهای حزبی و گروهی است که می تواند به عنوان محور فعالیت و اتحاد  گرایشها و فعالین گوناگون  چپ در دانشگاهها  عمل کند  و دانشجویان چپ با متشکل شدن در قالب مجموعه " دانشجویان سوسیالیست " است که می توانند ساختارهای مقدماتی لازم برای تشکیل جبهه های وسیعتر ( از جمله همین جبهه " آزادی خواهی و برابری طلبی " )  در فعالیت جنبشی خود فراهم آورند .

بر این اساس و طی این بیانیه ما پیوند خود با مجموعه " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران " اعلام می داریم و از سایر فعالین چپ و آزادی خواه و برابری طلب  نیز دعوت می کنیم با پیوستن به این حرکت و قرار گرفتن در کنار یکدیگر صفوف خودمان را حول محورهای مبارزه طبقاتی در جنبش دانشجویی و در سطح جامعه فشرده تر  و مستحکم تر  سازیم .

 

 

زنده باد ازادی و برابری

زنده باد سوسیالیسم

دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رود هن

http://socialist-rodehen.blogfa.com/

26. فروردین .1387

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 0  توسط حامد سعیدی  | 

 

متن سخنرانی اول ماه مه ١٣٦٨ رفیق جمال چراغ ویسی در سالن ورزشی تختی در سنندج

جمال چراغ ويسى : رفقای کارگر! خوش آمدید، امروز روز جهانی کارگر و جشن جهانی خودمان است. جشن روز کارگر بر همه ما پیروز باد. همانطور که رفیق مجری برنامه اعلام کرد، قرار بود که رفیقی دربارهٔ مجمع عمومی صحبت کند، مجمع عمومی با تعریف ساده یعنی اینکه امروز روز جهانی کارگر ما به دور هم جمع شویم و در این رابطه بحث و گفتگو کنیم.

 مجمع عمومی با تعریف ساده یعنی جمع شدن تعدادی کارگر در محل و مکان مشخصی که روی مسئله ای مشخص که قبلا تعیین شده و یا تعیین می‌شود به بحث پرداخته و تصمیم بگیرند و به نتیجه‌ای درست برسند. انسان موجودی اجتماعیست یعنی در اجتماع و در جمع شدن انسانها بدور هم که آنها می‌تواننند نیازهایشان را برآورده کنند مثلا اگر احتیاج به نان دارند باید دور هم جمع شوند و دست در دست هم بگذارند تا بتوانند نانی را تهیه کنند و اگر رنجی هست همه با هم در کنار هم می‌کشند.

مجامع عمومی ما کارگران باید حربه‌ای و ضامنی باشد برای گرفتن حق و حقوقمان و ما امروز در روز جهانی کارگر اعلام می‌کنیم، افزایش دستمزدهایمان، کاهش ساعت کار، استفاده از امکانات بهداشتی و درمانی، حق بیمه بیکاری، جلوگیری از اخراج کارگران و صدها و هزاران خواستی که نسبت به آنها کم کاری شده و یا به فراموشی سپرده شده است مطالبات ما هستند و باید تأمین گردند. اگر ما بخواهیم به این خواست‌ها برسیم، و بخواهیم زندگی کنیم و خواسته‌هایمان را بگیریم، تنها و تنها به کمک جمع شدنمان و با تکیه به مجمع عمومیمان امکانپذیر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 14  توسط حامد سعیدی  | 

 

فراخوان عاجل برای جمع آوری هزینه معالجات پزشکی محمود صالحی

بیستم فروردین هشتاد و هفت

آزادیخواهان، مدافعین حقوق کارگری

محمود صالحی پس از یک دوران پُر مخاطره با سرافرازی از زندان آزاد شد. ما آزادی ایشان را به خانواده ایشان و همه فعالین جنبش کارگری تبریک می گوئیم. اما لازم است بخاطر داشته باشیم که ایشان شدیدآ از بیماری کلیه رنج می برد و زندگی و سلامتی اش در خطر جدی است. رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی قصد داشت وی را در زندان زجر کش کند. محمود صالحی در زندان به جز بیماری کلیوی با بیماریهای متعدد دیگری نیز مقابله کرده و بدلیل اینکه مقامات جمهوری اسلامی از دسترسی وی به امکانات پزشکی مناسب ممانعت بعمل آورده اند، محمود از نظر جسمانی در موقعیت بسیار وخیمی قرار دارد که به معالجات پزشکی فوری و زیر نظر متخصصین مربوطه نیاز دارد. که قطعآ دسترسی به چنین امکانات پزشکی مستلزم تهیه منابع مالی و هزینه های کم و بیش قابل توجهی است که واضح است وی و خانواده اش قادر به تامین چنین هزینه ای نیستند.
محمود صالحی به عنوان یک پدر و یک همسر باید سالم و تندرست درمیان خانواده اش بسر برد.
محمود صالحی به عنوان یک فعال کارگری، به عنوان یکی از رهبران کارگری در ایران باید با انرژی هر چه بیشتری به آغوش هم طبقه ای هایش بازگردد.
وی امروزه به چهره ای شاخص در میان نهادهای حقوق بشر بین المللی و همچنین اتحادیه های جهانی مبدل شده است. بازگشت قدرتمندانه وی به میان اجتماع ضروری است.

همانگونه که تا بحال در سراسر جهان برای آزادی وی و سایر فعالان و رهبران کارگری مبارزه شده است، تامین هزینه معالجات وی اکنون که آزاد شده نیزدر تداوم همین مبارزه است.

رژیم جمهوری اسلامی باید بداند که فقط با محمود صالحی در نیافتاده است، بلکه با طبقه کارگر جهانی به مقابله برخواسته است.

