تبليغاتX

بسوی سوســـــیالیسم

بسوی سوســـــیالیسم

 

 فرا رسیدن سال نو را به همه انسانهای ـآزادیخواه و سوسیالیست   تبریک میگوم


و سالی سرشار ازشادی و پیروزی را آرزومندم


 

پیام کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران،به مناسبت نوروز و سال نو

 

مردم مبارز و آزادیحواه!

کارگران!

زنان آزاده!

 جوانان و دانشجویان پیشرو!

مردم مقاوم کردستان!

خانواده عزیزان جانباخته!

 

 فرارسیدن سال نو را به همه شما عزیزان صمیمانه شاد باش میگوئیم و امیدواریم که سال نو سالی سرشار از کسب موفقیتهای بزرگ در راه رهایی از دست رژیمی باشد که این کشور را به زندانی برای ساکنین آن تبدیل کرده است.

در این نوروز و نخستین روز سال جدید یاد عزیزانی را گرامی میداریم که امروز در میان ما نیستند اما با جانفشانی خود مسیر آزادی انسان استثمار شده و ستمدیده را هموار کردند و ستاره راهنمای ما بسوی آینده ای روشن شدند.

 

در سالی که گذشت رژیم جمهوری اسلامی که در سیمای مصمم کارگران و زنان و جوانان و جنبشهای پر توان آنها نشانه های برافتادن محتوم حاکمیت سیاه خود را می بیند، تمام تلاش خود را متوجه حاکم ساختن فضای رعب و وحشت بر جامعه نمود و کوشید تا با نشان دادن چنگ و دندان جلو آتش فشان خشم مردم را بگیرد تا بلکه از این راه چند صباحی دیگر نیز بر مردم این کشور حکومت کند. سپاهیان و بسیجی هایش را به کوچه ها و خیابانها گسیل داشت، زندانهایش را از انسانهای آزاده انباشت و شلاق زنان و شکنجه گرانش را به جان  آنها انداخت، اما با همه اینها نتوانست به این هدف خود دست یابد و امروز شاهد آن هستیم که جنبش های پیشرو اجتماعی که نوید دهنده افق روشن رهایی هستند، استوار و پیوسته به حرکت خود ادامه میدهند و جامعه را با گامهای بزرگ بجلو سوق میدهند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 30 اسفند1387ساعت 2  توسط حامد سعیدی  | 

 

درباره انقلاب سوسیالیستی

پرچم سرخ

فعالیت انقلاب و وظایف کمونیست ها

نگاهی به متون سیاسی و تئوریک جنبش کمونیستی ایران در سالهای اولیه پس از انقلاب 57 و مقایسه ان با ادبیات کنونی این جنبش تفاوتی اشکار را نشان می دهد.نظریه و عمل جنبش کمونیستی ایران در سالهای اولیه پس از انقلاب 57 معطوف به امر انقلاب بود.برای جنبش در ان برهه تاریخی انقلاب در دستور روز قرار داشت و هر نظریه و هر عمل جنبش کمونیستی از این دیدگاه یعنی انقلابی که در جریان بود مورد نقد قرار می گرفت.به بیان دیگر جنبش کمونیستی ایران در ان شرایط اکادمیسم یعنی جدایی نظریه از عمل انقلابی را به طور عام پشت سر گذاشته بود و هر نظریه و هر عمل خود را در ارتباط با واقعیت انقلاب درک می کرد.اما امروز به نظر می رسد برای گرایشاتی در جنبش کمونیستی ایران مساله انقلاب حتی تاثیری نظری هم بر ادبیات سیاسی ندارد.ادبیات کمونیستی این گرایشات به انتقاد از فلاکت های جامعه سرمایه داری و ریشه های اقتصادی بحران های ان محدود شده است.انها به مشاوران اقتصادی بورژوازی تبدیل شده اند و بورژوازی را به ریشه های بحرانش اگاه می کنند.تبدیل شدن این گرایشات از مبارزان کمونیست به مدافعان حقوق بشر اولین نتیجه طبیعی چنین دیدگاههایی است.

