تبليغاتX

بسوی سوســـــیالیسم

بسوی سوســـــیالیسم

 

 در ارتباط با تداوم اعتراضات مردم

اکنون 5 روز از اعتراضات توده ای مردم در تهران و برخی دیگر از شهرهای ایران علیه کودتای انتخاباتی جناح خامنه ای و احمدی نژاد برای کنار زدن اصلاح طلبان حکومتی و خفت دادن مردمی که از سر توهم و خوشباوری  به پای صندوق های رای رفتند می گذرد.

نیروهای سرکوبگر رژیم در برخورد به اعتراضات آرام مردم از هیچ وحشیگری و جنایتی دریغ نکرده اند. تاکنون در جریان یورش به صفوف مردم معترض در روز دو شنبه گذشته 8 نفر جان خود را از دست داده و در جریان حمله به دانشگاه ها و صف تظاهر کنندگان در دیگر شهرهای ایران نیز تعدادی کشته و شمار زیادی زخمی و دستگیر شده اند.

تعقیب لحظه به لحظه اخبار مربوط به این اعتراضات، خواست ها و شعارهای محوری آن و جلوگیری از طرح شعارهایی که بیانگر خواست واقعی مردم باشد، همگی نشانگر آن است که این اعتراضات تحت رهبری و کنترل کامل جریان اصلاح طلب حکومتی قرار دارد.  این واقعیت تلخ نقطه ضعف اساسی و پاشنه آشیل اعتراضات توده ای مردم است. تاکنون جریان اصلاح طلب حکومتی توانسته است مردمی را که خشم فروخورده از حاکمیت رژیم اسلامی و رنج و محنت سی ساله، آنان را به صفوف این اعتراضات کشانده است به سیاهی لشکر تسویه حساب های خود با جناح سپاه پاسداران و خامنه ای تبدیل کند. اینان می خواهند خشم و اعتراض مردم و خواسته هایی که ریشه در کار و زندگی روزمره آنان دارد را در قالب خواست "ابطال انتخابات" به چهارمیخ بکشند. موسوی توصیه کرده است که شعار مرگ بر دیکتاتور را سر ندهند. کروبی فراخوان داده که راهپیمائی سیاه پوشان روز جمعه به محل برگزاری نماز جمعه که ولی فقیه پیشنماز آن است ختم شود تا بار دیگر التزام خود را به ولایت فقیه نشان داده باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 29 خرداد1388ساعت 11  توسط حامد سعیدی  | 

 

 در ارتباط با اعتراضات مردمی در شهرهای ایران 

کارگران، مردم آزاده ایران

 

اکنون رژیم جمهوری اسلامی با یکی از گسترده ترین بحران های سیاسی و اقتصادی دوران سی ساله حیات خود روبرو شده است. دامنه و ابعاد این بحران در تورم و گرانی سرسام آور، بیکاری میلیونی، ورشکستگی پی در پی مراکز تولیدی و بنگاههای صنعتی، انزوای بین المللی، رشد جنبش های اجتماعی و اعتراضات توده ای و تشدید اختلافات و کشمکش سران و جناح های درون حاکمیت به روشنی خود را نشان داده است.

جناح غالب در حاکمیت می خواهد با تثبیت هر چه بیشتر موقعیت سپاه پاسدارن در حاکمیت و با اعمال یک دیکتاتوری خشن نظامی این بحران را از سر بگذراند و از این راه بقای رژیم جمهوری اسلامی را تضمین کند. رژیم در همین راستا با سازماندهی قدرت نمائی نیروهای نظامی و امنیتی خود در پشت پرده صحنه سناریوی انتخابات، محمود احمدی نژاد را دوباره از صندوق ها بیرون آورد. اکنون جناح غالب در صدد اجرای آخرین صحنه سناریوی انتخابات است  و می خواهد به کمک حکومت نظامی و به یاری بخش های مختلف دستگاه دولتی، صدا و سیما و دیگر مطبوعات و رسانه های وابسته به رژیم، حضور آن بخش از لايه هاي اجتماعي را که به پای صندوق ها کشانده بود به پشتوانه ای برای سر کوب خود آنان  تبدیل کند. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 خرداد1388ساعت 10  توسط حامد سعیدی  | 