کمیته ها، کانونها و نهادهای 14گانه همبستگی با کارگران ایران درسراسر جهان ضمن شادباش آزادی محمود به خانواده محترم ایشان و تمامی فعالین جنبش کارگری، کلیه آزادیخواهان و فعالین و مدافعان جنبش کارگری را فرا می خوانند که تا هر آنچه در توان دارند بکار گیرند و بیشترین مبلغ ممکن را برای تامین هزینه معالجات محمود صالحی جمع آوری کنند.

هفتم آوریل دوهزار و هشت.

1 - کمیته همبستگی با کارگران ایران – استرالیا kargar_labour@yahoo.com
.2 - کمیته حمایت از کارگران ایران – تورنتو کانادا
3 - .کانون همبستگی با کارگران ایران – نروژ
4 - .جمعی از کارگران پیشرو تبعیدی – سوئیس Kargar1357@hotmail.com
5 - .کمیته همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – فرانسه
.6 - کانون همبستگی با کارگران ایران – کلن info_kargari@yahoo.de
7 - .کانون همبستگی با کارگران ایران – فرانکفورت و حومه kanoonhf_2007@yahoo.de
8 -.کانون همبستگی با جنبش کارگری ایران – هانوفر
9 - کمیته همبستگی با کارگران در ایران – هامبورگ komitehamburg@yahoo.de
10 - .کمیته همبستگی کارگران ایران و سوئد – isask@comhem.se
11 - .گروه همبستگی با جنبش کارگری– برلین berlin_kargari@gmx.de
12 - .اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران www.etehadbinalmelali.com
.13 - کانون همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ ( سوئد ) kanounhambastegi@gmail.com
.14 انجمن کارگری جمال چراغ ویسی ankjch@yahoo.co.uk

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 23  توسط حامد سعیدی  | 

 

محمود صالحی ازاد شد و بار دیگر شادی نثارخانواده و همه کارگران و انسانهای ازادیخواه شد!

 

محمود صالحی یکی از رهبران عملی، جسور و مبارز کارگری ایران که توسط رژیم جمهوری اسلامی ایران ، به جرم  برگزاری مراسم اول ماه مه (روز جهانی کارگر) دستگیر شده بود بعد از یک سال با مبارزه بی دریغ همه مبارزین راه ازادی و برابری انسانها از زندان مرکزی سنندج ازاد شد.

بی شک این یکی از موفقیت های مبارزه طبقه کارگر است که توانستند بار دیگر یکی از رهبران مبارز و جسور کارگری را در بین خود و در اغوش گرم خانواده اش ببینند.

محمود صالحی که برای یک لحظه هم دست از مبارزه در راه منافع طبقاتی طبقه کارگر و همه انسانها استثمار شده نظام سرمایداری بر نداشت و زندان را هم به کانون مبارزه خود و دفاع ا زحقانیت جنبش کارگری تبدیل کرد و توانست با استواری و مقاومت همیشگی خود ازادی را بر نظام جهل و سرمایه تحمیل کند و خود را در بین هم طبقه ایها و همرزمانش ببیند و با ر دیگر طعم شادی و خوشحالی را نثار خانواده و همه انسانهای ازادیخواه کند.

من هم شادی و خوشحالی بی پایان خود را همراه با خانواده و همرزمان رفیق محمود صالحی شریک میدونم و لبخندهای شادمانه خانواده رفیق محمود به همه ما توان و نیروی مبارزه میبخشد  و دستان این کارگر مبارز "رفیق محمود صالحی " را به گرمی و  صمیمانه میفشارم و سلامتی جسمانی ایشان را ارزومندم.

ازادی محمود صالحی را به خانواده و همه انسانهای ازادیخواه تبریک میگویم.

زنده باد مبارزه راه رهایی طبقه کارگر

زنده باد محمود صالحی

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 13  توسط حامد سعیدی  | 

 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران به مناسبت آزادی محمود صالحی

 

انتشار خبر آزادی محمود صالحی از زندان جمهوری اسلامی ایران موجی از خوشحالی در میان فعالین کارگری و مردم آزادیخواه در ایران و در خارج کشور ایجاد نمود. ما خود را در این شادمانی عمومی شریک می دانیم و آزادی محمود صالحی را به همسر و فرزندان و همه دوستان و همرزمانش صمیمانه تبریک میگوئیم.

محمود صالحی برای دومین بار یک سال و اندی از عمر پربار خود را تنها به خاطر دفاع از منافع هم طبقه ای های خود در زندان جمهوری اسلامی به سر برد و هر بار محکومیت ناروای خود را با سربلندی تحمل کرد و دلیرانه بر حقانیت راهی که در پیش گرفته است پای فشرد. محمود با پایداری در مبارزه بر اهداف شریف کارگری و انسانی خود در خارج از زندان و با استقامتی که در سخت ترین شرایط جسمی در درون زندان جمهوری اسلامی از خود نشان داد، بدون شک در جایگاه یکی از شجاع ترین رهبران طبقه کارگر در ایران قرار گرفته است.

ما امیدوار هستیم که این عزیز از بند رهائی یافته هرچه زودتر سلامتی کامل جسمی خود را بازیابد و مانند همیشه در خدمت به طبقه کارگر و در مبارزه برای تامین زندگی اجتماعی بهتر برای همنوعان خود موفق باشد.

 

 

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

19 فروردین 1387

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 11  توسط حامد سعیدی  | 

 
اعلام موجودیت جمعی از دانش آموزان سوسیالیست تبریز
 

 

تاریخ به ما می آموزد که رهایی از بند ظلم و استثمار و ستم در تمامی صور آن جز با وحدت توده های تحت ستم و مبارزه بر عله تمامیت سیستم استثمار و تبعیض امکانپذیر نیست.اما به زعم ما صرف رسیدن به این نتیجه نمی تواند گرهی از موانع موجود در مسیر مبارزان راه خلق بگشاید.چرا که مبارزه بر عیله سیستمی است که تمامی زندگی،رفتارها،فعالیتها و حتی اندیشه ی توده ها را در کنترل خود گرفته است و در این راه تنها آگاهی داشتن از وضعیت کافی نیست.همانطور که مارکس به ما آموخته است: "این آگاهی انسانها نیست که زندگی اجتماعی آنها را تعیین میکند،بلکه برعکس،زندگی اجتماعی انهاست که آگاهیشان را تعین می بخشد"...، پس هیچ چیز به شک واقعی دگرگون نخواهد شد مگر آنکه ساز و کار اجتماعی موجود از ریشه دگرگون گردد و مبارزه در راستای این دگرگونی نیازمند متشکل شدن و فعالیت دوشادوش مبارزانی است که این ضرورت تاریخی را دریافته اند.

