تبليغاتX

بسوی سوســـــیالیسم

بسوی سوســـــیالیسم

 

حکمتیسم و جنبشهای پیشرو اجتماعی

 

صدیق اسماعیلی

 

مقدمه

مطلبی مندرج در وبلاگ "تریبون مارکسیسم" تحت عنوان " وضعیت فعلی و گامهای ضروری، نکاتی در مورد جنبش دانشجوئی و چپ"، به دلیل واقع بینی و چالش عملکرد  "چپ" اپورتونیسم، هیاهو و فحشنامه‌های طرفداران معدود این "چپ" را به دنبال داشت. این بار گویا ماجرا کمی متفاوت است. به دنبال افشای سیاست پر مخاطره و مضر در قبال جنبشهای اجتماعی علی‌الخصوص جنبش دانشجوئی، مدافعان، فحشنامه‌های طولانی‌ای نه در دفاع از امنیت دانشجویان، بلکه راه برون رفت از منجلابی که بانی به خطر انداختن امنیت دانشجویان بود را حواله افراد، سازمانها و جریانات مختلف کرده و با چسباندن آنها به وزارت اطلاعات تلاش میکنند که خود را از زیر این آوار شرمگین بیرون آورند و به دست فراموشی بسپرند. این دافعه‌ها البته یک دست نیستند: به نظر می‌رسد که هواخواهان علنی این "چپ" تصمیم گرفته‌اند که پروژه ناتمام خود را به اتمام برسانند. اینها از ابتدا با منتسب کردن "دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب" به خود و حال انتساب بقیه دانشجویان به جریانات سیاسی دیگر و انتساب این جریانات به وزارت اطلاعات، تصمیم گرفته‌اند که به هر قیمتی،-حتی به قیمت به خطر انداختن امنیت دوباره دانشجویان و یا هر فعال دیگری- سیاست ناباب و ناسالم را به جای جدل، نقد و ارزیابی سیاسی جلوه دهند تا تمام انتقادات وارد بر عملکردشان را یک سره رد کنند. از طرفی دیگر عصبانیت، انزجار و گذاشتن بار گناهان  به دوش دیگران، نه برای حفظ امنیت، بلکه راه نجات از بحرانی شدن وضعیت گروهی و هراس از دست دادن نیرو و کسانی که به آنها توهم داشتند را راهگشای این معرکه می‌دانند.(1) در ادامه این واکنش، گروهی دیگر به این کمپ پیوستند، اینها هر چند از هواخواهان علنی نیستند اما حتی از آنان نیز پیش افتادند. برخی با درج اکاذیب و جعلیات و عده‌ای با در اختیار گذاشتن همه امکانات خود، چندان به تاخت رفتند که خود چون غمبادی بر گلوله‌های برآمده آنان نشستند. گروه سوم از همه خشمگینتر به تحلیل افتادند، اگر چه بعضا به ظاهر از این "چپ" کناره‌گیری کرده‌ بودند، اما هر بار به نسبت  توازن قوا، گهی با بخش راست و رفرمیست درون جنبش کارگری و گهی با چپ اپورتونیسم همنوا میشوند.

نوشته حاضر ضمن الهام از مبارزات و تجارب ارزنده جنبش کارگری، به بررسی عملکرد چپ اپورتونیسم می‌پردازد و تلاش دارد تا عصبانیت، انزجار و نیز معضل آفرینی آنها برای جنبشهای اجتماعی در ادوار مختلف و تناقض استراتژی این نوع از "چپ" را با منافع جنبشهای مختلف اجتماعی را به تصویر بکشاند و گوشه‌ای دیگر از واقعیات ناگفته را  بازگو کند. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 10 تیر1387ساعت 0  توسط حامد سعیدی  | 

 

 بحران کمبود غذا و رشد قیمت ها

 -1-

 فرشید شکری

 * چند هفته پیش " سازمان ملل" متحد کنفرانسی حول یافتن راهبردهایی برای مقابله با گران شدن مواد غذایی درجهان، برگزار کرد. در پایان این نشست معاهده ای مبنی برسرمایه گذاری بیشتر در رشته کشاورزی به امضای شرکت کنندگان رسید.

آقای  "BAN KI-Moon" ، رییس سازمان ملل در این کنفرانس گفت: « جهت توانایی جامعه جهانی در راستای مواجهه درخور با رشد نفوس، تقاضا و ریشه کن کردن فقر چاره ای جز افزایش سطح تولیدات کشاورزی به میزان پنجاه درصد تا سال دوهزار و سی نداریم ». وی افزود: « طبق برآوردها می توان سال های متمادی، بودجه لازم را برای تأمین این هدف تا سقف بیست میلیارد دلار در سال بالا برد »! 

این گردهمایی بزرگ با حضور سران صد و هشتاد کشور بمدت سه روز در "رم"  گرفته شد و همچنین با صدور اعلامیه ای از شرکت کنندگان درخواست گردید تا فی الفور حمایت های خود را در زمینه محصولات کشاورزی از جمله بذر، کود و غیره بعمل آورند. علاوه بر این، درخصوص وادار کردن برخی کشورها به منظور تقلیل و برطرف کردن موانع داد و ستد محصولات کشاورزی مباحثی مطرح شد. بنابر اخبار منشره، در میان نمایندگان حاضر در آن تجمع مشاجراتی سختی درگرفت و گفته می شود نمایندگان کشورهای آمریکای لاتین نسبت به سیستم تجارت در دنیا و پی آمدهای زیانبارش دست به اعتراض زدند.

سازمان جهانی غذا (F.A.O ) می گوید: « محصولات غذایی در رأس برنامه های امداد رسانی برای هفتاد درصد از جمعیت فقیر جهان است». " فائو" افزود: « این کمک ها از 1984 تا 2004  حدود شانزده درصد افت داشته است». بر اساس آمار این نهاد، در 1980 سهم کمک های ممالک ثروتمند به کشورهای در حال توسعه هفده درصد بود ولی در سال 2006 این کمک ها به سه درصد رسید. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 11  توسط حامد سعیدی  | 

نیروی مسلح جنبش کومه‌له، این ارتش کمونیستی

 

روز 31 خرداد 1356، رفیق سعید معینی (خانه) اولین پیشمرگ کومه‌له، که تازه از زندان ساواک آزاد شده بود، برای ماموریتی از جانب تشکیلات کومه‌له، به کردستان عراق میرود که در روستای "دری" نزدیک ماوت جان عزیزش را از دست می‌دهد و  برای همیشه قلبش از تبش باز ایستاد. از آن پس از جانب کمیته مرکزی کومه‌له، روز جانباختن رفیق سعید معینی،  به عنوان روز پیشمرگ کومه­له نامگذاری شده است. روز 31 خرداد 1356 روزی تلخ و دردناک و در عین حال یک روز تاریخی، عزیز و فراموش نشدنی است. روزی است که ارتش نوپای کمونیستی کومه‌له، که مسیر پر از سنگلاخی را برای برقراری جامعه‌ای انسانی و به دور از هر گونه تبعیضی پیش رو داشت، برای اولین بار، از دست دادن یکی از اعضاء برجسته‌ و کمونیستش را تجربه می‌‌کرد.