 

 

به مناسبت  کودتای انتخاباتی ریاست جمهوری

 

 آخرین صحنه های نمایش انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در ایران دارد به پایان می رسد. نمایشی که بر اساس پایین ترین استانداردها و موازین شناخته شده و متعارف جوامع بورژوائی هم نمی توان نام انتخابات را بر آن نهاد. در کارناوالی که جعل و دروغپردازی بر تمام لحظات آن سایه افکنده بود، چهار کاندیدای مورد اعتماد و دست چین شده هیئت حاکمه با عبور از صافی شورای نگهبان پا به کارزار رقابت گذاشتند.

در جریان مناظره های تلویزیونی کاندیداها که شگرد تازه ای بود برای بازار گرمی و کشاندن مردم به پای صندوق های رای، کاندیداها با افشاگری در مورد نمونه های محدودی از دزدی های انجام گرفته و ثروت های کلانی که در دوران حاکمیت دولت های مختلف به غارت رفته است، در همین حد هم برای همه ثابت کردند که این جانیان به جای انتخاب باید محاکمه شوند. با اینهمه بخش های مختلف دستگاه دولتی، رسانه ها و مطبوعات وابسته به رژیم، بنگاه های سخن پراکنی و تبلیغاتی بی. بی. سی و صدای آمریکا و بخش هایی از اپوزیسیون بورژوائی و مستاصل طرفدار رژیم در ائتلافی غیر رسمی اما عملی و هماهنگ، برای مسموم کردن و فریب افکار عمومی و کشاندن مردم به پای صندوق های رای وارد عمل شدند. گویی غریزه طبقاتی و هراس مشترک از رشد جنبش های اجتماعی همه این نیروها را در یک جبهه گرد آورده است.

همانطور که پیش بینی می شد محمود احمدی نژاد سر از صندوق ها بیرون آورد. با اعلام "نتایج" قرائت آرا، ادعاها اولیه مبنی بر شرکت 75 در صدی مردم در این نمایش انتخاباتی و جنجالی که سران رژیم به همکاری مطبوعات غربی حول آن به عنوان نماد مشروعیت نظام جمهوری اسلامی براه انداختند، در اثر تقلبات کلانی که صورت گرفته است به سرعت جای خود را به سرخوردگی و پشیمانی مردم رای دهنده از شرکت در انتخابات داد.

علیرغم ادعاهای رژیم، میلیونها نفری هم از واجدین شرایط بودند که با اتکا به تجارب تلخی که از حاکمیت این رژیم داشتند بی اعتنا به بازارگرمی های انتخاباتی به پای صندوق های رای نرفتند. از تصویرهای شبکه های تلویزیونی خود رژیم پیدا بود که از حضور اکثریت جوانانی که این روزها خیابان های تهران را شلوغ کرده بودند  در پای صندوق ها خبری نبود. در کردستان که جنبشی انقلابی برپاست و جامعه ای تحزب یافته است، مردم یکپارچه تر نمایش انتخاباتی را تحریم کردند و با این اعتراض شکوهمند خود نه تنها پاسخ محکمی به نمایش پوشالی قدرت رژیم در هنگام سفر ولی فقیه به کردستان دادند، بلکه چهره واقعی آن بخش از دوستان دروغین مردم را که برای مضحکه انتخاباتی رژیم بازار گرمی می کردند و در تلاش بودند که مردم را به دنبال وعده های پوچ  کاندید اصلاح طلب حکومتی بکشانند، رسوا و برملا کردند.

