تبليغاتX

بسوی سوســـــیالیسم

بسوی سوســـــیالیسم

 نعل وارونه ی حکمتیست ها


شکل بندی فراکسیون و انشعاب در هر تشکل همان قدر بدیهی و طبیعی و گاه اجتناب¬ناپذیر است که فی المثل بدون چتر زیر باران رفتن و به تبع آن خیس شدن! در چنان شرایطی هر جریان سیاسی هم¬ردیف یا رقیبی از حق اظهارنظر، ابراز خرسندی یا اعلام ناخوشنودی متکی به نقد سیاسی برخوردار است. اما وقتی که در بیانیه ی اعلام وجود یک فراکسیون درون حزبی هیچ افتراق نظری و مرزبندی سیاسی مشخص با خطمشی مرکزیت و گفتمان حاکم بر آن تشکیلات به چشم نمی آید و همه ی صورت مساله پیرامون یک سلسله اختلاف نظرهای سلیقه یی از قبیل طرح اتهام انحصارطلبی به کمیته ی مرکزی خلاصه شده است، آن گاه دیگر سخن گفتن از وجود فراکسیون نه فقط بلاموضوع می شود بلکه بحث پیرامون چیستی ظهور و ماهیت مبهم نظری آن مضحک جلوه می کند. بلاموضوع خصلت شبه فراکسیونی است که اخیراً در کومه له شکل بسته و مضحک شایسته ی توصیف رفتار غیرسیاسی "حکمتیست"هاست که در ماجرای سخن رانی لیدر ایشان از همه سو، سبب ساز "توفان خنده ها"ی مارکسیست ها شده است.
کوروش مدرسی و اعوان و انصاراَش در سه گانه های "کمونیسم کارگری" چنان از اعلام وجود این فراکسیون ذوق زده شده و بی تابانه از موضعی انحلال طلبانه به استقبال آن شتافته اند که پنداری خبر سقوط استالین گراد به جناب پیشوا ابلاغ شده و یا اگر از این قیاس دل خور می شوند می گویم انگار خبر فروپاشی رژیم سرمایه داری اسلامی توسط نیروهای "گارد آزادی" و نتایج فوری انتخابات زودرسی آشکار گردیده که به موجب آن رفیق کوروش مانند جمال عبدالناصر به مقام ریاست جمهوری مادام العمر رسیده و حکم تشکیل دولت ثابت را به نام حمیدخان تقوایی صادر کرده و در همین راستا آقایان محمدحسین مرادبیگی و عبدالله دارابی به ترتیب قد و سابقه ی نظامی گری به مقام سرفرمانده و کمیساریای عالی ارتش سرخ منصوب گردیده، "دکتر" علی جوادی به همراه داریوش و شهرام همایون و ابراهیم ویکتوری به سمت سرپرست تولید انبوه شوهای تلویزیونی رسیده، مصطفا صابر در مُقام رییس شاخه ی جوانان زورخانه¬ی پارک شهر مشهور به "شعبان جعفری" مسوولیت شکستن چند باره ی قبر احمد شاملو را پذیرفته و خانم ها مینا احدی و آذر ماجدی با همکاری شیرین عبادی و نازنین افشین جم نیز سکانِ کمپینِ سواری گرفتن از امواج سوم پسافمینیسم را به عهده گرفته اند. شرح تقسیم سایر مسوولیت های شاق و حاق از جمله ابلاغ مذاکره ی مستقیم با بانک جهانی به اصغر کریمی برای دریافت وام کم بهره به منظور جبران کسری حساب جاری تلویزیون های "پرتو" و "کانال جدید" بماند تا بعد! مبارک است ان شاءالله؟!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 13  توسط حامد سعیدی  | 

 

زوج متضاد جدایی ناپذیر  

با قامتی مجروح در برابر

طوفان

بر بام آفتاب ایستاده ایم.