روز پیشمرگ کومه‌له یادآور مبارزات، جانفشانیها، رشادت، جسارت و صداقت همه آن کسانی است که در ارتش کمونیستی کومه‌له، این نیروی مسلح جنبش انقلابی کردستان (کومه‌له)، در دفاع از انقلاب و دست‌آوردهای آن، در دفاع از حقانیت طبقه کارگر و قشر زحمتکش و زیر دست جامعه، متشکل شده بودند.  رهبران کمونیست کومه‌له، رهبری جنبشی را بر عهده گرفتند و اقدام به تشکیل شوراهای کارگری، مردمی، محلات و اتحادیه دهقانان کردند. اربابان و خوانین را در دادگاههای علنی محاکمه و زمینهایشان را در بین دهقانان فقیر و ستمدیده تقسیم کردند و قدرت را به شوراها دادند. از آزادی زن و مرد صحبت می‌کردند، به کودک احترام می‌گذاشتند، علیه مذهب و افکار ارتجاعی و ناسیونالیسم تبلیغ می‌کردند و از تجارب انقلاب اکتبر بهره می‌گرفتند.

رژیم شاه، به عنوان محافظ طبقه سرمایه‌دار ایران که زیر فشار اعتراضات و مبارزات خستگی ناپذیر توده انقلابی ایران کمرش خم شده بود، با شروع اعتصابات کارگران نفت، آنچنان به زانو در آمد که طبقه سرمایه‌دار ایران نیز با همه کمکهای همه جانبه از حفظ این محافظ نافرجام ماند. بورژوازی ایران در جهت سرکوب انقلاب، نه در دفاع از آن، به ناچار چنین محافظی را بایستی بدرقه می‌کرد و در این شرایط حساس پذیرای رژیمی شد که توحشی سرسام‌آور را با خود به دوش می‌کشید. رژیم اسلامی سرمایه، با سرکوب خونین انقلاب 57 کارهای ناتمام رژیم شاه را تکمیل کرد، زندان‌هایش را با خون فعالین چپ و کمونیست رنگین و با تجربه دو چندان به سرکوب جنبش چپ در ایران پرداخت. دیری نپائید که رژیم اسلامی سرمایه، قدرت خود را تثبیت و برای سرکوب جنبش کومه‌له، راهی کردستان شد.

یورش وحشیانه رژیم اسلامی به کردستان، ا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 3 تیر1387ساعت 22  توسط حامد سعیدی  | 

 

"در خلوت روشن با تو گریسته ام

 برای خاطر زنده گان

 و در گورستان تاریک با تو خوانده ام

 زیباترین سرودها را

 زیرا مرده گان این سال

 عاشق ترین زنده گان بوده اند ! "

                           احمد شاملو                               

  

تاریخ معاصر جهان مملو از سرکوب، اختناق و جنایت دیکتاتورها، ستمگران و استثمارگران است. کشتار و آدم سوزی در جنگ جهانی دوم توسط نازی ها، کشتار مردم فلسطین توسط رژیم صهیونیستی، کشتار مبارزان در شیلی بعد از کودتای 1973 ، کشتار و مفقودالاثر شدن بیش از 30 هزار نفر، مبارزان در زمان رژیم نظامیان دیکتاتور در آرژانتین ، کشتار مردم کرد در ایران، ترکیه، عراق و سوریه توسط  رژیمهای ارتجاعی و دیکتاتور، کشتار مردم عراق و افغانستان توسط  آمریکا و متحدانش و ...، بخش کوچکی از جنایت علیه جامعه بشری می باشد.

در ایران نیزاعمال جنایت کارانه توسط رژیم های سرمایه داری سلطنتی و اسلامی علیه مردم ایران بصورت سیستماتیک و عریان به اجرا در آمده است. مبارزات مردم در سال 1357 منجر به فروپاشی رژیم سلطنتی پهلوی گردید، اما سرکوب، اختناق، زندان، شکنجه و اعدام با به قدرت رسیدن رژیم جمهوری اسلامی، در ابعاد وسیعتری ادامه یافت. کشتار زندانیان سیاسی در دهه 60 یکی از جنایات رژیم جمهوری اسلامی در ایران علیه جامعه بشری می باشد که نه تنها در تاریخ این کشور همانندی ندارد بلکه در مقیاس جهانی نیز تنها با دوران سلطه فاشیسم در اروپا همطراز است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 11  توسط حامد سعیدی  | 

 

جابجا شدن مقصر و مدعی رابطه فحاشی حکمتیست ها و عملکرد آنها در جنبش دانشجویی


1 - فحاشی های تازه و حکمت آنها
گردونه فحاشی سه حزب کمونیست کارگری و اعوان و انصارشان یکبار دیگر علیه ما به گردش در آمده است. اگر در سال 1999 و در زمان حیات منصور حکمت اعضا و رهبران این حزب ناسزاها و تهمت های کثیف خود را با اسم و رسم منتشر می کردند اینبار از طریق باز کردن ستون اظهار نظر در وبلاگهای آزادی بیان و اتحاد کارگری و بدون نام و نشان به این کار مشغولند. هدف فحاشیهایی که در زمان حیات منصور حکمت صورت گرفت جلوگیری از رسیدن صدای انتقاد ما به مباحث غیر مارکسیستی و غیر کارگری "حزب و قدرت سیاسی" به گوش کارگران و سوسیالیستها بود. امروز تهمت های کثیف هر سه حزب کمونیست کارگری اگر چه خطابش به اتحاد سوسیالیستی کارگری است اما هدفش نه ارعاب ما، و نه ارعاب دانشجویان سوسیالیست، و نه حتی ارعاب دانشجویان مدافع سایت تریبون مارکسیسم است. هدف این اتهامات مرعوب کردن دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب و بویژه وابستگان به خود حکمتیستهاست تا به موج وسیع افشاگری از سهم اقدامات حزب سیاسی - نظامی و ماجراجوی حکمتیست در ضربه ای است که به جناح چپ جنبش دانشجویی خورده، علنا نپیوندند.