و اکنون این صدای اعلام حضور جمعی از «دانش آموزان سوسیالیست دبیرستانهای تبریز» است که به صفوف رفقا و یاران خود در ساسر کشور(خصوصا سایر دانش آموزان و دانشجویان) می پیوندیم و بر علیه ظلم و استثمار در تمامی گونه های آن: از ستم و تضاد شدید طبقاتی گرفته تا ستم جنسیتی و ستم ملی-قومی اعلام مبارزه می کنیم.ما گام دراین راه می نهیم که پرچم مبارزه ی دانشگاه فردا در دستان ماست و نسل پشت سر ما پای در جای ما خواهد گذاشت.ما نه ادعای نمایندگی داریم و نه ادعای پیشتازی چرا که از حضور و فعالیت سایر رفقای تبریز(در دانشگاه ها و خارج از آن) نیک آگاهیم و خود را دوشادوش آنان و در کنار تمامی مبارزان سوسیالیست ایران می دانیم.و این تنها صدای بخش کوچکی از مبارزان راستین خلق در دیار نابدل ها،دهقانی ها و بهرنگی هاست.

 

 

                                                                                          جمعی از دانش آموزان تبریز

http://dtabriz.blogfa.com/

                                                                                                      فروردین ۱۳۸۷

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 2  توسط حامد سعیدی  | 

 

 

پس از تحمل 1 سال و 14 روز زندان، سرانجام ساعت 3 بعد از ظهر امروز یکشنبه 18 فروردین ماه"محمود صالحی" رهبر سرشناس و شناخته شده جنبش کارگری ایران از زندان جمهوری اسلامی آزاد شد.

"محمود صالحی" که به اتهام تلاش برای برگزاری مراسم اول ماه مه به 1 سال زندان تعزیری و 3 سال زندان تعلیقی محکوم شده بود، روز دوشنبه 20 فروردین ماه سال 1386 در محل کارش در شهر سقز بازداشت و دوره محکومیت 1 ساله خود را در زندان مرکزی سنندج گذراند.

"محمود صالحی" که تنها با 20 درصد از یک کلیه زندگی می کرد طی مدت زندان به دلیل شرایط سختی که رژیم به وی تحمیل نموده بود و به دلیل جلوگیری از مداوای موثر، با عوارض متعددی ناشی از این بیماری دست و پنجه نرم می کرد، اما وی همچنان که شایسته یک رهبر کارگری چون وی بود، با تمام این مصائب دلیرانه و با روحیه ای قوی روبرو شد و لحظه ای از مبارزه برای آرمانهای برحقش در زندان هم کوتاهی نکرد.

ما آزادی این رهبر بزرگ و شایسته را به خانواده اش، به کارگران و همه مردم کردستان، به کارگران و همه مردم آزادی خواه ایران تبریک می گوئیم و برای "محمود صالحی" عزیز آرزوی سلامتی و بهبودی کامل و موفقیت در همه امور زندگی و مبارزاتیش را داریم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 فروردین1387ساعت 17  توسط حامد سعیدی  | 

روز کارگر در راه است ، رهبران کارگری هنوز در زندانند

ن: افق کارگری

 

هدف از نوشتن این مطلب نه تکرار اخبار اعتراضات کارگری ، دانشجویی و زنان ، بلکه تلاشی هرچند کم برای ارائه راهکاری است که در سطح بین المللی از جانب مدافعان طبقه کارگر انجام شده است که لازم می نماید در سطح وسیعتری در سراسر ایران نیز برای آزادی فعالین و رهبران کارگری انجام شود .چیزی که می خواهم به آن اشاره کنم این است که مبارزات دوره اخیر و اعتصابات واعتراضاتی که در سال گذشته به راه افتاد نشان از بی تأ ثیر بودن رعب وحشتی است كه رژیم اسلامی در فضای ایران براه انداخته بود هرچند که رژیم اسلامی برای سرکوب این جنبشها می کوشد و رهبرانی چون محمود صالحی، ابراهیم مددی، و مصور اسانلو را به زندان می کشد و آنهارا چه از لحاظ روحی وچه جسمی شکنجه میکند اما این رهبران به قول مارکس: ما کارگران در راه مبارزه چیزی را نداریم که از دست بدهیم بجززنجیرهایمان و همان طور در زندان هم مقاومت می کنند و با اعتصاباتی که در داخل زندان می کنند در این چارچوب است ونشان از بی تأثیربودن ایجاد این فضا حاکم بر جوسیاسی ایران میباشد.همان طور که مشاهده می کنیم در خارج از کشور هم با به راه انداختن اعتراضات پی درپی فعالین چپ و کارگری و جریانات سیاسی کمونیست ، وبا براه انداختن کمپین در حال مبارزره هستند واین رفقا را هرگز تنها نمی گذارند. در داخل ما شاهد این بودیم که در 16 آذر روز دانشجو در ایران تعداد زیادی از فعالین چپ و رادیکال رابه زندان انداختند و این فعالین خودشان را از این اعتراض هم جدا نکردند بلکه تمام شعارهای آنها متحد ومتشکل بودن آنها تا رسیدن به خواستهایشان با طبقه کارگر بودند ، شعار دانشجویان در اعتراضات اخیر این بود که ( کارگران ، زنان ، دانشجویان ، اتحاد اتحاد..... ) و اینهم نشان از رادیکال شدن این جنبشها بود و بایستی در اینجا این را هم بگویم که این بارهم یک صدا و هماهنگ به میدان بیایم که این رهبران سرشناس را دوباره به میدان مبارزه باز گردانیم همان طور که در خارج از کشور کمپین راه می اندازند و از هیچ کوششی دریغ نمی کنند وبا اعتراضات خودشان می خواهند خواستهای این فعالین که خواسته های انسانی است را به گوش جهان برسانند وماهم بایستی در ایران با این اتحاد عمل و متشکل و سازمان یافته به میدان بیایم و برای آزادی این رهبران بکوشیم ویک بار دیگر نشان دهیم که دنیای بهترممکن است اگرچه در راه تحقق آن به پستی و بلندیهای زیادی برخورد کنیم. این اتحاد عمل و تشکل یافتگی ما است که می تواند خواسته هایمان را به هدف خود برساند و هیچ قدرت امپریالیستی هم نمی تواند در برابر متشکل بودن و هم صدا بودنمان به ایستد پس همصدا شعارهای همبستگیمان را سر دهیم تا رسیدن به آرمانهای انسانیمان.