به طور خلاصه اگر معطوف بودن نظریه به مساله انقلاب خصلت عام گرایشات جنبش کمونیستی ایران در مقطع انقلاب 57 بود باید گفت جدایی نظریه از عمل انقلابی یعنی اکادمیسم شاخصه گرایشاتی در کمونیسم امروز ایران است. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 30 اسفند1387ساعت 1  توسط حامد سعیدی  | 

 

به یاد فاجعه حلبچه

          صدیق گویلیان                                                                  
امروز بیست و یکمین سالروز بمباران شیمیایی حلبچه است که در تاریخ 16/3/2009 توسط رژیم بعث عراق به وقوع پیوست. سال روز فاجعه دلخراشی که دل هر انسان آزادیخواهی را به لرزه در می آورد.  در چنین روزی رژیم دیکتاتور بعث به یاری هم دستانش و حامیان سرمایه، ، جنایتی را خلق کردندکه در تاریخ بشریت کم نظیر بود.

آیا تا به حال نام حلبچه را شنیده اید؟ ای کودکان بی خبرای انسانهای پاک ومعصوم، شما را می گویم. شاید در کتابهای درسی خود نام بمباران اتمی هیروشیما وناکازاکی را شنیده باشید، اما گمان نمی کنم تا به حال نام حلبچه به گوشتان خورده باشد، اما من به یادتان می آورم که حلبچه چه بود و کجا بود و چه شد. حلبچه شهری بود در کردستان که مردمانی فقیر، محروم و ستم دیده که در زندگی اسفباری به سر میبردند.  شاید نامش را زندگی بگذاریم اما زندگی این انسانها با شماها تفاوت زیادی داشته و دارد کودکانشان در خرابه ای به نام مدرسه درس می خواندند، مردمانش در ویرانه هایی به نام خانه زندگی می کردند، همیشه در فقر و فلاکت زندگی سخت و طاقت فرسای روزمره را سپری میکردند. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 اسفند1387ساعت 0  توسط حامد سعیدی  | 

کارنامه ی مصدق : جعل شکوه در تاریخ بی شکوه

روزبه کلانتری

 

آرام آرام مردن را آغاز می کنی
اگر به نواهای زندگی گوش فرا ندهی
اگربرده ی عادت خود شوی
اگر همیشه از یک راه مکرر بروی
آرام آرام مردن را آغاز کرده ای
اگر روزمرگی را تغییر ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی
اگر برای مطمئن، در نامطمئن خطر نکنی

امروز زندگی را آغاز کن
امروز خطر کن
امروز کاری بکن
نگذار به آرامی بمیری....
پابلو نرودا 
درآمد
نیکی کدی، صاحب نظر در مسائل تاریخ معاصر ایران، اعتقاد دارد که : «... دفاع مصدق از استقلال ایران، کاریزما و سرنگونی او، به حمایت آمریکا و انگلیس، به ساخته شدن او به عنوان یک قهرمان ملی کمک کردند. افراد اپوزیسیون متعلق به طیفهای مختلف مارکسیستها، چپ گرایان، لیبرالها، دست راستی ها – هم سکولار و هم مذهبی – نام اورا نیایش کردند، تصویر اورا گرامی داشتند، و برای اثبات ادعاهای خود نقل قولهای مناسب ازاو می یافتند... ». (۱)
و به راستی افسانه سازی پیرامون مصدق و دوران نخست وزیری وی ( اسفند ۱٣۲۹ – مرداد ۱٣٣۲ ) و عکس خویش را در آینه او دیدن، یک اپیدمی مشهود در بین گرایشات مختلف اپوزیسیون سنتی ضد سلطنتی در ایران – از چپ و راست تا ملی و مذهبی – بوده است. از فرخ نگهدار و مسعود رجوی گرفته تا بنی صدر و ابراهیم یزدی، از پارتیزانهای سابق، تا سمپاتیزانهای امروز جبهه ی مشارکت، و از فعاالین سابق انجمن های اسلامی اروپا و آمریکا تا پاورقی نویسان نئولیبرال سایت تحکیم نیوز، همه و همه می کوشند تا جایگاهی درخور و قابل توجیه در پازل «نهضت ملی ایران» در سالهای پایانی دهه ی بیست شمسی و دو سال آغازین دهه سی برای خود دست و پا کنند.  ... ادامه مطلب را اینجا بخوایند( کلیک کنید)  