ما مرعوب فحاشی ها و اتهامات کثیف حزب کمونیست کارگری در زمان منصور حکمت نشدیم که هر روز دهها فحشنامه و تهمتنامه علیه ما منتشر می کردند چه برسد به امروز که فحاشان کمونیسم کارگری از نفس افتاده اند و در تمام یکی دو هفته گذشته در داخل و خارج کشور 20 تا ناسزا نامه منتشر نکرده اند؛ بعلاوه جنبش کارگری و فعالینش در موقعیت فعلی نبودند و شاید هم چنانچه بودند نه منصور حکمت به مخیله اش می رسید که با بحث غیر مارکسیستی "حزب و قدرت سیاسی" خود طبقه کارگر را از تئوری قدرت گیری حزب بیرون بگذارد و نه کسی از وی قبول می کرد؛ امروز در کنار موقعیت بهتر مبارزاتی جنبش کارگری نسبت به گذشته، هم دانشجویان چپ و سوسیالیست سر بر آورده اند و هم خود این حزب فحاش و تهمت زن در زیر تناقضات مباحث "حزب و قدرت سیاسی" با اوضاع سیاسی ایران سه تکه شده و همگی در انتهای راهند.(1) ناسزاگویان حرفه ای جریان کمونیست کارگری باید اندکی بیندیشند که اگر ما در سال 1999 مرعوب تهمتها و فحاشی های آنها نشدیم، امروز که صدای انتقاد به مباحث "حزب و قدرت سیاسی" از کامیاران نیز شنیده می شود به طریق اولی کمپین ناسزاگویی آنها کوچکترین تاثیری بر عزم ما برای مقابله با خط مشی انحرافی منصور حکمت و دفاع از سوسیالیسم کارگران نمی تواند بگذارد.(2) اکنون نیز تهمت های و فحاشی های هر سه حزب کمونیست کارگری دانشجویان چپ را مرعوب نمی کند. آنها، همانطور که خودشان اعلام کرده اند، سهم حکمتیستها در ضربه مهلک به جناح چپ جنبش دانشجویی را تماما و تا به آخر بررسی خواهند کرد.(3)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 3  توسط حامد سعیدی  | 

 

روزگار سپری شدۀ چپ کاغذی
پاسخی به جنجال تازۀ احزاب کمونیست کارگری


در پی انتشار نوشته ای دربارۀ معضلات جنبش دانشجویی، "وضعیت فعلی و گام های ضروری"، در وبلاگ «تریبون مارکسیسم»، عده ای از اعضاء و وابستگان به سه حزب کمونیست کارگری چندین اطلاعیه داده اند که مضمون واحد همۀ آنها بهتان "کار پلیسی" به من است. (نگاه کنید به نوشته های محمد آسنگران، ایرج فرزاد، و اطلاعیۀ حزب اتحاد کمونیسم کارگری، در سایت های آزادی بیان و روزنه و سایت اتحاد کارگری.) این اولین بار نیست که همسرایی ناسزاگویان حرفه ای جریان کمونیسم کارگری مرا هدف می گیرد. انتساب تهمت هایی از این دست از جانب جریان کمونیسم کارگری به شخص من نزدیک به ده سال قدمت دارد، و در میان سازمانها و فعالان چپ نیز تنها من آماج امواج ناسزاگویی های نوبتی اینان نبوده ام. در اپوزیسیون ایران کسی نیازی به ردیّه بر تهمت زنی این جریان نمی بیند. پس اگر این بار پاسخی می دهم برای این است که، برخلاف موارد گذشته، که انتشار فحشنامه علیه ایرج آذرین محتوای عملی اش این بود تا پیروان این خط را مشغول "فعالیت سیاسی" جلوه دهد، این بار این حمله های شخصی کارکرد سیاسی دیگری بخود می گیرد که از قضا به وضعیت حاضر جنبش های اجتماعی، و بویژه جنبش دانشجویی، مرتبط است: رشد جنبش های اجتماعی به طور طبیعی گرایش های موجود در اپوزیسیون را محک می زند، و اکنون بویژه سیر جنبش دانشجویی می رود تا میان گرایشاتی که مُهر عمومی چپ را بر خود دارند خط تمایز تعیین کننده ای ترسیم کند، و بخشی از احزاب و سازمانهایی را تا کنون با عنوان مشترک چپ نامیده می شدند خارج دایرۀ فعالیت و حضور در این جنبش قرار دهد. محتوای عملی فحشنامه های جریان کمونیسم کارگری اکنون چیزی نیست جز مقاومت جریانی که می رود تا از جنبش های اجتماعی طرد شود. نکاتی را که در ادامه در وارسی مضمون واحد این قبیل اطلاعیه ها توضیح می دهم برای روشن کردن همین واقعیت است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 16  توسط حامد سعیدی  | 

 

راهکار سوسیالیستی در اوضاع سیاسی کنونی «موانع و  امکانات»

 

هلمت احمدیان

 

گرایش سوسیالیستی و جایگاه آن در اوضاع سیاسی ایران، به عنوان یک موضوع مهم عینی و اجتماعی مدتهاست به یک بحث جدی در میان نیروهای چپ و کمونیست تبدیل شده است. دلیل این امر قبل از هر چیز به نیاز مبرم تر جامعه به گفتمان های رادیکال و سوسیالیستی در پاسخ به نیازهای مبارزاتی و سیاسی جامعه بر می گردد و این امری فی البداهه نیست. گرایش سوسیالیستی با حضور گسترده اش در جامعه ایران، تاریخی طولانی را پشت سر دارد و در جنبش های اجتماعی چند دهه گذشته مهر خود را بر همه جنبش های حق طلبانه و عدالت خواهانه کوبیده است. نمونه بارز این حضور گسترده در جریان انقلاب 57 بود که بویژه در جنبش کارگری و جنبش انقلابی کردستان خود را نشان داد. این گرایش با اعتصاباتش و ایجاد جنبش کنترل کارخانه و شوراهای کارگری این تجربه را فرا روی همه نیروهای سوسیالیستی در ایران قرار داد که بدون حضور طبقه کارگر، سوسیالیسم نمی تواند آینده ای قابل اتکا  داشته باشد. این گرایش توانست بر بطن جنبش انقلابی کردستان سنت و فرهنگ و رویه ای نو و متفاوت از راهکارهای ناسیونالیستی را به صحنه آورد و به قدرتی اجتماعی و توده ای تبدیل شود و این گرایش توانست نیروهای سوسیالیست ایران را به جهتی براند که علیرغم کشتارها و سرکوبگرانه جمهوری اسلامی، تاثیرات افکار و راهکارهای آنها دهه ها بر جامعه ایران بماند.

 

اگر حضور طبقه کارگر در صحنه سیاسی جامعه زمینه پیشروی مارکسیسم را فراهم آورد و برای دوره ای طولانی همنگری زیادی را در بین نیروهای چپ و کمونیست بر سر پایه ترین اصول اعتقادی بوجود آورد، در سالهای اخیر نیز رشد جنبش کارگری که بر بستر آن طیف وسیعی از فعالین پپشرو به میدان آمده اند و امر تشکل یابی توده ای کارگری به امر مبرم آنها تبدیل شده است. بر بستر این ریشه عمیق و گسترده و تعمیق اختلاف و مبارزه طبقاتی در ایران از یک سو  و بحران استراتژیک گرایشات رفرمیستی و لیبرالی در سالهای اخیر از سوی دیگر، ما شاهد رشد بیشتر گرایشات سوسیالیستی هستیم، بگونه ای که حضور و تاثیرات آن  به واقعیتی غیر قابل انکار و اغماض حتی برای جبهه مخالف تبدیل شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 11 خرداد1387ساعت 10  توسط حامد سعیدی  | 

 

منظور ما  از برقراری  سوسیالیسم واقعی  چیست؟

 