زنده باد سوسیالیزم

زنده باد آزادی برابری

زنده با اتحاد طبقاتی طبقه کارگر

http://www.forsosialicm.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه 17 فروردین1387ساعت 22  توسط حامد سعیدی  | 

 

بخشی ازسخنان صدیق اسماعیلی عضو انجمن کارگری جمال چراغ ویسی در رابطه با تاریخچه کارگران خباز سقز و زندگی محمود صالحی در اتاق پالتالکی " آزادی محمود صالحی"

قبل از اینکه بحثم را در رابطه با تاریخچه مبارزات کارگران خباز سقز شروع کنم اجازه میخواهم به این نکته اشاره کنم که متعاقب با دستگیری اخیر محمود صالحی در ۲۱ فروردین ۱۳۸۶، یک کمیته‌ای در دفاع از محمود صالحی اعلام موجودیت کرد که جمع زیادی از فعالین کارگری، فعالین جنبشهای اجتماعی دیگر (جنبشهای مترقی و آزادیخواه) و دوستان و آشنایان محمود صالحی که عده زیادی از آنها اسم خود را در سایت کمیته دفاع علنا نوشته‌اند و عده زیاد دیگری بنا به ملاحظاتی از درج اسم خود در سایت و به صورت رسمی  به هر دلیلی خودداری کرده‌اند، تو این کمیته متشکل شده‌اند. این کمیته از بدو دستگیری محمود صالحی تا به حال تلاش و مبارزات با ارزشی برای آزادی محمود صالحی صورت داده است که متاسفانه فرصت نیست به همه آنها اشاره کرد. متاسفانه عده‌ای انتقادهای غیر سیاسی و بعضا ویرانگر را از کمیته دفاع میگیرند. بهر حال اگر کسی میخواهد از مبارزات این کارگران و این انسانهای شریف که علیرغم مسائل امنیتی در کنار کار و فشار زندگی در این کمیته فعالیت میکنند، نقد بگیرد باید ضمن در نظر داشتن همه شرایط و در جهت تقویت این مبارزات کاملا نقد اساسی و سیاسی بگیرد. من هم معتقدم که باید با استفاده از تجربه کمپینهائی که پیشتر صورت گرفته تلاش کنیم که نقطه ضعفها را کم و نقطه قوتها را افزایش دهیم و بتوان کمپین را به بهترین صورت پیش برد. با این امید که تلاش و مبارزاتمان همجهت با منافع جنبش کارگری ایران باشد.

در رابطه با مبارزات کارگران خباز سقز خیلی نکات هست که باید مطرح شود اما متاسفانه به هر دلیلی در این رابطه کم کاریهائی شده است. شاید این کم کاری نصیب خود من هم باشد با توجه به اینکه در نزدیک شاهد این تلاشها و مبارزات بوده‌ام  اما من به سهم خود جزوه‌ای ۵۰ صفحه‌ای تحت عنوان " تاریخچه مبارزات کارگران خباز سقز" که تا به حال دو بخش از آن چاپ شده و یک بخش هم مربوط به چگونگی برگزاری مراسمهای اول ماه مه در سقز که در مصاحبه‌ای با محمود صالحی صورت گرفته چاپ شده است. متاسفانه با دستگیری محمود صالحی شانس رسیدن ملاحظات لازم در رابطه با نوشته را از ما گرفتند. تاریخچه مبارزات کارگران خباز سقز حاوی نکات، تجربیات و درسهای آموزنده‌ای است که حقیقتا در این فرصت کوتاهی که من دارم نمیتوان همه آن نکات را با جزئیات بیان کرد اما سعی میکنم که خیلی خلاصه و مفید نکاتی را بیان کنم. تاریخچه کارگران خباز سقز به دوران قبل از انقلاب بر میگردد. در سال ۱۳۵۴ جمعی از فعالین کارگری اقدام به تشکیل سندیکای  کارگران خباز میکنند که در نتیجه حملات رژیم شاه بر سر فعالان کارگری، سندیکا عملا لغو میشود. با وقوع انقلاب و زمانی که مردم شهر سقز به فرمانداری این شهر حمله کردند کارگران خباز نیز به پادگان این شهر حمله کرده و پادگان را تسخیر میکنند. یکی از اتاقهای ساختمان ساواک به دفتر سندیکا تبدیل شد و کارگران  خباز تشکل خود را دوباره احیا کردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 16 فروردین1387ساعت 23  توسط حامد سعیدی  | 

 

در حاشیه یک "پیام" ضد کارگری

پست مدرنیستها میگویند"حقیقت مرد.the reality is dead”  " ضمن اینکه چنین اظهاری فاقد اعتبار است اما عملکرد بسیاری از چپ های 57ی که دوره ای خود را کمونیست میدانستند، بیانگر این هست که پیش اینها " حقیقت وارونه است".

