تبليغاتX

بسوی سوســـــیالیسم

بسوی سوســـــیالیسم

 

دژایه‌تیكردن له‌ گه‌ڵ ژن له‌ كۆمه‌ڵگای چینایه‌تیدا

حامید سه‌عیدی

له‌ كۆمه‌ڵگای چینایه‌تیدا، دژایه‌تی له‌ گه‌ڵ ژن به‌ شێوه‌ی جۆرواجۆر ئه‌وه‌نده‌ روون و ئاشكرا به‌ڕێوه‌ ده‌چێت و ئه‌م توندوتیژیه‌ به‌ راده‌یه‌ك توندو ئاشكرایه‌، كه‌ ناسینی بنه‌‌ما و ریشه‌كانی بۆ خه‌بات دژ به‌م زوڵم و زۆره‌ پێویست و زه‌روریه‌.

زوڵم و هه‌ڵاواردنی جنسی یه‌كێك له‌و تووندوتیژیه‌ به‌رده‌وامانه‌یه‌ كه‌ به‌ درێژایی مێژووی كۆمه‌ڵگای مرۆڤایه‌تی له‌ ئارادا بووه‌. به‌شی ژنان هه‌ر له‌ بنه‌ماڵه‌وه‌ بگره‌ تا لایه‌نه‌ جۆرواجۆره‌كانی ژیانی كۆمه‌ڵایه‌تی بێجگه‌ له‌ ئازار، كوێره‌وه‌ری، توندوتیژی و هه‌ڵاواردنی جنسی شتێكی تر نه‌بووه‌. باڵاده‌ستیی پیاوان به‌ سه‌ر ژنان له‌ ناو بنه‌ماڵه‌دا ژنانی له‌ بارودوخێكی ژێرده‌سته‌یدا داناوه‌. توندوتیژی، سوكایه‌تی، ئازارو بێحورمه‌تی به‌رده‌وام بۆ سه‌ر ژنان له‌ لایه‌ن بنه‌ماڵه‌ و كۆمه‌ڵگاوه‌ به‌شێوه‌ی جۆراوجۆر، سه‌پاندنی یاسای نامرۆڤانه‌ و دواكه‌وتوی ئایینی، پاڵنانی ژنان بۆ سوچی ماڵ و كاری ناوماڵ، سه‌پاندنی خۆسوتاندن و خۆكوژی، كڕین و فروشتنی ژنان له‌ لایه‌ن مافیاكانی سه‌رمایه‌ بۆ گه‌شه‌ی بازاڕی سه‌رمایه‌داری، هه‌ڵاواردنی نێوان ژن و پیاو له‌ شوێنه‌كانی كار و په‌ره‌پێدانی له‌شفرۆشی، ته‌نیا به‌شێكی بچوك له‌ هه‌لومه‌رجی ژێرده‌سته‌بوونی ژنان له‌ كۆمه‌ڵگای سه‌رمایه‌داریدایه‌. پانتایی و شێوازی جۆرواجۆری دژایه‌تی له‌ گه‌ڵ ژنان له‌ ئاستی كۆمه‌ڵگادا ئه‌وه‌نده‌ له‌ناخی كۆمه‌ڵگادا جێگیرو یاسایی بوه‌ته‌وه‌، كه‌ بۆ كۆتایی هێنان به‌م زۆڵم و زۆره‌ی زاڵ به‌ سه‌ر ژناندا ده‌بێ بنه‌ماكانی ئه‌م ناعه‌داڵه‌تی‌ و نایه‌كسانیه‌ بناسین. ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 11  توسط حامد سعیدی  | 

 

زن ستیزی در جامعه طبقاتی

حامد سعیدی

زن ستیزی در اشکال مختلف آن، چنان عیان و آشکار است و زنان در جامعه طبقاتی آنچنان عریان و خشن مورد ستم قرار میگیرند، که شناخت ریشه های این ستمگری را به یک نیاز و ضرورت پیشبرد مبارزه علیه این ستمگری ها تبدیل کرده است.