 سیروان پرتونوری

  سرمایه داری به یکباره ظهور نکرد، بلکه از درون جامعه فئودالی رشد کرد، به تدریج قدرت گرفت و در نهایت سیستم فئودالی را از بین برد. رشد تولید کالایی (تولید به منظور فروش) در اقتصاد و شکل گیری بازرگانی از عوامل رشد سرمایه داری بودند. پیشه وران و بازرگانان در شهرها تجمع کردند و با انباشت سرمایه در دستان پیشه وران و بازرگانان کم کم آنان تبدیل به طبقه ای شدند که در جامعه فئودالی به آنان طبقه سوم یا طبقه متوسط می گفتند. انقلاب صنعتی به خصوص اختراع ماشین بخار و تکامل شیوه های ذوب فلزات عامل مهمی در تحول فرماسیون اجتماعی- اقتصادی از فئودالیسم به سرمایه داری بود. به موازات رشد نیروهای مولد، با پیدایش طبقات جدید، اندیشه های بورژوایی اومانیسم، عقل گرایی و لیبرالیسم زمینه های فکری انقلابات بورژوایی را فراهم آوردند. انقلابات بورژوایی هلند، انگلستان و فرانسه ضربات قطعی بر سیستم فئودالیسم وارد آوردند. به هر حال به تدریج سیستم سرمایه داری سیستم مسلط اجتماعی-اقتصادی جهان شد.

سرمایه داران یعنی صاحبان وسایل تولید و کار در مقابل انبوه فاقدان وسایل تولید که مجبورند برای امرار معاش خود برای سرمایه داران کار کنند یا به عبارتی نیروی کار خود را به آنان بفروشند، یعنی مزدکاران.تضاد طبقاتی در جامعه سرمایه داری، همانا تضاد بین مزد کاران و سرمایه داران است.

چنان که میبینیم  جامعه سرمايه داری براساس استثمار طبقه کارگر استوار است، گروه کوچکی از انسان ها بر همه چيز حاکم اند، اکثريت کارگران صاحب هيچ چيز نيستند، سرمايه داران فرمان می دهند، کارگران اطاعت می کنند. سرمايه داران استثمار می کنند، کارگران استثمار می شوند. تمام ماهيت جامعه سرمايه داری عبارتست از اين استثمار بی رحمانه ای که داماً افزايش می يابد.

سر مایه داری با باز پس گیری تمامی انچه که طبقه کارگر طی 200 سال مبارزه به دست آورده است ثابت کرده است که اصلاح پذیر نیست و هر گونه اصلاحات اجتماعی در چارچوب تنگ سرمایه داری موقتی و گذار است در شرایط فعلی رهایی از کلیه مصائب مستقیم و غیر مستقیم سرمایه داری، تنها سرنگونی کاپیتالیسم از یک طریق یک انقلاب سوسیالیستی امکان پذیر است.در حال حاضر در سطح جهانی تنها نیرویی که منافع واقعی خود را تماما در تضاد با سرمایه داری میبیند و بنابراین تنها با دست زدن به یک انقلاب رادیکال قادر به پیشبرد منافع خویش است طبقه کارگر است .اینک به اثبات رسیده است که هرگونه سوسیالیزم و رادیکالیسم غیر کارگری قادر به نفی کلیت سرمایه داری نیست و توانایی گسست کامل از نظم کاپیتالیستی را ندارد و بنابراین جبرا در مقطعی از رشد خود تمامی ادعاهای خود در باره عدالت اجتماعی و آزادی را کنار گذاشته و به سمت سرمایه جهانی حرکت میکند .بنابراین رهایی از نظم ویرانگر سرمایه ،پایان دادن به مناسبات سرمایه ،از بین بردن استثمار انسان از انسان و ایجاد نظامی اجتماعی مبتنی بر برابری انسان ها ،عدالت اجتماعی و آزادی تنها از طریق سرنگونی سرمایه داری از طریق یک انقلاب رادیکال کارگری و سوسیالیستی امکان پذیر است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 17  توسط حامد سعیدی  | 

 

فقر و گرسنگی و نداری کودکان در زیر سلطه‏ی نظام‏های سرمایه‏داری!

شباهنگ راد
اوج شقاوت، بی‏رحمی و جنایت سرمایه را می‏توان در تصاویر فوق مشاهده نمود. همه جا کودکان به چنین وضعِ دهشتناکی روبرو می‏باشند و دنیای آنان، دنیای کودکی نیست؛ دنیای شادی و نشاط و سر زندگی نیست؛ دنیای فقر و بدبختی و به‏هرز رفتن زندگی‏شان در زیر سلطه‏ی نظام‏های به‏اصطلاح متمدن، پیشرفته و دولت‏های حامی آنان می‏باشد. این وضعیت دیگر برای آنان قابل تحمل نیست؛ به صدها دلیل، از جمله از گرسنگی و بی غذائی مفرط می‏توان استخوان‏های‏شان را شمرد و بی آبی دیگر رمقی برای آنان بر جای نه‏گذاشته است. هزاران نفر روزانه دارند تلف می‏شوند و لاشخورها هم منتظر از کار افتادن ضربان قلب‏شان می‏باشند. کسی بداد آن‏ها نمی‏رسد و به‏اصطلاح نهادهای حمایتی و قطع‏نامه‏ها هم در این دنیای سراسر ظلم کارساز نیست.
بنایه گفته‏ی خودی‏های‏شان یعنی سازمان ملل متحد – یونیسف، روزانه بیش از ۲۶ هزار کودکِ زیر ۵ سال دارند به‏دلائل متفاوت می‏میرند؛ حدود ۲۹۰ هزار کودک زیر ۱۵ سال در سال گذشته، جان‏شانرا از دست داده‏اند و بیش از ۲ میلیون نفر دیگر، به‏دلیل ابتلاء به بیماری ایدز دارند با مرگ دست‏و‏پنجه نرم می‏کنند؛ از هر ۵ نفر، ۱ نفر به آب آشامیدنی سالم و تقریباً نیمی از آنان به فاضلاب بهداشتی دسترسی ندارند؛ هم‏چنین ۲ میلیون نفر به‏دلیل بیماری اسهال از بین رفته‏اند و ۲ میلیون نفر دیگر مجبور به خودفروشی هستند؛ ۲۷۵ میلیون کودک در معرض خشونت‏های خانوادگی قرار دارند و ۱۲۶ میلیون کودک در سطح جهان، شغل‏های مخاطره‏آمیز دارند.
در دنیای امروزی و در دنیای به‏اصطلاح متمدن، آمار و ارقامِ مرگ و میر کودکان به هزاران و میلیون‏ها رسیده است و بی‏تردید نمی‏تواند نمایان‏گر تمامی آن واقعیاتی باشد که امروزه کودکانِ سرتاسر جهان با آن مواجه‏اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 0  توسط حامد سعیدی  | 

 

(بمناسبت صد و بیست وپنجمین سالروز مرگ  مارکس)

بهروز ناصری

19 مارس 2008

از تاریخ مرگ مارکس در چهاردهم  مارس سال  1883  تا کنون 125 سال  میگذرد.

