حکمتیسم و جنبشهای پیشرو اجتماعی
صدیق اسماعیلی
مقدمه
مطلبی مندرج در وبلاگ "تریبون مارکسیسم" تحت عنوان " وضعیت فعلی و گامهای ضروری، نکاتی در مورد جنبش دانشجوئی و چپ"، به دلیل واقع بینی و چالش عملکرد "چپ" اپورتونیسم، هیاهو و فحشنامههای طرفداران معدود این "چپ" را به دنبال داشت. این بار گویا ماجرا کمی متفاوت است. به دنبال افشای سیاست پر مخاطره و مضر در قبال جنبشهای اجتماعی علیالخصوص جنبش دانشجوئی، مدافعان، فحشنامههای طولانیای نه در دفاع از امنیت دانشجویان، بلکه راه برون رفت از منجلابی که بانی به خطر انداختن امنیت دانشجویان بود را حواله افراد، سازمانها و جریانات مختلف کرده و با چسباندن آنها به وزارت اطلاعات تلاش میکنند که خود را از زیر این آوار شرمگین بیرون آورند و به دست فراموشی بسپرند. این دافعهها البته یک دست نیستند: به نظر میرسد که هواخواهان علنی این "چپ" تصمیم گرفتهاند که پروژه ناتمام خود را به اتمام برسانند. اینها از ابتدا با منتسب کردن "دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب" به خود و حال انتساب بقیه دانشجویان به جریانات سیاسی دیگر و انتساب این جریانات به وزارت اطلاعات، تصمیم گرفتهاند که به هر قیمتی،-حتی به قیمت به خطر انداختن امنیت دوباره دانشجویان و یا هر فعال دیگری- سیاست ناباب و ناسالم را به جای جدل، نقد و ارزیابی سیاسی جلوه دهند تا تمام انتقادات وارد بر عملکردشان را یک سره رد کنند. از طرفی دیگر عصبانیت، انزجار و گذاشتن بار گناهان به دوش دیگران، نه برای حفظ امنیت، بلکه راه نجات از بحرانی شدن وضعیت گروهی و هراس از دست دادن نیرو و کسانی که به آنها توهم داشتند را راهگشای این معرکه میدانند.(1) در ادامه این واکنش، گروهی دیگر به این کمپ پیوستند، اینها هر چند از هواخواهان علنی نیستند اما حتی از آنان نیز پیش افتادند. برخی با درج اکاذیب و جعلیات و عدهای با در اختیار گذاشتن همه امکانات خود، چندان به تاخت رفتند که خود چون غمبادی بر گلولههای برآمده آنان نشستند. گروه سوم از همه خشمگینتر به تحلیل افتادند، اگر چه بعضا به ظاهر از این "چپ" کنارهگیری کرده بودند، اما هر بار به نسبت توازن قوا، گهی با بخش راست و رفرمیست درون جنبش کارگری و گهی با چپ اپورتونیسم همنوا میشوند.
نوشته حاضر ضمن الهام از مبارزات و تجارب ارزنده جنبش کارگری، به بررسی عملکرد چپ اپورتونیسم میپردازد و تلاش دارد تا عصبانیت، انزجار و نیز معضل آفرینی آنها برای جنبشهای اجتماعی در ادوار مختلف و تناقض استراتژی این نوع از "چپ" را با منافع جنبشهای مختلف اجتماعی را به تصویر بکشاند و گوشهای دیگر از واقعیات ناگفته را بازگو کند. ...
ادامه مطلب