در این "انتخابات" اگر چه هر چهار کاندید عبور کرده از صافی شورای نگهبان از عناصر و مهره های قابل اعتماد نظام و هیئت حاکمه بودند، اما تمام  روند انتخابات طوری صحنه آرایی شده بود که احمدی نژاد از صندوق ها بیرون کشیده شود. با اینکه هر چهار کاندید بر سر استراتژی بقای رژیم با هم اتفاق نظر دارند اما ریاست جمهوری دوباره احمدی نژاد که مهره مورد نظر دفتر سیاسی و فرماندهی حزب پادگانی سپاه پاسداران است با اهداف و اولویت های استراتژیک جمهوری اسلامی در این دوره بحرانی بیشتر خوانائی دارد.

رژیم جمهوری اسلامی برای بقا و تداوم حاکمیت خود، حل و یا تخفیف این بحران و ورشکستگی اقتصادی و ممانعت از تبدیل بحران سیاسی کنونی به یک بحران انقلابی را که می تواند کل نظام سرمایه داری را به مخاطره بیندازد در اولویت استراتژیک خود قرار داده است. رژیم از یک طرف می خواهد از مسیر رفع موانع سر راه ادغام هر چه بیشتر سرمایه داری ایران در بازار جهانی و تولید و تامین سودآوری مطابق استاندارهای بازار جهانی، بار دیگر مطلوبیت خود را برای سرمایه داری ایران به اثبات برساند و از طرف دیگر با تجهیز و تثبیت هر چه بیشتر موقعیت سپاه پاسداران در دستگاه دولت و مکانیسم های سیاست گذاری، قصد خود را در اعمال تشدید خشونت و سرکوبگری های بیشتر در مقابله با جنبش های اجتماعی و اعتراضی و از این راه ممانعت از تبدیل بحران سیاسی کنونی به بحران انقلابی را به اجرا در آورد.

قدرت توده های مردم را در  شگردها، صحنه سازی ها و عکس العمل های دشمن در روند سازماندهی این نمایش انتخاباتی به روشنی می توان مشاهده کرد. برای سازماندهی این نمایش انتخاباتی روش ها و تاکتیک های بسیار پیچیده ای با صرف هزینه های بالا برای کشاندن مردم به پای صندوق ها بکار گرفته شد تا مشروعیت ادامه حیات حکومت ظلم و جنایت جمهوری اسلامی را از مردم بگیرند. تشدید جدال جناح ها و پرده برداشتن کاندیداهای رقیب از چند قطره ای از  دروغ گویی ها، دزدی ها و ثروت های به یغما رفته برای جلب آرا، قدرت نمائی سپاه پاسداران و نیروهای انتظامی در پشت پرده همه صحنه های سناریوی انتخابات، جلوه هایی دیگر از وحشت رژیم از قدرت مردم بود. اکنون که احمدی نژاد بار دیگر از صندوق بیرون آمده است و رقبا را بهت زده کرده است، برای همه باید آشکار شده باشد که سفرهای پی در پی استانی احمدی نژاد، به ميدان کشاندن مردم از طريق خودداری از سرکوب اجتماعات خودجوش در روزهای آخر منتهی به انتخابات و برگزاری مناظره تلويزيونی ميان نامزدهای انتخاباتی، اعمال حکومت نظامی در تهران و در دست گرفتن کنترل مناطق مهم پايتخت از سوی نيروهای انتظامی و امنيتی رژيم، همه برای اجرای این کودتای انتخاباتی جهت مقابله با جنبش های اعتراضی مردم طرح ریزی شده بود.

اما بخشی از مردم ایران علیرغم هشدارهایی که به آنان داده شد و علیرغم تجارب سی ساله خودشان، تحت تاثیر عوام فریبی و کمپین تبلیغات دورغین سران رژیم، اصلاح طلبان دولتی، مطبوعات غربی و آن بخش از اپوزیسیون بورژوائی رژیم قرار گرفتند که برای این "انتخابات" بازار گرمی می کردند، تا به زعم خود بخشی از آن تحریم کنندگان میلیونی را برای کنار زدن احمدی نژاد به میدان آورند، این بخش از مردم تحت تاثیر این نیروها آرای شان را عملا به هیزم  ماشین سرکوب رژیم جمهوری اسلامی علیه خودشان تبدیل کردند و این یک اشتباه تاریخی بود و در همان حال یک ننگ و رسوائی دیگر برای نیروهای اپوزیسیون هواخواه رژیم.