اخیرا اقای به اسم برهان دیوارگر از حزب حکمتیست، ناسلامتی و گویان "فعال کارگری" بوده اند(اما انگاری شم و عرق طبقاتی ندارند) در "پیامی به محمود صالحی،" سایت اخبار روز" که وابسته به جمهوری اسلامی است را منبع معتبر و خبری خود قرار داده است.

کمیته دفاع از محمود صالحی طی اطلاعیه ای کوتاه و متینانه ای ضمن تشکر از تمام انسانهای که برای ازادی محمود تلاش میکنند، خواسته است که اخبارشان را از منابع معتبر و جانبدار از محمود و فعالین کارگری بگیرند. تعدادی از انسانهای شریف هم، به این شیوه برخورد فرقه ای_ضد کارگری حکمتیستها واکنش نشان داده اند. حکمتیها خواسته اند که کمیته دفاع از محمود صالحی، از اقای دیوارگر که چون اخبار سایت جمهوری اسلامی در رابطه با وضعیت محمود را به اخبار سایت کارگرهای مبارز که درجامعه ای که حامیان سرمایه و ضد کارگرها تا دندان مسلح اند، دارند فعالیت میکنند و روزانه با خانواده محمود در تماسند و همسر و همرزم محمود، نجیبه صالحزاده ، نیز عضو ان است و در صف اول اعتراص هستند، ترجیح داده اند. و از بابت واکنش بجا و درستشان باید از ایشان معذرت خواهی کنند.

برای مثال اعتصاب معدنچیان در ده 80 در بریتانیا به رهبری"سکارگیل" را در نظر بگیرید. انسانی که یک ذره شرافت داشت علیرغم هر نوع مرزبندی ایدولوژیکیش با رهبری اعتصاب از ان حرکت کارگری دفاع کرد. اگر جریان "چپی" در وسط این ماجرا می امد اخبار اعتصاب را از کابینه خانم تاچر میپرسید و به اسم یکی از کارگران اعتصابی و ساده لوح (بخوانید عامل فشار) چاپ میکرد و تعدادی اعتصاب شکن را هم بسیج میکرد که به کارگران اعتصابی بدو بیراه بگویند که اعصاب پایان دهند. اگر کمیته اعتصاب و هر انسان شریفی هم به این بر خورد چنین جریانی واکنش نشان میداد، جواب این بود که شما کارگرها خود گمارده هستید! شما ازخانم تاچر و کارفرخاها و اعتصاب شکنها نفرت دارید. ما اخبار کابینه خانم تاچر در مورد اعتصاب را معتبر و موثق میدانیم. شما و اخبار کمیته اعتصاب کارگری تان نامعتبر و خودگمارده است. ما جون اعتصاب شکن هستیم حق با ماست، شما اصلا کی گفته اعتصاب کنید و کمیته خود گمارده درست کنید. به این میگویند حقیقت را وارونه نشان دادن.

نباید تعجب کرد چون این طرز بر خورد اعضای حزبی است که لیدرشان گفته بود: "کارگرها باید بروند سپایس گرل گوش کنند تا انگلیسی یاد بگیرند و مدرن بشون." و جمله معروفش این اسم که سوسیالیسم مردم را رم میدهد"(جهت اطلاع، کورش مدرسی در جلسه ای درسال 97 میلادی در لندن برای تحقیر و تخطئه کردن کارگرها گفته بود که بروید ترانه های سپایس گرل گوش کنید تا انگلیسی یاد بگیرید و مردن بشوید. کسی نبود که به این پیر مرد بی تربیت و ضد کارگر بگوید ترانه گروه بهتری بنظرت نرسید.)

اگر کمیته کارگری و کمونیست جانبدار کارگرها باید از این دوستان بخواهند که اب را گل الود نکنند به شیوه وفرهنگ نازل و سطحی همیشگی شان مورد حمله قرار میگیرد. خجالت هم نمیکشند که منبعشان سایت وابسته به جمهوری اسلامی هست. اقای دیوارگر بایستی عذر خواهیش را علنی مینوشت نه اینکه بهانه دست تعدادی از فالانژها میداد که قیل وقال راه بیاندازند که چرا کمیته کارگرها و کمونیستها به اقای دیوارگر گفته اند که منبع خبری ایشان وابسته به جمهوری اسلامی است وفاقد اعتبار. اقای دیوارگر هر کسی هستند، با هر گذشته و از هر خانواده ای که امده اند اما ایشان امروز خود را "فعال کارگری" مینامند. واقعا ایشان اگر دغدغه شان ازادی محمود و فعالین کارگری است چرا عضو کمیته دفاع از محمود نشدند؟! اقای دیوارگر یا ساده لوحند و وعده وزیر کار شدن تخت ریاست جمهوری دنیای مجازی اقای مدرسی در ائتلاف با مجاهدین و سلطنت طلبها و دوم خردادیها را باور کرده اند، یا فکر میکنند برای رئیس جمهور کردن لیدر کارگر تحقیر کن و نان به نرخ روز خورشان در اتحاد با حجاریان یا گنجی، شکنجه گران کارگران و کمونیست کشهای سابق بایستی چهره، اخبار، سایت و فعالیت کارگرهای پیشرو و سوسیالیست که در مقابل هارترین رژیم زمانه ایستاده اند، را فاقد اعتبار کرد. چون طبقه کارگر نه تنها نیروی ذی نفع در انقلاب سوسیالیستی است بلکه از اساس با رهبر و رئیس جمهور شدن هر کسی میانه خوشی ندارد. تو تاریخ سوسیالیسم قرار نبوده کارگر کسی را به رهبر و وزیر و رئیس جمهور کند و لیدر ایشان هم سواد سیاسی و تحلیلی سیاسی شان قد نمیدهد که بفهمد دوره فرق کرده است ایشان تمام عمرشان دنباله رو بوده اند و هنوز هم نمیفهمند که موسم تحقیر کارگر به سر امده است.