مارکس از زمره اندیشمندان انقلابی ماندگار  در تاریخ است. وی  در قرن نوزدهم  زیستند اما  متعلق به حال  و  آینده  جامعه  بشری هستند . تئوریهای که مارکس آنان را تبیین و سپس فرموله نمود  راه  رهائی واقعی انسان از  نظام  استثمارگرانه و ضد انسانی سرمایه داری نشان میدهند. تئوریهای که  صحت جوهر و مضمون آن،  امروز نیز کماکان  بقوت خود باقی هستند.

نظام سرمایه داری در عصر کنونی مشقت بارترین و طاقت فرساترین  زندگی را  به انسان کارگر و زحمتکش تحمیل نموده است. جنگ، بیکاری، تبعیضات جنسی ، فضای خفقان و سرکوب، رواج فرهنگ فردگرایی و خود پرستی، رقابت و دهها مصیبت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دیگر از مشخصات نظام سرمایه داری در این  دوره هستند. سازمانهای جهانی سرمایه نظیر صندوق بین المللی پول و بانک جهانی در تعیین شکل حکومتی یک کشور نقش مهمی ایفاء میکنند. کشورهای امپریالیستی غرب به رهبری آمریکا  برای وسعت  بخشیدن به بازار تحت سیطره خویش و در  رقابت  با رقبای که خود دست  کمی از آمریکا ندارند، به تعرضات نظامی و اشغال   علیه  کشورهای دیگر از نظر نظامی ضعیفتر ولی از  لحاظ منابع زیرزمینی غنی، دست میزنند.

پایان جنگ سرد تنها  بمنزله  پایان جهان دو قطبی معنی میشود و  نه  پایان رقابت بین  قدرتهای امپریالیستی یا قدرت  بلامنازع و ابدی آمریکا. امروز دست کم چهار قطب امپریالیستی در حال رقابت با یکدیگر هستند: آمریکا، اتحادیه اروپا، چین و  روسیه. هرکدام بر اساس  منافع سیاسی و اقتصادی که  تعقیب میکنند با تعارضات علیه یکدیگر  کشیده میشوند.  وسعت حیطه تحت سلطه  بر اساس  منافع اقتصادی و سیاسی و گسترش بازار آن سیاستی  است که اتخاذ سیاست جنگ طلبانه و تعرض نظامی و اشغال از آن منتج میشود. همان  سیاستهای که  امپریالیسم آمریکا و اروپا در پیش گرفته است.

از زاویه دیگر، پایان جنگ سرد ، بمنزله شکست و عقب نشینی سرمایه داری دولتی و توفق سرمایه داری  بازار آزاد تلقی میگردد. دهه نود  میلادی،  دهه تعرض  افسار گسیخته  نئولیبرالیسم،  دهه تعرض به طبقه کارگر در سطح جهانی و دستاوردهایی بود  که کارگران در نتیجه مبارزاتشان  کسب کرده بودند. در دهه 1990 به یمن تفوق سرمایه داری  بازار  آزاد، گرایش  ناسیونالیستی در قلب اروپا عروج دوباره ای می یابد، یوگسلاوی بوجود می آید و بین مردمانی که  تا  قبل از  آن  زمان  در کنار هم  در صلح و آرامش زیست و کار میکرده اند،  یکباره  به دشمن هم  تبدیل می شوند و  بین آنان جنگهای  خونینی روی میدهد. مقوله« یوگسلاویزه شدن» از آنزمان  به بعد وارد  ادبیات  سیاسی  میشود. در آن زمان تعرض به کمونیسم به اوج خود رسیده بود. جهان سرمایه داری و لیبرالیسم  افسار گسیخته تحت لوای مخالفت  با  شوروی سابق، به کمونیسم و سوسیالیسم و به  طبقه  کارگر  می تازیدند.  در آن  زمان  اعلام  کردند  که  مارکس مرده است  و  به تاریخ گذشته تعلق  دارد....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 10 فروردین1387ساعت 15  توسط حامد سعیدی  | 

 

پیام شادباش کمیته مرکزی کومه له بمناسبت نوروز و آغاز سال 1387

 

 

مردم آزادیخواه و مبارز!

كارگرانی كه چرخ زندگی در دستان پرتوان شما در حركت است !

زندانیان سیاسی  اسیر در شكنجه گاههای رژیم!

زنان برابری طلب! دانشجویان پیشرو و جسور!

مردم مقاوم كردستان!

خانواده عزیزان جانباخته!

 

نوروز و سال نو را به همه شما عزیزان از صمیم قلب شاد باش میگوئیم و امیدواریم سال نو سالی سرشار از شادی و سال پیروزیهای بزرگ در مسیر انسانی و تحولی بخشی باشد كه دوش بدوش هم در پیش داریم. بگذارید در این نخستین روز سال یاد همه آن جانبختگان سرفرازی را گرامی بداریم  كه درس مقاومت را از آنها آموختیم و امروز نیز چراغ روشنی بخش راه ما هستند.

سال گذشته نیز مانند همه سالیان پیش از آن، زندگی در ایران تحت حاكمیت رژیم اسلامی سالی بود از یك سو غرق استثمار و ستمگری، سال پایمال شدن ابتدایی ترین حقوق و حرمت انسانها ، سالی دیگر از تداوم سلطه فرهنگ و سنتهای ارتجاعی رژیم و طبقه حاكم در این جامعه بود. از سوئی دیگر سالی  كه  در آن بانگ  مقاومت و مبارزه  درهمه عرصه های زندگی اجتماعی در این كشور طنین انداز بود. سالی كه فریاد اعتراض و مبارزه دیوارهای دیكتاتوری سیاه رژیم اسلامی را در نوردید و بگوش جهانیان رسید.

در سالی كه گذشت رژیم حاكم رهبران محبوب كارگری را بزندان انداخت و بیرحمانه آزارشان داد، دانشجویان پیشرو و جسور را به شكنجه گاهها كشاند، با ترتیب دادن نمایشهای بیرحمانه اعدام در ملائ عام كوشید فضائی از رعب و وحشت را بر این جامعه حاكم گرداند، دهها قانون ارتجاعی دیگر بر زندگی اجتماعی مردم ایران تحمیل شد، در یك چنین شرایطی بود توده های مردم در كردستان و در سراسر ایران، در متن دشواریهای زندگی اقتصادیشان در سنگرهای مقاومت و مبارزه همچنان پایداری كردند و تلاش همه جانبه خود را برای تامین آزادی و دفاع از حقوق اولیه خود تداوم بخشیدند.

 امروز رژیم جمهوری اسلامی بر آتفشانی از خشم و نفرت مردم به حیات خود ادامه میدهد، خشمی كه بتدریج رویهم انباشته میشود و شرایط  برای انفجار بنیان كن و تحول بخش و سازنده آن در اعماق این جامعه فراهم میگردد. انقلابی در راه است  كه نه تنها مردم این كشور را از چنگ این رژیم رها خواهد ساخت بلكه دروازه های آزادی و پیشرفت و رفاه و برابری را نیز بر روی این جامعه خواهد گشود. رژیم ارتجاعی پسمانده سده های گذشته قادر نخواهد بود جلو رشد و تكامل چنین جامعه زنده ای را سد كند و بدون شك  مكانی جز زباله دانی تاریخ در انتظار وی نیست.