مردم ایران نباید بیش از این فریب عوامفریبی های سران و جناح های مختلف رژیم را بخورند، نباید به نیروی ذخیره تسويه حساب جناح های درون رژیم تبدیل شوند. باید به مبارزه با کلیت نظام جمهوری اسلامی برخاست. در تظاهرات خیابانی بجای حمایت از مهره های یک جناح در مقابل جناح دیگر رژیم باید با خواست های روشن و مستقل به میدان بیایند. مردم ایران، جنبش های اجتماعی پیشرو و در پیشاپیش آن جنبش کارگری می توانند بر این اوضاع کنونی غلبه کنند و قدرت و نیروی تحول بخش خود را در حرکت آگاهانه، مستقل و مستقیم خود به نمایش بگذارند. رمز غلبه بر این اوضاع و پیشروی جنبش کارگری، جنبش زنان و جنبش دانشجویی و جنبش کردستان در تشکل یابی این جنبش ها در ابعاد توده ای و مبارزه حول خواست های روشن و افق رهایی بخش سوسیالیستی نهفته است. روند سازمانیابی جنبش کارگری و دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی خود بخش جدایی ناپذیری از پروسه شکل گیری آلترناتیو انقلابی برای سرنگونی جمهوری اسلامی و تحقق انقلاب اجتماعی است.

 

سرنگون باد جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

زنده باد سوسیالیسم

 کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

 23 خرداد 2388 -  13 ژوئن 2009

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 خرداد1388ساعت 9  توسط حامد سعیدی  | 

 

گزارش پلنوم ششم کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

 

پلنوم ششم کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران در روزهای 2 و 3 خرداد ماه 1387 برابر با 22 و 23 می 2009 با حضور رفقای کمیته مرکزی حزب  و رفقای کمیته مرکزی کومه له که به عنوان ناظر به پلنوم دعوت شده بودند، برگزار گردید.

 

در این نشست ابتدا کمیته اجرائی گزارش سیاسی و تشکیلاتی خود را به کمیته مرکزی ارائه داد. این گزارش که سرفصل های مختلفی داشت به ارزیابی مهمترین تحولات مربوط به اوضاع سیاسی ایران، موقعیت جنبش های اجتماعی و همچنین  گزارش عملکرد عرصه ها و ارگانهای تشکیلاتی از جمله کومه له، کمیته تشکیلات شهرها، تشکیلات خارج کشور، تلویزیون کومه له، وضعیت مالی تشکیلات، نشریه جهان امروز، سایت های حزب،  رادیو صدای حرب کمونیست ایران و عرصه های دیگر فعالیت پرداخته بود. بدنبال، پلنوم محورهای اصلی گزارش را مورد بحث و بررسی قرار داد. 

 در مبحث مربوط به اوضاع سیاسی ایران، پلنوم بار دیگر ابعاد و دامنه بحران سرمایه داری ایران، تاثیر عواقب و پیامدهای ناشی از آن بر زندگی طبقه کارگر و توده های مردم و بحران سیاسی را که طبقه سرمایه دار و رژیم جمهوری اسلامی با آن دست بگریبان است را مورد بررسی قرار داد. نظام سرمایه داری ایران همانطور که پروسه تولید و بازتولیدش از قانونمندی عمومی سرمایه داری پیروی می کند، بحران آن هم تابع همین قانونمندی عمومی است، اما ویژگی ها و شرایطی که پروسه تولید و باز تولید و انباشت سرمایه داری در آن انجام می گیرد به ابعاد این بحران وسعت بیشتری بخشیده است. سرمایه داری ایران قبل از اینکه از بحران اخیر سرمایه داری جهانی هم متاثر شود با بحرانی عمیق و همه جانبه  روبرو بود. سرمایه داری ایران هنوز اثرات انقلاب توده ای 1357، هشت سال جنگ، زیر ساخت های ویران اقتصادی، اثرات حاکمیت مذهبی که قوانین و فرهنگش با الزامات سرمایه داری خوانائی ندارد و موانع زیادی که بر سر ادغام کاملش در بازار جهانی وجود دارد را با خود حمل می کند. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 10  توسط حامد سعیدی  | 