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 اسفند1387ساعت 13  توسط حامد سعیدی  | 


اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

درمورد جمع موسوم به "فراکسیون فعالیت بنام کومه‌له"

اختلاف نظری که از مدتها پیش در صفوف حزب کمونیست ایران و کومه‌له بر سر مبانی فکری و سیاسی و آرایش تشکیلاتی این جریان بروز پیدا کرده بود و اقلیتی در درون ما آنرا نمایندگی می کردند، امروز به جایی رسیده است که آنان دیگر بطور کامل خود را با این جریان بیگانه احساس می کنند و همه شواهد نشان می دهد که حرکت جدایی طلبانه خود را بدون اعلام علنی آن عملا تکمیل کرده‌اند. مبانی سیاست ما در برخورد به این مسئله همواره بر چند محور اصلی استوار بوده و هست:

اول، از نظر ما بروز اختلاف نظر در یک حزب سیاسی که حیات خود را به مبارزه در جامعه معینی مربوط کرده است، امری کاملا طبیعی است. جامعه با اقشار و طبقات مختلف، با جنبش های اجتماعی متفاوت، با گرایشهای فکری و سیاسی موجود در آن و با فرهنگ و اخلاقیات و سنن گوناگون، پدیده ای زنده و پر از جنب و جوش و مبارزه است، حزب سیاسی ای که با بخشی از تاریخ چنین جامعه ای عجین شده است به ناگزیر  جدال ها و واقعیت های آن را در اشکال مختلف در درون خود منعکس می کند. تمام مسئله اما بر سر این است که چگونه از درون کشمکشی که تا حدود زیادی بازتاب جدالهای واقعی درون این جامعه است، سالم، متحد و فعال بیرون خواهد آمد.

دوم، جریان ما ابزار مبارزه کارگران و مردم زحمتکش و ستمدیده است ، آنها حق دارند در سرنوشت آن دخیل باشند و در جریان مسائل و مشکلات آن قرار بگیرند. تعیین تکلیف های زودرس تشکیلاتی که نتواند به آنها فرصت قضاوت، داوری کردن و دخالت در سرنوشت آنرا داده باشد در راستای سنت های پیشرو تا کنونی این جریان نیست. نشان دادن حداکثر تحمل و سعه صدر بعنوان یک فرهنگ در هنگام بروز اختلافات سیاسی به دلیل درک این واقعیت بوده است. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت 14  توسط حامد سعیدی  | 

 

زن ستیزی در جامعه طبقاتی

حامد سعیدی

زن ستیزی در اشکال مختلف آن، چنان عیان و آشکار است و زنان در جامعه طبقاتی آنچنان عریان و خشن مورد ستم قرار میگیرند، که شناخت ریشه های این ستمگری را به یک نیاز و ضرورت پیشبرد مبارزه علیه این ستمگری ها تبدیل کرده است.

ستم و آپارتاید جنسی یکی از پایدارترین ستم ها در طول تاریخ جوامع بشری بوده است. سهم زنان از خانواده گرفته تا عرصه های مختلف حیات اجتماعی  جز رنج و بی حقوقی، خشونت و تبغیض جنسی و طبقاتی چیزی نبوده است. برتری مرد بر زن در محیط خانواده زنان را در موقعیت فرودستی قرار داده است. خشونت، تحقیر، آزار و بی حرمتی هر روزه زنان توسط افراد خانواده و جامعه در اشکال گوناگونش، تحمیل قوانین ضد انسانی و ارتجاع مذهبی، راندن زنان به کنج آشپزخانه و کار خانگی، تحمیل خودکشی و خود سوزی، خرید و فروش زنان توسط مافیاهای سرمایه جهت رونق بازار سرمایه داری، اعمال تبعیض بر زنان در محیط های کار، رواج تن فروشی، تنها نمودهایی از موقعیت فرودست زنان در جامعه سرمایه داری است. تنوع و گستردگی زن ستیزی چنان در سطح جامعه نهادینه و قانونی شده است، که برای پایان دادن به این ستم کشی و بربریت حاکم بر زنان باید ریشه‌ های این ناعدالیت ها و نابرابری ها را شناخت.