در هر اعتلای انقلابی، کورش مدرسی باید دستگیر و در دادگاه انقلابی کمون سنندج به جرم بی احترامی به کارگر محاکمه شود و خواهد شد.

اعضای از حزب حکمتیست که شرافت سوسیالیستی دارند و یا سابقه ای در ارتش و تشکیلات کمونیستی و خوشنام کومله داشته اند باید موضع خود را با این جریان معلوم کنند که امروز کدام ور پرچین هستند؟ با طبقه کارگر و کمونیستها و کارگرهای سوسیالیست هستند و یا با اقای کورش مدرسی که با ضد کمونیستها وضد کارگرها میخواست دولت ائتلافی تشکیل دهد و خود رئیس جمهور شود و هم اکنون در کار و مبارزه و تلاش کمونیستها و کارگرها سنگ اندازی میکند؟

شاهو ارمانی

به نمایندگی جمعی از کارگران سوسیالیست سنندج و سقز

فروردین 1387

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 13  توسط حامد سعیدی  | 

 

جمهوری اسلامی ایران را محکوم نمائیم

کارگران ایران در جمهوری اسلامی ایران همانند دیگر شهروندان کشور نظیر زنان، جوانان، دانشجویان، نویسندگان، ملیت های ایران و ... هم در رژیم شاه و هم در رژیم جمهوری ایران، ده ها سال است که به طور مستمر و پیگیر مورد سرکوب قرار می گیرند. اما، آنچه در حوادث اخیر در ایران، توجه افکار عمومی را جلب نموده است، تشدید این سرکوب ها است. از جمله شلاق زدن کارگران، تیراندازی به یک فعال کارگری، و عدم آزادی کارگران زندانی پس از اتمام دوران "محکومیت" آن ها است.

بختیار رحیمی عضو کمیته هماهنگی برای تشکل های کارگری را از 9 ماه قبل بدون تشکیل دادگاه زندانی نموده اند، منصور اسانلو مسئول سندیکای کارگران شرکت واحد را از ده ماه قبل بدلائل واهی دستگیر و زندانی نمودند. و محمود صالحی را به اتهام شرکت در تظاهرات اول ماه مه 2003، پس از یک سال زندانی شدن، به "اتهام" صدور اطلاعیه و حمایت از دانشجویان مبارز، همچنان در سلول زندان، به بند کشیده اند.

محمود صالحی اکنون علیرغم وضعیت نامناسب جسمانی مجبور شد در اعتراض به عدم آزادیش، از 27 اسفند تا 10 فروردین دست به اعتصاب غذا بزند.

ما در رابطه با دفاع از آزادی وحقوق کارگران و بطور مشخص آزادی بی قید و شرط محمود صالحی از زندان اقدام به تشکیل کمیته ای برای آزادی محمود صالحی نموده ایم. این کمیته ضمن محکوم نمودن ج.ا.ا و رفتار های غیر انسانیش:

1 - آزادی بی قید و شرط محمود صالحی

2 - در دفاع از آزادی های بی قید و شرط سیاسی، خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی ایران و قطع سرکوب های جاری در ایران میباشد.

سرنگون باد جمهوری اسلامی ایران!

زنده باد مبارزات آزادی خواهانه و برابری طلبانه در ایران!

جاودان باد مبارزات طبقه کارگران ایران برای دستیابی به دمکراسی و آزادی!

احزاب و نهاد هائی که از این کمیته حمایت و در آن شرکت دارند عبارتند از:

تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست ایران - حوزه استکهلم

سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)- واحد استکهلم

تشکیلات خارج کشورحزب حزب کمونیست کارگری - واحد استکهلم

حزب کمونیست کارگری (حکمتیست ها)- واحد استکهلم

هسته اقلیت

کمیته نه به جمهوری اسلامی - نه به جنگ - استکهلم

انجمن حق زنان- استکهلم

رادیو صدای زنان - استکهلم

و تعدادی از فعالین سیاسی منفرد 

کمیته آزادی محمود صالحی - استکهلم

سی ام مارس 2008

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 فروردین1387ساعت 23  توسط حامد سعیدی  | 

دادگاهی محمود صالحی و ارجاع پرونده وی به دادستانی

 

 

طبق گزارش رسیده، روز شنبه ۱۰ فروردین ماه ۱۳۸۷ محمود صالحی را به دادگاه انتقال دادند و وی آخرین دفاعیات خود را در دادگاه پیش قاضی پرونده عنوان کرد.

 

لازم به ذکر است که پرونده محمود صالحی به دادستانی، جهت اجرای حکم  ارجاع داده شده است.

 

محمود صالحی در حالیکه هنوز در اعتصاب غذا به سر میبرد، از لحاظ جسمانی کاملا لاغر شده اما همچنان از لحاظ روحی مصمم و استوار است. وی  پس  از دادگاهی، دوباره به زندان  مرکزی شهر سنندج انتقال داده شد.

قابل ذکر است که خانواده محمود صالحی  موفق شدند که وی را ملاقات کرده و پیام دوستان و فعالین کارگری مبنی بر پایان دادن به اعتصاب غدا را به او برسانند.

 

محمود صالحی به پاس زحمات همه کسانی که برای نجات جان وی تلاش کرده‌اند موافقت کرده است که به اعتصاب غذای کامل خود پایان دهد.

 

 

کمیته دفاع از محمود صالحی

شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۷

kdms50@yahoo.com

www.kdmahmodsalehi.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه 10 فروردین1387ساعت 21  توسط حامد سعیدی  | 

 

(بمناسبت صد و بیست وپنجمین سالروز مرگ  مارکس)

بهروز ناصری

19 مارس 2008

از تاریخ مرگ مارکس در چهاردهم  مارس سال  1883  تا کنون 125 سال  میگذرد.