 بگذارید در این نخستین روز سال جدید با ستایش از این روحیه مقاومت و مبارزه جویی سرسختانه ای كه دراعماق این جامعه جریان دارد، دست در دست هم با شور و امید بسوی پیروز بزرگ و نهایی گام برداریم.

بهاران و سال نو خجسته باد ، همیشه شاد و سرفراز باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 فروردین1387ساعت 19  توسط حامد سعیدی  | 

 

گرامی باد یاد جانباختگان گردان شوان

پویا محمدی

سالهاست که واپسین روزهای زمستان و هنگامه آمدن بهار و سال نو، برای ما و میلیونها توده مردم رنجدیده و تحت ستم، یاد آور ضایعه ای بزرگ، تراژدی ای انسانی و غم و اندوه بسیار است.

بیست سال پیش در چنین روزی، همزمان با آخرین ماههای جنگ ارتجاعی و خانمانسوز ایران و عراق و در حالیکه هر دو رژیم جنگ طلب و سرکوبگر بعث عراق و جمهوری اسلامی با قربانی کردن میلیونها انسان و ویرانی و به تباهی کشاندن هست و نیست جامعه ای به وسعت ایران و عراق، علیرغم زبونی شان در برابر هم، کماکان آتش جنگ را شعله ور نگاه داشته و از ارتکاب به هیچ جنایت و وحشیگری کوتاهی نمی کردند، شهر "حلبچه" و نواحی وسیعی از "دشت شاره زور" در کردستان عراق به میدان جنگی خونین تبدیل شد.

در این میان کومه له که طی 8 سال جنگ ویرانگر ایران و عراق بر علیه این جنگ ارتجاعی و جنایتکارانه موضع گرفته بود و همواره می کوشید که نیروهای خود را از میدانهای این جنگ دور نگاه دارد، این بار و همسرنوشت با مردم ستمدیده این منطقه به دام این جنگ افتاد و ضایعه ای بزرگ را متحمل شد.

رفقای پیشمرگ کومه له در "گردان شوان" )یکی از گردان های رزمی نیروی پیشمرگ کومه له ( که پیشتر در این ناحیه مستقر بودند در صدد دوری از جبهه های جنگ و عقب نشینی از منطقه ی درگیری بودند که متاسفانه بدلیل وسعت جبهه های جنگ و مسدود ماندن مسیرهای عقب نشینی، و همزمان بمباران شیمیایی حلبچه و نواحی اطراف توسط رژیم جنایتکار بعث عراق و جراحات و مصدومیت شماری از رفقا، و نیز شناسایی موقعیت آنها توسط نیروهای جمهوری اسلامی که به داخل منطقه نفوذ کرده بودند، طی جنگی نابرابر و خونین با شمار بسیاری از نیروهای جنایتکار رژیم اسلامی در کنار دریاچه "سیروان" پس از ساعتها نبرد و مقاومت حماسی در برابر دشمن جان خود را در راه اهداف و آرمانهای کمونیستی فدا کردند.

بدین ترتیب خون رفقای گردان شوان با خون هزاران هزار انسان بی دفاع و مردم ستمدیده حلبچه که در این روز وحشیانه قتل عام شدند درهم آمیخت و برگ سیاه دیگری به تاریخ سراسر جنایت و تبه کاری حاکمان سرمایه افزوده شد.

در 27 اسفند سال 1366 در جنگ و مقاومت قهرمانانه ی رفقای گردان شوان در برابر پاسداران جهل و سرمایه جمعا 70 تن از عزیزترین همسنگرانمان جانباختند که در میان آنان 12 تن از رفقا در حالیکه مجروح و مصدوم شیمیایی بودند به اسارت دشمن در آمدند. این رفقا پس از چند ماه تحمل آزار و اذیت و شکنجه های بسیار، در سیاه چالهای رژیم در زندان سنندج، سرانجام در جریان قتل عام سراسری زندانیان سیاسی در تابستان سال 67 که متعاقب قبول آتش بس و پایان جنگ از سوی رژیم و بمنظور سرکوب و ایجاد رعب و وحشت هرچه بیشتر در جامعه، بدست جلادان اسلامی صورت گرفت، همراه با هزاران زن و مرد مبارز، انقلابی و کمونیست به آرمان خود وفادار مانده و در مقابل جوخه ی اعدام جنایتکاران اسلامی قرار گرفتند.

جانباختن رفقای گردان شوان در حلبچه در روزهای مانده به نوروز و بهار سال67 ضایعه ای سنگین و اسف بار بود که کومه له و جنبش کمونیستی ایران در این منطقه متحمل شد. این رفقا از زمره لایق ترین اعضاء و کادرهای پیشرو و انقلابی حزب کمونیست ایران بودند که در جریان انقلاب سال 57 پا بمیدان مبارزه نهاده و با دلی اکنده از عشق به آرمان رهایی کارگران و محرومان و ایجاد دنیایی عاری از ستم و استثمار و بی عدالتی و با شعار ((زنده باد سوسیالیسم)) و ((زنده باد حزب کمونیست ایران)) به خاک افتادند.

بی شک نام گردان شوان در جنبش انقلابی کردستان و فعالیت علنی کومه له تا به امروز همیشه نامی زیبا و با ابهت و پر از خاطرات گوناگون بوده و هست و راه و روش اصولی و رفتار صمیمانه و انقلابی و جسارت و از خود گذشتگی و قاطعیت مبارزاتی این گردان رزمنده کومه له، در تاریخ مبارزات کارگران انقلابی و کمونیست بر علیه حاکمیت سرمایه در ایران و در فرهنگ و سنن پیشرو و مبارزاتی مردم کردستان جای گرفته و در آن می درخشد.

یاد و خاطره فداکاری، مبارزات و رزمندگی های رفقای گردان شوان، این عزیزان کمونارد در دل کارگران و زحمتکشان کردستان، زنده و جاوید است. در بیستمین سالگرد جانباختن این رفقا، یاد و خاطره تک تک شان را با تجدید پیمان وفاداری به آرمانهایشان همراه با تمامی جانباختگان راه سوسیالیزم گرامی می داریم.

در این روزها جا دارد یکبار دیگر درود بفرستیم به خانواده و بستگان این رفقا و تمامی جانباختگان صفوف کومه له و حزب کمونیست ایران که طی این سالها با تحمل رنج از دست دادن فرزندان خود، مایه دلگرمی و امیدواری هرچه بیشتر ما در مبارزه و ادامه راه عزیزانشان شده اند.