واقعیت این است که ستم بر زنان به انحاء متنوعش همزاد و همپا با شکل گیری جامعه طبقاتی بوده است. چرا که در جوامع اولیه نه تنها زنان مورد ستم قرار نمی گرفتند، بلکه زن و مرد از همه لحاظ  برابر بوده و در زندگی روزمره خود مورد هیچ نوع ستمی قرار نمی گرفتند. اما از آنجا که با تغییر و تحولات زندگی بشریت و تغییر مناسبات تولیدی و اقتصادی جامعه، که افزایش تولید در جامعه و تقسیم کار بر اساس مناسبات اقتصادی را به همراه داشته، زنان را در اسارت مرد قرار داده است. تشکیل خانواده از بدو جامعه طبقاتی بر اساس نیاز اقتصادی و تقسیم کاری که سیستم طبقاتی وضع کرده بود، شکل گرفت. مالکیت خصوصی که اساس و بنیاد سیستم طبقاتی است، قوانین مرد سالاری هم تابع همین سیستم طبقاتی، زنان را هم  به بخشی از مایملک مرد تبدیل کرد. تقسیم کار اجتماعی و تبدیل جامعه به دو طبقه اصلی همراه با عدم حضور زنان در کار بيرون از خانه و عرصه توليد اجتماعي، آنان را مجبور به تبعیت از مرد خانواده و تن دادن و قبول فرودستی خود کرد، یعنی نبود استقلال اقتصادی و متکی بودن به مرد خانه او را ناچار به بردگی می کند، که چنین وضعی بر اساس یک نیاز کاملا اقتصادی و معیشتی می باشد، یعنی قوانین مردسالاری و زن ستیزی سیر پیشروی مناسبات تولیدی جامعه طبقاتی بوده است.

....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 0  توسط حامد سعیدی  | 

 

« بیانیه دانشجویان سوسیالیست پیرامون 8 مارس 2009 » 

تاریخ تمام جوامع طبقاتی تا کنون، تاریخ ستم جنسی سازمان یافته علیه زنان است. ستمی که در نظام سرمایه داری به اوج رسیده و به گونه ای مضاعف و هوشمندانه تر بر زنان اعمال می شود. اگرچه تمام آحاد بشری در نظام سرمایه داری جهانی به بند کشیده شده اند و به طرق گوناگون استثمار می شوند، زنان، به حکم منطق سودمحور سرمایه و در نظام تقسیم کار منحط سرمایه داری، از جهات مختلف و گاه بسیار پیچیده تر از مردان استثمار می شوند و موقعیتشان، تجلی بردگی نوین در نظام سرمایه داریست.

تهاجم و یورش های هر روزه سرمایه داری به طبقه کارگر، که به ویژه در پرتو بحران های اقتصادی متناوب آن شدت و فزونی می گیرد، حداقلِ زندگی انسانی و بهره مندی از حقوق بدیهی انسانی را از طبقه کارگر می رباید و این نظام و عوامل سرمایه، دائما در صدد پس گرفتن اندک دستاوردهای کارگران در طی دهه های متمادی مبارزه طبقاتی شان اند. بدین ترتیب است که زنان کارگر، که بخش اعظمی از جمعیت زنان را در سراسرجهان تشکیل می دهند، از جوانب مختلف و همزمان مورد تعرض سرمایه داری قرار می گیرند، هم ستم جنسی و هم ستم طبقاتی. این مسئله به ویژه در ایران، که تحت حاکمیت سرمایه داری اسلامی است حاد تر هم می شود، چراکه این بار مذهب نیز انواع ستم ها بر زنان را کانالیزه و ایدئولوژیزه کرده  و آنها را تقویت می نماید.

از این روست که جنبش زنان، اگرچه در بدو امر ماهیتی دموکراتیک می یابد، اما بی قیدوشرط به جنبش طبقه کارگر پیوند می خورد و پیشروی آن در گرو پیشروی مبارزات طبقاتی تحقق می یابد. لیبرالیسم تاریخا و مکررا ثابت کرده است که در پیگیری حقوق انسانی، ولو کفِ حقوق دموکراتیک انسان ها، ناکافی و ناپیگیر است؛ از این جهت، این وظیفه سوسیالیست هاست که در تمام جنبش ها فعالانه در راستای احقاق حقوق و خواست های انسان ها مبارزه کنند.