مارکس از زمره اندیشمندان انقلابی ماندگار  در تاریخ است. وی  در قرن نوزدهم  زیستند اما  متعلق به حال  و  آینده  جامعه  بشری هستند . تئوریهای که مارکس آنان را تبیین و سپس فرموله نمود  راه  رهائی واقعی انسان از  نظام  استثمارگرانه و ضد انسانی سرمایه داری نشان میدهند. تئوریهای که  صحت جوهر و مضمون آن،  امروز نیز کماکان  بقوت خود باقی هستند.

نظام سرمایه داری در عصر کنونی مشقت بارترین و طاقت فرساترین  زندگی را  به انسان کارگر و زحمتکش تحمیل نموده است. جنگ، بیکاری، تبعیضات جنسی ، فضای خفقان و سرکوب، رواج فرهنگ فردگرایی و خود پرستی، رقابت و دهها مصیبت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دیگر از مشخصات نظام سرمایه داری در این  دوره هستند. سازمانهای جهانی سرمایه نظیر صندوق بین المللی پول و بانک جهانی در تعیین شکل حکومتی یک کشور نقش مهمی ایفاء میکنند. کشورهای امپریالیستی غرب به رهبری آمریکا  برای وسعت  بخشیدن به بازار تحت سیطره خویش و در  رقابت  با رقبای که خود دست  کمی از آمریکا ندارند، به تعرضات نظامی و اشغال   علیه  کشورهای دیگر از نظر نظامی ضعیفتر ولی از  لحاظ منابع زیرزمینی غنی، دست میزنند.

پایان جنگ سرد تنها  بمنزله  پایان جهان دو قطبی معنی میشود و  نه  پایان رقابت بین  قدرتهای امپریالیستی یا قدرت  بلامنازع و ابدی آمریکا. امروز دست کم چهار قطب امپریالیستی در حال رقابت با یکدیگر هستند: آمریکا، اتحادیه اروپا، چین و  روسیه. هرکدام بر اساس  منافع سیاسی و اقتصادی که  تعقیب میکنند با تعارضات علیه یکدیگر  کشیده میشوند.  وسعت حیطه تحت سلطه  بر اساس  منافع اقتصادی و سیاسی و گسترش بازار آن سیاستی  است که اتخاذ سیاست جنگ طلبانه و تعرض نظامی و اشغال از آن منتج میشود. همان  سیاستهای که  امپریالیسم آمریکا و اروپا در پیش گرفته است.

از زاویه دیگر، پایان جنگ سرد ، بمنزله شکست و عقب نشینی سرمایه داری دولتی و توفق سرمایه داری  بازار آزاد تلقی میگردد. دهه نود  میلادی،  دهه تعرض  افسار گسیخته  نئولیبرالیسم،  دهه تعرض به طبقه کارگر در سطح جهانی و دستاوردهایی بود  که کارگران در نتیجه مبارزاتشان  کسب کرده بودند. در دهه 1990 به یمن تفوق سرمایه داری  بازار  آزاد، گرایش  ناسیونالیستی در قلب اروپا عروج دوباره ای می یابد، یوگسلاوی بوجود می آید و بین مردمانی که  تا  قبل از  آن  زمان  در کنار هم  در صلح و آرامش زیست و کار میکرده اند،  یکباره  به دشمن هم  تبدیل می شوند و  بین آنان جنگهای  خونینی روی میدهد. مقوله« یوگسلاویزه شدن» از آنزمان  به بعد وارد  ادبیات  سیاسی  میشود. در آن زمان تعرض به کمونیسم به اوج خود رسیده بود. جهان سرمایه داری و لیبرالیسم  افسار گسیخته تحت لوای مخالفت  با  شوروی سابق، به کمونیسم و سوسیالیسم و به  طبقه  کارگر  می تازیدند.  در آن  زمان  اعلام  کردند  که  مارکس مرده است  و  به تاریخ گذشته تعلق  دارد....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 10 فروردین1387ساعت 15  توسط حامد سعیدی  | 

 

اتحاد دانشجویان سوسیالیست  را مستحکم کنیم!

 

26 بهمن 1386 اعلام موجودیتی توسط «دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های سراسر ایران» ( که شامل دانشجویان دانشکده فنی باهنر شیراز، دانشگاه پیام نور نورآباد ممسنی،  دانشگاه پیام نور شیراز، دانشگاه خامنه ای بوشهر، دانشگاه پیام نور بوشهر، دانشگاه صدرا شیراز، دانشکده ادبیات شیراز، دانشکده سما شیراز، دانشگاه پیام نور خوانسار، آموزشکده دختران شیراز، دانشگاه دولتی مرودشت، دانشگاه فنی مرودشت، دانشگاه آزاد مرودشت، دانشگاه ملی آباده، آموزشکده آباده  می شد) انتشار یافت. این رفقا با اعلام  موجودیت خود خواهان فعالیت و مبارزه " درجهت پیشبرد اهداف و  استراتژی سوسیالیستی و کارگری برای برون رفت از وضع فلاکتبار موجود حاکم بر جامعه و رسیدن به جامعه انسانی" شدند.

 

فعالان نشریه میلیتانت به تمام رفقای درگیر این «اتحاد» دانشجویان سوسیالیست سراسر ایران خیر مقدم گفته و از این حرکت حمایت می کنند. اقدام این رفقا دانشجو سوسیالیست حداقل از دو لحاظ حائز اهمیت است.

 

اول؛ این حرکت، تداوم مبارزه سوسیالیست ها در وضعیت دشوار سرکوب ها را به نمایش می گذارد. به عبارت دیگر، اهداف سرکوب گرایانه اخیر دولت را خنثی می کند. دولت سرمایه داری که قصد داشت ریشه دانشجویان سوسیالیست در دانشگاهها را با یورش 16 آذر (دستگیری و زندانی و شکنجه های روانی و فیزیکی و ارعاب) بسوزاند؛ با این اقدام نشان داده شد که با شکست روبرو شده است. اکثر رفقای دستگیر شده به همت فعالیت دفاعی فعالان و خانواده های آنها و به ویژه حمایت های بین المللی با قید وثیقه آزاد گشته اند. اعتقادات سوسیالیستی دانشجویان نه تنها از میان نرفته که با این اتحاد سوسیالیست ها به قوت خود باقی مانده است. این پروژه نمایانگر تداوم تغییر قوا به سود جنبش سوسیالیستی و در عین حال نشانگر شکست دولت سرمایه داری در سرکوب و نابودی جنبش سوسیالیستی است.