 

دخالتگری: افقی نو

رزا (رهایی زنان ایران)
« من مرغ آتشم
شب را به زیر سرخ پر خویش می کشم
در من هراس نیست ز سردی و تیرگی
من از سپیده های دروغین مشوشم»
سیاوش کسرایی

در شرایطی که از سویی با ضعف حاکمیت بر اثر بحران اقتصادی، از هم گسیختگی، فقدان چشم انداز تاریخی جریانات حاکم،بحران انگیزش و بحران مشروعیت روبه رو هستیم و از سوی دیگر با ضعف جنبشهای اجتماعی و استیصال جامعه و نشانه های فروپاشی اجتماعی، شاهد کمدی « انتخاب بین بد و بدتر» می باشیم. خیمه شب بازی یی که حاصل بهره گیری جناحهای خودی سرمایه داری ایران از ضعف جنبشها و بی افقی جامعه است و هدف آن سرپوش گذاشتن بر بحران مشروعیت،تداوم استیصال جامعه،دست چین کردن نیروها در جنبشهای اجتماعی و از طریق آن تهی سازی جنبشها می باشد. گرم کردن تنور انتخابات چه از طریق شرکت در کمپینهای سبز(موسوی) و سفید ( کروبی) و چه از طریق مطالبه محوری انتخاباتی( و نه جنبشی) کمک به پروژهء جناحهای حاکمیت بر ضد جامعه و جنبشهای اجتماعی است. بی تفاوتی به انتخابات نیز کنشی سیاسی نیست، تحریم انتخابات در مفهوم لیبرالی آن و در قالب جنبش شترگاو پلنگ و بورژوایی سرنگونی( جنبش سلطنت طلبان، اتحاد جمهوریخواهان،مجاهدین خلق،برخی از احزاب به اصطلاح چپ گرا و ...) نیز آن روی سکهء بازی سرمایه داری ایران و جاده صاف کن سیاستهای امپریالیستی آمریکا در ایران است، مضاف بر آنکه تحریم تنها سیاستی سلبی است و نمی تواند افقی ایجابی را پیش رو نهد.از این رو باید به دنبال راهی جدید بود و آن راه دخالتگری سوسیالیستی در انتخابات است.
دخالتگری البته سیاستی انتخاباتی نیست ، آنچنان که سیاست ورزی اصلاح طلبانه چنین است و تنها در دورهء انتخاباتی و معطوف به انتخابات نمود می یابد . دخالتگری یک پروسه و فعالیتی روتین است با این تبصره که در دورهء انتخابات خودویژگی خاص خود را دارد و این خودویژگی حاصل شرایط انتخابات و فرصت انتخاباتی در معنای « نمود یافتن تضادهای جناحهای مختلف بورژوازی» ، « طرح مطالبات انتخاباتی»،« حساسیت توده ها به سیاست» و « امکان ارتباط با توده ها» می باشد و نه فرصت انتخاباتی به مفهوم « گشایش فضای سیاسی» که توهمی بیش نیست و یکی از مولفه های دخالتگری زدودن همین توهم است. ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 13  توسط حامد سعیدی  | 

 

اصلاح یا انقلاب؟ مساله این نبود!