جنبش زنان اگرچه مستقل از دیگر جنبش های اجتماعی است، اما بدون شک اولا جنبشی عمیقا سیاسی و رادیکال است و در ثانی در پیوند ناگزیر با دیگر جنبش ها با محوریت جنبش طبقه کارگر معنا می یابد.  بنابراین، استقلال جنبش زنان، نه آن چنان که لیبرال ها با ریاکاری هدفمند تبلیغ می کنند، نه با ایزوله کردن جنبش زنان و گسست از دیگر جنبش ها و نه با ادعای غیر سیاسی بودن این جنبش پیش نمی رود، چنان که بزرگترین تجربه فمینیسم لیبرال- کمپین یک میلیون امضا_  بی نتیجه بودن و سترونی لیبرالیسم  را به خوبی برملا نمود.

بنابراین، رویکرد سوسیالیستی در جنبش زنان، برای مرزبندی قاطع با هرگونه رفرمیسم و پس زدن گرایش لیبرالی که متاسفانه هنوز در جنبش زنان حضور پررنگی دارد، بایستی علاوه بر نقد بی رحمانه لیبرالیسم در جنبش زنان، بر مبنای استراتژی واحد سوسیالیستی وحدت و انسجام بیابد. بدون شک، احقاق حقوق و خواسته های زنان، در گرو توده ای شدن مبارزات آنان و جوش خوردن با مبارزه طبقاتی جاری کارگران میسر خواهد بود. از این رو، تشکل مستقل زنان، یک راهکار عملی و استراتژیک است که لزوما باید در دستور کار همه فعالین سوسیالیست جنبش زنان قرار بگیرد. همان طور که برضرورت تشکل یابی کارگران و نیز تشکل های مستقل دانشجویی و معلمان تاکید می گردد، این خواست مشخص در جنبش زنان نیز، حاکی از بلوغ سیاسی جنبش زنان، و گام بعدی چالش های نظری و سیاسی با گرایش لیبرال که تا کنون جریان داشته خواهد بود. اتحاد، استراتژی واحد سوسیالیستی و گام نهادن به مبارزه عملی، اینست رمز پیشروی جنبش رهایی زنان.

گرامی باد 8 مارس، روز مبارزه زنان علیه ستم جنسی و طبقاتی

پبش به سوی تشکل های مستقل و توده ای زنان!

زنده باد سوسیالیسم!

دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران

اسفند 1387 --- مارس 2009

+ نوشته شده در  جمعه 16 اسفند1387ساعت 23  توسط حامد سعیدی  | 

 

ما می خواهیم آزاد باشیم    

گرامی باد هشت مارس روز جهانی زن

  شلیر صادقی

تاریخ طبقاتی بشر همواره با ستم، ظلم و سرکوب زنان همراه بوده است.کم نیستند زنانی که تحت نام ناموس به قتل رسیدند و بسیاری دیگر زندگی خود را با ترس و بیم از مردان از جمله پدران و برادران خود به پایان رساندند.

در جامعه ایران چون زنان جنس دوم تلقی می گردند لذا تنها درصد کمی از زنان مشغول به کار هستند، البته ناگفته نماند آنهایی هم که کار می کنند به صورت آشکار و بی پرده با انواع تبعیضات از جمله تبعیض جنسی روبرو می باشند.

نظام سرمایه داری زنان را به عنوان وسیله ای برای احیا و تجدید نیروی کار مردان و آماده سازی مردان برای کار بیشتر و تولید سود فزونتر به کار می گیرد، از سوی دیگر با این عمل هم از کار پر ثمر و رایگان زنان خانه دار بهره می برد و هم  هیچ تعهدی را در قبال حقوق زنان خانه دار همچون بیمه ی بیکاری و  تأمین اجتماعی به عهده نمی گیرد.