زنده باد یاد و خاطره رفقای جانباخته گردان شوان

زنده باد آزادی برابری حکومت کارگری

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 12  توسط حامد سعیدی  | 

 

فراخوان جمعی از جوانان برابری طلب و کمونیست شهر سنندج در رابطه با  27 اسفند سال روز گردان شوان

به یاد جانباختگان 27 اسفند

تاریخ همیشه صحنه جنگ و نبرد میان طبقه مبارز علیه ظلم و ستم واستبداد بوده است 27 اسفند هم یکی از همین روزهاست که تاریخ هیچ گاه آن روز را از یاد نخواهد برد نوشتن در مورد چنین روز بزرگی از توان قلم خارج است. 27 اسفند را به یاد عزیزانی گرامی می داریم که آنها نه تنها دین خود را به مبارزه ادا کرده اند بلکه حتی فرا تر رفته ودر حرکتی نمادین و قهرمانانه  مبارزه را نیز به خود مدیون کرده اند انسانهاییکه (به راستی که نام انسان برازنده اشان است)ستاره ای افول ناپذیر در جنبش چپ بودند گردان شوان براستی نماد مبارزه مسلحانه در منطقه بود آنان که در گردان شوان بوده اند و یا ان را میشناسند می دانند که مبارزه در گردان شوان خلاصه می شد گروهی که با تمام معنا مبارزه را درک کرده و ان را فهمیده بودند و به خاطر ان عزیزترین چیزهایشان را فدا کردند . افسانه ای بود گردان شوان براستی که شهاب اسمان ضد سرمایه داری بود و از هر کجا که می گذشت دیگر نوری از سرمایه داری نبود این روز روزیست که بر دوش تاریخ بزرگی می کند . این روز متعلق به کودکان گرسنه جامعه  روزیست متعلق به بی خانمان کارتن خواب کارگران استثمار شده . چون به راستی درعمق نگاه انهاست که غم چنین روزی را می توان حس کرد در چنین روزی 72 چریک مبارز در حالی با اغوش باز مرگ را پذیرفتند که کارنامه زندگیشان مملو بود از یک واژه مبارزه علیه ظلم و استبداد و چه شیرین و دلپذیر مبارزه را پذیرفتند گرچه با از میان رفتن گردان شوان نیروی چپ یکی از اهرمهای فشار خود بر ستم مرتجع حاکمه را از دست داد ولی تعهد به عمل این گردان ثابت کرد که اسمان ابی جنبش هیچ گاه تسخیر نخواهد شد و این نشان از درایت و کاردانی انسانهایی بود که برای رهایی از ظلم سرمایه تفنگ را همراه قلم متحد کرده و به مبارزه ای دست زدند که تاریخ به ان ببالد و با افتخار روزهایش را قربانی کند تا به چنین روزی برسد روزی که در آستانه سال نو جان تازه ای به مبارزه می دهد و هر انسان آزادیخواه و برابری طلب در این روز به یاد جانباختگان راه آزادی و سوسیالیزم تعهدش را به مبارزه تازه می کند در چنین روزیست که تمام مبارزین جامعه در دل به آرمانهای این گردان متعهد شده و خواهان آن خواهند بود که بتوانند گوشه ی از مبارزه آنان را ادامه بدهند احترام گذاشتن به چنین روزی نه تنها وظیفه تمام طرفداران یک حزب مشخص بلکه و ظیفه تمام انسانهای برابری طلب و کمونیست است این روز روز پیروزی جنبش چپ بود نه شکست ان . روزی بود که به تمام جریانها ثابت شد که در دامن یک جریان چپ و کمونیستی انسانهایی بیرون آمده اند که تعهد و ضمانت شان به جنبش چپ جانشان است که آن را ادا کرده اند اگر تاریخ تحریف نمی شد ان وقت چه زیبا بود خواندن تاریخ و چه دل چسپ بود یاد کردن از آنهایی که تا آخرین لحظه های مقاومت در سنگر مبارزه خندیدند و درد زخم هایشان هرگز خم به ابرویشان نیاورد این روز روز غم و اندوه نیست روز تجدید پیمان با رفقای مبارزمان در گردان شوان است روزیست که باید اعلام کرد ما هم ادامه دهندگان راه انها هستیم و هیچ گاه اجازه نخواهیم داد تبلیغات و قدرت سرمایه تاریخ و مبارزه مان را از ما بگیرد این روز یکی از روزهای هویت جنبش چپ و کمونیستی است و این روز براستی شناسنامه ای برای اثبات و فداکاری جنبش چپ برای رسیدن به خواست و مطالبات خود در منطقه بود در این روز به یاد جانباختگان راه آزادی و سوسیالیزم هر انسان آزادیخواه و برابری طلب در هر کجای دنیا همگام با تمام جاهای دیگر راس ساعت 11 صبح 27 اسفند 1386 یک دقیقه سکوت می کنیم همه با هم یاد کنیم از سنگر اصلی مبارزه :از گردان شوان و از انسانهاییکه با تقدیم جان خود در راه مبارزه و آزادی آن را به ما رساندند و ما امیدواریم بتوانیم ادامه دهندگان راه آنها تا رسیدن به اهدافمان باشیم .

 

زنده باد سوسیالیزم 

  زنده باد آزادی برابری 

جمعی از جوانان برابری طلب و کمونیست محله های غفور  حاجی اباد.  کمیز. مثناو. شریف آباد. شهرک سعدی. فراح. وکیل. کله که جار. و آبادی های  کیلانه. عنبربزان(مروبزان). حسن آباد. دادانه. کرجو. نوره. و ابادیهای اطراف شهر سنندج

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 19  توسط حامد سعیدی  | 

پيروزی مردم كردستان در رسوا كردن نمايش انتخاباتی مجلس شورای اسلامی

 

روز جمعه 24 اسفند ماه نمايش انتخاب اعضای مجلس اسلامی ايران برگزار شد. اخبار رسيده از سرتاسر ايران نشان ميدهد كه ميزان مشاركت مردم در اين نمايش انتخاباتی بسيار اندك و در مقايسه با همه دوران عمر اين رژيم در پائين ترين سطح خود بوده است.  اين واقعيت نشان داد كه مقاومت در برابر رژيم اسلامی در اين سنگر نيز وسيع و نيرومند است.

در كردستان اما عدم شركت مردم در انتخابات رژيم گسترده تر و همه جانبه تر نيز بوده است. توده های مردم كردستان با عدم شركت قاطعانه خود در نمايشی كه بنام انتخابات به اجرا در آمد، يكبار ديگر نفرت و بيزاری خود را از اين رژيم و از همه نهادهاي آن نشان دادند. عوامل و دستگاههای تبليغاتی رژيم بسيار كوشيدند تا اين پيروزی مردم كردستان را كم رنگ جلوه دهند اما واقعيتها در اين زمينه جان سخت تر از آن هستند كه تبليغات رژيم بتواند آنها را بپوشاند. روز 24 اسفند امسال يكبار ديگر اراده متحد مردم كردستان در برابر رژيم جمهوری اسلامی خود را نشان داد و مردم شهر و روستاهای كردستان به جهان نشان دادند كه اين رژيم در نزد آنها كوچكترين مشروعيتی ندارد

ما به خاطر اين پيروزي به مردم كردستان دست مريزاد ميگوئيم و اطمينان داريم كه اين مردم آزاديخواه و مبارز از يك پيروزی به پيروزی ديگر و تا كسب همه حقوق انسانی خود همچنان قاطعانه گام بر ميدارند.