"بیژن رنجبر"

در پی اعلام موجودیت "فراکسیون فعالیت بنام کومه له" ، باردیگر اپورتونیسم از خواب بیدار شده است. بطوریکه جریان ها و احزاب وابسته به آن از دو موضع راست و چپ فعال شده، با دستیابی به خوراک تبلیغاتی مناسب و دلخواه، حزب کمونیست ایران، کومه له ــ سازمان کردستان حزب ــ و رهبری آن را آماج حملات کینه توزانه و مخرب خود قرار داده اند.

جریان های اپورتونیستی شناخته شده، نظیر"سازمان زحمتکشان" و "حزب حکمتیست"، از دو موضع اپورتونیسم بیکران راست و چپ، ضمن ابراز واکنش به اعلام موجودیت فراکسیون و صدوراطلاعیه، به رغم سر دادن فریاد وای مصیبتا و اشک فشانی برای کومه له و کادرهای آگاه و دلیر آن، قادر به پنهان سازی شادی و سرور خود از بابت به زعم ایشان تضعیف صفوف حزب و کومه له در پی اعلام فراکسیون نبوده اند.

کمیته مرکزی سازمان موسوم به زحمتکشان طی اطلاعیه ای به تاریخ 21 ژولای، ضمن ابراز خرسندی ازاعلام فراکسیون و ارزیابی آن به مثابه ی «...یک حرکت مثبت و رو به پیش...» و نیز تائید مشاهده ی«...نکات و جهت گیری های درست و اصولی در آن...»، طی یک قیاس به نفس فریبکارانه و شبیه سازی کاذب از پیامدها وخسارات ناگوار، ویرانگر و گاه غیرانسانی تصمیمات خود در حوزه ی تنظیم سیاست ها، عملکردها و مکانیزم های مربوط به مدیریت و راهبرد تشکیلات خویش، با اتکا بر اندیشه ای غیرمسئول ـــ که در گسست عمیق از احساسات و عواطف عمیق انسان دوستانه عمل می کند و به خاطر حفظ قدرت ناچیز سازمانی خویش تا آنجا پیش رفته است که تعدادی از افراد زجرکشیده را به همراه زنان و کودکان خردسالشان که تا دیروز از موجودیت آنان به نفع حفظ موجودیت سازمانی خود سود می جست،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 مرداد1387ساعت 12  توسط حامد سعیدی  | 

در دفاع از سوسیالیسم

نقدی بر خط مشی "ضرورت فعالیت به نام کومله"  

حامد سعیدی

hamed

 

اخیرا تنی چند از افراد درون حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان این حزب (کومله) در نوشتار و گفتارشان  به انتقاد از حزب کمونیست ایران و کومله برخاسته و خواهان "فعالیت به نام کومله" و انحلال حزب کمونیست ایران هستند. اگر چه این رفقا در یک سال اخیر مخالفتشان را باسیاستهای حزب شدت بخشیده، اما هنوز خود فاقد سیاست و استراتژی مشخصی هستند. با وجود این، میتوان سیاست حاکم بر افکار این رفقا را شکافت و برای این مهم، لازم است که به عقب برگردیم و حوادث و تحولات سیاسی چند سال پیش را مختصرا یاد آوری کنیم.