نظام سرمایه داری زخم های عمیقی را بر پیکر بشریت وارد کرده است از جمله آن که نیمی از بشریت یعنی زنان را به مثابه کالایی در نظر می گیرد که مانند سایر کالاها قابل مبادله است و بدین ترتیب همه بشریت را تحقیر می کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 16 اسفند1387ساعت 22  توسط حامد سعیدی  | 

 

ستم بر زنان

سمیه اسدی

در زندگی کارگران و زحمتکشان نمونه های فراوانی به چشم می خورند که اشکال مختلف ستم بر زنان را نشان می دهد.
مثلاً می توان از دختر بزرگ خانواده ای فقیر نام برد که مسئولیت کار خانه و نگهداری از خواهران و برادران خردسال خود را بر عهده دارد و در نتیجه نمی تواند هرگز به مدرسه برود و آموزش ببیند و در سنین پائین به دلیل اینکه باری از هزینه خانه کم شود بر خلاف میل باطنی اش او را به اصطلاح شوهر می دهند.
بی شک چنین دختری به خاطر فقر مجبور می شود با پسری از خانواده ای فقیر هم چون خانواده خودش ازدواج کند، فشار کارهای بسیار طاقت فرسا را تحمل کند و خاموش و دم فرو بسته با شرایطی مبارزه کند که تحت آن در ترس دائمی از تجاوز، تحقیر، خشونت و نبود امنیت اقتصادی و روانی بسر می برد. در حقیقت این شرایط زندگی همه زنان متعلق به طبقه کارگر و زحمتکش است.
علاوه بر زنان طبقه کارگر، در جامعه ما زنان دیگری هم وجود دارند که جزو زنان طبقه سرمایه دار نیستند ولی در عین حال متعلق به طبقه کارگر هم نیستند. ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 16 اسفند1387ساعت 21  توسط حامد سعیدی  | 

 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

بمناسبت 8 مارس روز جهانی زن 

اکنون بیش سه دهه است که رژیم جمهوری اسلامی با اتکا به قوانین منتج از شرع  اسلامی موقعیت بردگی آوری را به زنان ایران تحمیل نموده است. قوانین جمهوری اسلامی آپارتاید جنسی و تحقیر هرروزه زنان را نهادینه کرده است. بر اساس این قوانین زنان در ایران رسما نیمه مرد بحساب می آیند و از ابتدائی ترین حقوق انسانی خود محروم هستند. این رژیم بزور حجاب اجباری و بزور شلاق  و  زندان  حق انتخاب آزادانه پوشش را از زنان سلب کرده است. این رژیم با زیر پا گذاشتن حقوق ابتدائی زنان نظیر حق مسافرت، حق طلاق، حق سرپرستی فرزندان، حق معاشرت آزادانه با مردان هویت انسانی نیمی از اعضای جامعه را لگدمال کرده است. این رژیم با قانونی کردن تعدد زوجات و صیغه و "اعتبار اجتماعی" بخشیدن به فساد اخلاقی مردانی که شیفته این قوانین شده اند، زنان را به بردگان جنسی تبدیل کرده است.

رژیم جمهوری اسلامی بدین ترتیب تمایلات ارتجاعی مردسالارانه  را بکمک قوانین مذهبی هم به یکی از پایه های تداوم حاکمیت خود تبدیل کرده است و هم آنرا در خدمت  نظام تولید سرمایه داری را که خود منشا و عامل بقای ستمکشی و تیره روزی زنان است، قرار داده است . در ایران مذهب تنها افیون توده ها نیست، بلکه ابزار سرکوب و وسیله کنترل اجتماعی زنان و دخالت در خصوصی ترین جنبه های زندگی انسانها است.

بر بستر این اوضاع و تشدید بحران اقتصادی و در حالی که  50% در صد مردم آن زیر خط فقر بسر می برند، فقر در ایران هر روزه بیشتر چهره زنانه پیدا کرده است، و عوارض آن در تمام گوشه و زوایای حیات اجتماعی زنان بازتاب یافته  و زنان را بیش از همه اقشار دیگر جامعه در معرض آسیب های اجتماعی قرار داده است. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 10 اسفند1387ساعت 16  توسط حامد سعیدی  | 

 

با توحش نظام سرمایه داری به مقابله برخیزیم!!!