 

دوم؛ اتحاد «دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های سراسر ایران» نماینگر گسستی قاطع با شیوه مبارزه و طرز کار جریانات خرده بورژوا رادیکال در دوره پیش است. این گرایش را می توان با گسستی که طیف طرفداران اصلاح طبان چند سال پیش به فرجام رساندند؛ قیاس کرد. همانطور که برش پیشین از اصلاح طلبی و اعتقادات بورژوائی (مدرنیزم، پسا مدرنیزم و غیره) گامی به پیش و در راستای گرایش به اعتقادات سوسیالیستی محسوب می شد؛ این بار نیز گسست از گرایشات خرده بورژوا رادیکال (چپ کارگری و چپ رادیکال و غیره) گامی به سمت گرایش مارکسیزم انقلابی است.

 

اما بدیهی است (و همه ما سوسیالیست ها توافق داریم) که تداوم مبارزات سوسیالیست ها و گرایش به مارکسیزم انقلابی، تنها با "اعلام موجودیت" و چند فعالیت و چند بیانیه مشترک تحقق نمی یابد. این اتحاد نیاز به دو سطح مشخص از فعالیت دارد.

 

اول؛ سازماندهی و تشکل یک «قطب سوسیالیستی» همراه با تمامی گرایشات سوسیالیستی که به روشنی از اعتقادات بورژوایی و خرده بورژوایی در گفتار و کرداد گسست کرده اند. تنها سازماندهی این قطب که منطبق با وضعیت اختناق آمیز کنونی است: تلفیق کار مخفی با کار علنی است. محور کار مخفی ایجاد هسته های مخفی سوسیالستی (با رعایت دموکراسی درونی) است. محور کار علنی (یا کار میان توده های وسیع دانشجویان) ایجاد فعالیت با شعارهای روشن و اهداف مشخص عملی است (این موارد را می توان از طریق بحث درونی تدقیق کرد).

 

دوم؛ تنظیم یک سلسله جلسات آموزش مارکسیستی سیستماتیک؛ مرتب  و با برنامه برای شناخت پایه ها و ریشه های نظری و عملی جنبش سوسیالیستی در سطح جهانی. زیرا فعالان جنبش سوسیالستی نباید فراموش کنند که ادغام کار عملی و تئوریک بسیار اهمیت دارد. در واقع می توان اذعان داشت که بدون تئوری انقلابی به عنوان ستون فقرات حرکت های سوسیالیستی عمل انقلابی نمی تواند به فرجام رسد.

 

فعالان میلیتانت برای هر دو سطح از پیشنهاد بالا آمادگی خود را برای تبادل نظر و سازماندهی مشترک با رفقای سوسیالیست در دانشگاه اعلام می دارند.  بدیهی است ریز اقدامات را باید مشترکا و از طریق بحث و تبادل نظرات درونی انجام داد. در انتظار تبادل نظر و همکاری مشترک با رفقا خواهیم بود.

 

شورای سردبیری میلیتانت

1 فروردین 1387

+ نوشته شده در  جمعه 9 فروردین1387ساعت 12  توسط حامد سعیدی  | 

 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست پیرامون وضعیت محمود صالحی

نام محمود صالحی در چند سال اخیر به کانون و محل تقاطع  مسایل متعددی بدل گشته است و همین او را به یک نماد و پرچم در جنبش کارگری و عرصه سیاست در  ایران بدل نموده است . محمود صالحی به عنوان یک فعال چپ جنبش کارگری برای نخستین بار در سال 1374 به زندان افتاد . در سالهای 79-1378 دو ماه و نیم را در زندان به سر برد .  در پاییز 1379 مدت 8 ماه زندانی بود . در سال 1383 و در آستانه برگزاری مراسم اول ماه مه بار دیگر به مدت دو هفته باز داشت گردید  و هم اکنون نیز چندین ماه است که دربدترین شرایط و با تنی رنجور در زندانهای جمهوری اسلامی به سر می برد . در این میان برگزاری مراسم اول ماه مه ( روز جهانی کارگر ) سال 1383 در سقز توسط فعالین پیشرو کارگری این شهر و در راس آنها محمود صالحی را می توان بمثابه نقطه عطفی در تاریخ جنبش کارگری در ایران محسوب داشت . با دستگیری این پیشروان کارگری در آستانه برگزاری مراسم اول ماه مه واقعه بزرگ تاریخی ای در جنبش کارگری ایران به وقوع پیوست که نتایج دیرپایی برای جنبش کارگری در ایران داشت و موقعیت این جنبش و همچنین تناسب قوای گرایشهای درون آن را برای مدتی طولانی تغییر داد . دیدار محمود صالحی در 29 آوریل همان سال  با نماینده هیات  " کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری  "  در تهران و در محاصره نیروهای امنیتی و همچنین یورش نیروهای رژیم به کارگران سقز قبل از آغاز مراسم و دستگیری 50 نفر و زندانی کردن 7 نفر باعث شد تا تلاش و نقشه نهاد ارتجاعی وابسته به حاکمیت موسوم  به " خانه کارگر " در جهت پذیرفته شدن به عنوان عضو در این کنفدراسیون و  به رسمیت شناخته شدن توسط آی . ال . او ( سازمان بین المللی کار ) از این طریق بمثابه تشکل نماینده کارگران در ایران با شکست مواجه شود . به علاوه گرایش چپ جنبش کارگری با وقایع اول ماه مه سقز توانست موانع عمده ای علیه سیاستهای جنبش اصلاحات و دوم خرداد در جنبش کارگری و نی