بحث "فعالیت به نام کومله" زمانی اعلام موجودیت کرد که جنبش اصلاحات در ایران سر در آورده بود. اصلاح طلبان درون رژیم اسلامی برای کنترل جنبشهای آزادیخواه و مترقی برنامه ریزی میکردند و در تلاش برای کنترل و نفود سیاسی درون آنها بودند. در نتیجه این سیاستها، گفتگوی تمدنها شروع شد و دروازه باب دیالوگ گشودن یافت. طبیعتا جنبش انقلابی کردستان هم از زمره جنبشهای اجتماعی‌ایی است که رژیم از بدو به سر کار آمدنش در تلاش برای سرکوب و کنترل آن است اما به یمن مبارزات و جانفشانیهای کمونیستها و مشخصا حضور و نفوذ کومله، کمونیسم در کردستان اعتبار دارد و همین مشخصه، شرایط ویژه‌ای را در این بخش از ایران به وجود آورده است که رژیم اسلامی تلاش خود را دوچندان کرده بلکه این جنبش را به کنترل خود در آورد. اصلاح طلبی همراه با وعده و وعیدهای خاتمی و شعار کنار گذاشتن اختلافات، سیاست جدیدی بود که سرمایه‌داری ایران برای دوره‌ای بدان نیاز داشت. این واقعه بخشی از اپوزسیون ایران را دچار سرگیجه کرد. کومله هم به مثابه جریانی اجتماعی توده‌ای دستخوش این تحولات قرار گرفت. عده‌ای در درون کومله مستقیما علیه کمونیسم قد علم کرده و به نقد کمونیسم پرداختند. در این اوضاع و احوال سیاسی بود که آنها متوهم به این بودند که شاید تحت چنین شرایطی بتوانند به فعالیت در داخل کردستان همراه با پروژه اصلاحات راهشان را ادامه بدهند، که دیگر سوسیالیسم و تاکید بر نیروهای اجتماعی رادیکال در جامعه، راه چاره آنها نخواهد بود و جز همراهی با این استراتژی چیزی به فکرشان نرسید و برای توجیه این تغییر ریل سیاسی، تاریخ و مبارزه چندین ساله حزب کمونیست ایران را به باد انتقاد و مانع خود میدانستند. در ابتدا با طرح  شعار"فعالیت به نام کومله" خواهان انحلال حزب کمونیست ایران شدند. از آنجا که نتوانستند کل تشکیلات را با خود همراه کنند شعار بازسازی کومله را سر دادند و چندی بعد "سازمان زحمتکشان" در نتیجه این تغییر و تحولات دیده به جهان گشود. یکی دیگر از عوامل پیدایش این سازمان، سیاستهای آمریکا در منطقه بود. با حضور آمریکا در منطقه و مشخصا حمله به افغانستان و بعدا عراق، سازمان زحمتکشان تمامی سیاستهای خود را در گرو حمله آمریکا به ایران معطوف کرد چرا که اصلاحات سیاسی ایران ومذاکره این سازمان با سران جمهوری اسلامی کار را به جائی نرساند، اینبار حمله آمریکا به ایران و گرفتن قدرت از این طریق، سازمان زحمتکشان را سرمست کرد. سازمان زحمتکشان بعد از هفت سال ضدیت با کمونیسم و خدمت به سیاستهای راست و ارتجاعی باز هم به بن بست رسید که نتیجه آن به جنگ داخلی، ضد و خورد فیزیکی و سرانجام انشعاب منجر شد. انشعاب اخیر این سازمان از شکست سیاستهای پایه‌ریزی شده آنها حکایت دارد. حال هر کدام از این جریانات با یدک کشیدن نام "کومله" برای خود اعتبار میخرند. رهبری سازمان زحمتکشان در موقع انشعاب از کومله و حزب کمونیست ایران، نتوانست کل مخالفان حزب کمونیست را با خود همراه سازد و عده معدودی در مخالفت با رهبری این سازمان، ماندن در حزب کمونیست ایران و کومله را ترجیح دادند. با این اعتبار و در ادامه جدایی سازمان زحمتکشان از کومله و حزب کمونیست ایران، این بخش با همان پلاتفرم،  به همان نام و نشان و با این عنوان که، نیروی مبارزاتی در سطح سراسری در توان ما نیست و خود را  باید تنها در چهارچوب فعالیت تحت عنوان کومله و در کردستان ادامه دهیم، اعلام وجود کرده و حزب کمونیست ایران را مانعی برای تحقق اهدافشان قلمداد میکنند. .....بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 1  توسط حامد سعیدی  |