 

پيروز باد جنبش انقلابی مردم كردستان

 

كميته مركزی كومله

سازمان كردستان حزب كمونيست ايران

26 اسفند

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 19  توسط حامد سعیدی  | 

اپوزیسیون پارلمانی در رژیم بی پارلمان

 

ایرج آذرین

 

نتیجۀ انتخابات مجلس هشتم پیشاپیش روشن است. این انتخابات حتی دیگر عرصۀ رقابت احزاب "خودی" و جناح های رژیم اسلامی هم نیست. احزاب دوم خردادی در کمتر از نیمی از حوزه ها صلاحیت معرفی کاندیدا یافته اند و حداکثر سهم آنها از کرسی های مجلس زیر 20 درصد تعیین شده است. در شرایطی که به حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی حتی اجازه نداده اند تا از شرکت در چنین انتخاباتی اعلام انصراف کنند، طبیعی است که هیچکس از میان اصلاح طلبان حکومتی اکنون ادعا نکند که گذار تدریجی به دموکراسی با مشارکت مردم در انتخابات امری شدنی است. این انتخابات، دستکم از دیدگاه چپ، حتی نیازی به افشاگری ندارد؛ هرچند تأثیراتی که بر صحنۀ سیاست ایران می گذارد لازم به بررسی است. بهترین شاخص این تأثیرات موقعیت آشفته ای است که لیبرال ها در پرتو این انتخابات یافته اند. ادعای مقالۀ حاضر (که دو روز پیش از برگزاری انتخابات نوشته می شود) این است که انتخابات مجلس هشتم بستر اصلی شبه-اپوزیسیون لیبرال را از لحاظ سیاسی کاملا حاشیه ای می کند: یا لیبرال ها با شرکت در انتخابات و حمایت از دستجات مختلف اصلاح طلب حکومتی هر گونه هویت ایدئولوژیک مستقل را از دست می دهند و در اصلاح طلبی اسلامی-حکومتی مستحیل می شوند، و یا با سرخوردن از نقش انتخابات پارلمانی عملا عرصۀ مبارزۀ استراتژیک سیاسی را ترک می کنند و هویت سیاسی خود را تنها در سطح ایدئولوژیک و بعنوان یک نیروی غیرسیاسی حفظ می کنند. این دوراهی مقابل نیروهای لیبرال (شامل سوسیال دموکرات) ایران است که هم اکنون خطوط اصلی آن در واکنش های متنوع جریانات لیبرال و سوسیال دموکرات نسبت به خود انتخابات ترسیم شده است. پیش از بررسی موقعیت کنونی لیبرال ها، نگاهی می اندازیم به سیر لیبرالیسم از آغاز عروج دوم خرداد تا مقطع انتخابات مجلس هشتم.   

 

مرور خیلی کوتاهی بر یک دهه:   

عروج لیبرالیسم در صحنۀ سیاست ایران مولود دوم خرداد بود. ماتریال فکری و انسانی و تشکیلاتی این لیبرالیسم (شامل گرایش به سوسیال دموکراسی) در اپوزیسیون ایران، بخصوص در میان چپ های هواخواه اردوگاه شوروی، با پایان جنگ سرد و سقوط شوروی شکل گرفته بود. و هرچند برخی از میان همین ها (و بویژه از درون سازمان اکثریت) در دور دوم  ریاست جمهوری رفسنجانی شروع کردند تا همسوئی سیاسی با گرایش هایی در درون رژیم را بیازمایند، اما چنین سمتگیری ای، بیش از آنکه حاکی از سیاست لیبرالی متمایزی باشد، بیشتر در امتداد شیوۀ سنتی سازمان اکثریت و حزب توده قرار می گرفت که تنها بعد از سرکوب و تعقیب توسط جمهوری اسلامی به ناچار دست از حمایت جناحی از رژیم برداشته بودند. اما از سال 1376، پروسۀ تخمیر این بخش از اپوزیسیون در یک خط مشی واحد و فراگیر لیبرالی به فرجام رسید و وجود اصلاح طلبان حکومتی در قالب احزاب دوم خردادی زمینه ساز یک استراتژی سیاسی لیبرالی قرار گرفت. حتی جریانات توده ای، که از لحاظ ایدئولوژیک هیچگاه به مکتب لیبرال نپیوستند، از لحاظ سیاسی تماما به یک خط مشی لیبرالی روی آوردند؛ و این امر در تاریخ حیات حزب توده، یا احزاب مشابه در کشورهای دیگر، سابقۀ غنی ای داشت..................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 12  توسط حامد سعیدی  | 

مضحکه انتخاباتی هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی

 

مضحکه  انتخاباتی هشتمین  دوره  مجلس شورای اسلامی در راه است. این " انتخابات" قرار است در روز 24 اسفند ماه 1386  برابر چهارده مارس 2008 برگزار شود.

در حالی که نیروهای اصلاح طلب درون حاکمیت جمهوری اسلامی برای کسب کرسی های بیشتر در پارلمان اسلامی به تکاپو افتاده اند، و اپوزیسیون لیبرال رژیم، از حزب توده و سازمان اکثریت گرفته تا جمهوری خواهان همه به یک "انتخابات آزاد" امید بسته بودند تا از طریق راه یابی اصلاح طلبان به مجلس بار دیگر امید به اصلاح رژیم از درون را در دلها پرورده کنند، موج گسترده رد صلاحیت ها همه این تلاش و امیدها را بر باد داده است.

این تلاش و امیدها در حالی است که سید محمد خاتمی روند " انتخابات" را فاجعه بار خوانده است و از سوی دیگر موسوی لاری، وزیر کشور سابق در دولت خاتمی و دبیرائتلاف اصلاح طلبان که از 21 گروه اصلاح طلب از جمله جبهه مشارکت اسلامی تشکیل شده است در این زمینه اظهار داشته است که رد صلاحیت اصلاح طلبان به قدری وسیع و گسترده بوده است، که تعداد کافی داوطلب اصلاح طلب برای شرکت در رقابت های انتخاباتی 290 کرسی نمایندگی مجلس شورای اسلامی باقی نمانده است.

بدنبال این رد صلاحیت های گسترده، سید محمد خاتمی، کروبی و هاشمی رفسنجانی برای چاره جویی و برون رفت از بن بست، در شرایطی که کل موقعیت نظام جمهوری اسلامی را بحرانی ونگران کننده می بینند، به حضور خامنه ای رفته و سیاست "چانه زنی در بالا" و "خفه شدن در پایین" را در پیش گرفته اند.

 جدال و کشمکش بر سر کسب کرسی های مجلس و روند تجدید آرایش سیاسی جناح ها و نیروهای درون حاکمیت جمهوری اسلامی در حالی است که تشدید بحران اقتصادی، تورم سر سام آور  و عمیق تر شدن شکاف های طبقاتی در جامعه، سران رژیم را از عواقب و پیامدهای آن به شدت نگران ساخته است.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 0  توسط حامد سعیدی  | 

 

بگذارید یك صدا به رسوا كردن نمایش انتخاباتی ر‍ژیم برخیزیم

 

توده های مردم كردستان!