شیوا خیرآبادی و سوسن  رازانی، این دو انسان شریف و مبارز، در دادگستری سنندج درد ضربات تازیانه را بر پیکر خود تحمل کردند تا هم چنان فریاد رسای کارگران آگاه و هم چنین زنان مبارز در دفاع از حقوق و مطالبات طبقه ای بالنده باشند.

روز چهارشنبه 30 بهمن سوسن رازانی عضو " شورای زنان" و شیوا خیرآبادی عضو " کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری" در دادگستری سنندج شلاق زده شدند. بسیاری از فعالان کارگری و خانواده های شان در جلوی دادگستری تجمع کرده و با پرتاب گل و پخش شیرینی از سوسن و شیوا   به عنوان پیشروان دلیر جنبش کارگری استقبال شایانی به عمل آوردند.

اتهام سوسن رازانی و شیوا خیرآبادی، شرکت در تجمع روز کارگر سال 87، در سنندج می باشد. سوسن و شیوا، ابتدا به زندان محکوم شده و سپس حکم شلاق در مورد آنان به اجرا درآمد.

 ما در روزهای اخیر شاهد تشدید اعمال فشار به فعالان کارگری می باشیم. نظام سرمایه داری در نظر دارد، تا با تشدید اعمال فشار بر فعالان کارگری، برگزاری مراسم اول ماه مه آینده به طور مستقل را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو بر همه ی ما فعالان کارگری است که نسبت به این اعمال وحشیانه اعتراض کرده و خواهان توقف چنین احکامی و به طور کلی سرکوب و پیگرد فعالان کارگری و دیگرجنبش های اجتماعی شویم.

کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری،  خواهان پایان بخشیدن به این توحش عریان نظام سرمایه داری است و از همه ی فعالان کارگری و کلیه ی انسان های شرافتمند و آزادیخواه می خواهد، نسبت به چنین احکام بی شرمانه ای واکنش در خور نشان دهند.

 

کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

6/12/1387

+ نوشته شده در  جمعه 9 اسفند1387ساعت 22  توسط حامد سعیدی  | 

سوسیالیسم است نجات انسانها

ژان مالینوکس.

عده ای گمان می کنند سوسیالیسم چیز خوبی است اما در عمل کارایی ندارد .جان مولینوکس مخالف این عقیده است . وی در این نوشته نظرات خود را در خصوص سوسیالیسم و چگونگی و چرایی آن ، تبیین می کند.

ماشین سرمایه داری خوب کار نمی کند. در این صورت چاره چیست؟ این سوال ، ذهن میلیونها و بلکه حتا صدها میلیون انسان را در سرتاسر جهان مشغول کرده است ؛ آنها با چشمان خود می بینندکه چگونه بازار بورس در هم می شکند و منابع اعتباری و مالی دچار بحران عمیق و شکننده شده است.علیرغم این واقعیات عینی مسئله اساسی این است که این آدمها تحت تاثیر تبلیغات سیاستمداران ، روشنفکران ارگانیک نظام سرمایه داری ، مطبوعات و رسانه های جمعی به این باور نادرست رسیده اند که خارج از نظام سرمایه داری هیچ راه حلی برای این بحرانها موجود نیست و تنها راه حل ، پیشنهادهای خروج از بحران ، عرضه شده از سوی نیوکینزی ها، گوردون براون و احیانا" اوباماست که همگی نسخه جدید و روتوش شده ای از سرمایه داری هستند.

واقعیت این است راه حل قطعی و روشن برای همه ی ِ این بحرانها و تیره روزی های جهانی حداقل از 160 سال قبل عرضه شده است( کارل مارکس و فردریک انگلس در سال 1848 مانیفست کمونیست را نوشته اند).سوسیالیسم فوق العاده سرراست و بی نهایت نسبت به سرمایه داری ساده است. مفهوم سوسیالیسم مالکیت و کنترل اجتماعی ( کلکتیو) بر ابزار تولید ( زمین،کارخانجات،مراکزتجاری،بانکها و ...) است. در سوسیالیسم تولید برای رفع نیازهای مادی بشر و نه به خاطر کسب سود انجام می گیرد و همین امر موجب از بین رفتن شکافهای طبقاتی می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 2 اسفند1387ساعت 1  توسط حامد سعیدی  |