     رزا ( رهایی زنان ایران)

مقدمه
کمتر از 10 روز دیگر دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری حکومت اسلامی برگزار می شود و همچون همیشه در آستانه انتخابات مباحث و گفتگوهای مرتبط با این مقوله درمیان گروه ها و نیروهای اجتماعی- سیاسی از طیف حکومتی گرفته تا اصلاح طلب و اپوزیسیون، از خانه و محل کار و دانشگاه گرفته تا اماکن عمومی، خود را بدل به داغ ترین بحث روز کرده است. فضای انتخاباتی فعلی یکبار دیگر ، همچون دیگر انتخابات، نشان داد که برای اکثریت جامعه ایران برهه انتخابات نه فقط به شکلی نمادین بلکه، تحت تاثیر ایدئولوژی حاکم، به طور عینی مقطعی تاریخی و سرنوشت ساز تلقی می شود. از همین رو انتخابات برای غالب گروه ها و نیروهای اجتماعی بدل به آوردگاهی می شود تا شاید از طریق آن مطالبات و منافع شخصی و گروهی خویش را، به روش های به اصطلاح دموکراتیک، و اصلاح طلبانه به گروه های رقیب و همچنین به برگزیده ی این نمایش انتخاباتی تحمیل کنند. در این میان اگرچه تفاوت هایی در شیوه طرح مطالبات و نیز محتوا و سطح خواسته ها وجود دارد و البته تاکتیک های چانه زنی این گروه های به اصطلاح سیاسی متفاوت است. اما همه ی این گرایشات در یک عقیده هم رای و به طور ضمنی متفق القولند که انتخابات تنها برهه ای است که می توان از آن برای پیشبرد خواسته های فردی و گروهی خود در چارچوب حکومت و نظام حاکم سود جست. بر پایه همین استدلال است که از نظر نگارنده، در این اجماع عمومی هیچ تفاوت ماهوی و کیفی بین عمل سیاسی اصولگرایان و اصلاح طلبان حکومتی، همچنین لیبرال ها و اصلاح طلبان غیر حکومتی معتقد به سیاست پراگماتیستی- که حضور در انتخابات را تشویق و بر تنور انتخابات می دمند- از یکسو و گرایشات اپوزیسیون اعم از چپ و راست که تحریم انتخابات را سرلوحه عمل انتخاباتی! خود قرار داده اند وجود ندارد. آنچه این طیف های ناهمگون را بر سرمیز انتخابات نشانده و به سهم خواهی از سفره ای که حکومت اسلامی تدارک دیده است وا داشته تنها در چارچوب منطق سیاست زده- و نه سیاسی- این نیروها و باور آنها به امکان اصلاح قانونی و در نتیجه تغییر کیفی از طریق چانه زنی با نظام حاکم است. (لازم به ذکر است این چانه زنی حتی تهدید به تحریم انتخابات را نیز شامل می شود) از همین رو، در این مقاله سعی خواهد شد به ریشه ها نظری و در مطالب آتی به مابه ازای عینی نگرش سوسیالیستی به رفرم در وضعیت کنونی ایران و به ویژه درآستانه انتخابات پرداخته شود. زیرا مبنای رویکرد انتخابات محور این نیروها همان پذیرش اصل اصلاحات در چارچوب نظم موجود و تمرکز بر فعالیت هایی است که به زعم ایشان میتواند خواسته های اصلاحی آنان را به برنامه های دولت تحمیل نماید. بدیهی است پذیرش چنین رویکردی از سوی سایر نیروهای اجتماعی در راستای منافع و اهداف گروهی ایشان قابل درک و تحلیل است اما آنچه لزوم پرداختن به مساله رابطه ی انقلاب و اصلاح را غامض تر می سازد متاسفانه پذیرش و کاربرد این رویکرد عوامانه و سیاست زده به انتخابات از سوی بخشی از نیروهای معتقد به جنبش سوسیالستی و مدعیان پیروی از اصول مارکسیسم است. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 13  توسط حامد سعیدی  |