ستم و آپارتاید جنسی یکی از پایدارترین ستم ها در طول تاریخ جوامع بشری بوده است. سهم زنان از خانواده گرفته تا عرصه های مختلف حیات اجتماعی  جز رنج و بی حقوقی، خشونت و تبغیض جنسی و طبقاتی چیزی نبوده است. برتری مرد بر زن در محیط خانواده زنان را در موقعیت فرودستی قرار داده است. خشونت، تحقیر، آزار و بی حرمتی هر روزه زنان توسط افراد خانواده و جامعه در اشکال گوناگونش، تحمیل قوانین ضد انسانی و ارتجاع مذهبی، راندن زنان به کنج آشپزخانه و کار خانگی، تحمیل خودکشی و خود سوزی، خرید و فروش زنان توسط مافیاهای سرمایه جهت رونق بازار سرمایه داری، اعمال تبعیض بر زنان در محیط های کار، رواج تن فروشی، تنها نمودهایی از موقعیت فرودست زنان در جامعه سرمایه داری است. تنوع و گستردگی زن ستیزی چنان در سطح جامعه نهادینه و قانونی شده است، که برای پایان دادن به این ستم کشی و بربریت حاکم بر زنان باید ریشه‌ های این ناعدالیت ها و نابرابری ها را شناخت.

واقعیت این است که ستم بر زنان به انحاء متنوعش همزاد و همپا با شکل گیری جامعه طبقاتی بوده است. چرا که در جوامع اولیه نه تنها زنان مورد ستم قرار نمی گرفتند، بلکه زن و مرد از همه لحاظ  برابر بوده و در زندگی روزمره خود مورد هیچ نوع ستمی قرار نمی گرفتند. اما از آنجا که با تغییر و تحولات زندگی بشریت و تغییر مناسبات تولیدی و اقتصادی جامعه، که افزایش تولید در جامعه و تقسیم کار بر اساس مناسبات اقتصادی را به همراه داشته، زنان را در اسارت مرد قرار داده است. تشکیل خانواده از بدو جامعه طبقاتی بر اساس نیاز اقتصادی و تقسیم کاری که سیستم طبقاتی وضع کرده بود، شکل گرفت. مالکیت خصوصی که اساس و بنیاد سیستم طبقاتی است، قوانین مرد سالاری هم تابع همین سیستم طبقاتی، زنان را هم  به بخشی از مایملک مرد تبدیل کرد. تقسیم کار اجتماعی و تبدیل جامعه به دو طبقه اصلی همراه با عدم حضور زنان در کار بيرون از خانه و عرصه توليد اجتماعي، آنان را مجبور به تبعیت از مرد خانواده و تن دادن و قبول فرودستی خود کرد، یعنی نبود استقلال اقتصادی و متکی بودن به مرد خانه او را ناچار به بردگی می کند، که چنین وضعی بر اساس یک نیاز کاملا اقتصادی و معیشتی می باشد، یعنی قوانین مردسالاری و زن ستیزی سیر پیشروی مناسبات تولیدی جامعه طبقاتی بوده است.

....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 0  توسط حامد سعیدی  | 

 

دو استراتژی و دو رویکرد  متفاوت در جنبش دانشجویی

 

                                                                             حامد سعیدی

جنبش دانشجویی از بدو فعالیت خود در ایران به عنوان اصلی ترین جنبشهای پیشتاز اجتماعی عمل کرده و تا به حال در روند رو به پیش مبارزات اجتماعی و سیاسی نقش ارزنده را ایفا کرده است.  جهت گیری اتحاد با جنبش کارگری، اتحاد با جنبش زنان و دیگر جنبشهای دمکراتیک و انقلابی و برافراشتن پرچم دفاع از مطالبات این جنبش ها در این دوره  قطب نمای حرکت و مبارزه جنبش دانشجویی و بویژه  فعالین چپ و سوسیالیست این جنبش بوده است.

جنبش دانشجویی یکی از جنبشهای پایدار اجتماعی است  که در دوره یکی، دو سال اخیر بحث و مجادلات زیادی حول استراتژی سیاسی این جنبش، مبارزه و راهکارهای گوناگون پیشاروی آن و ضرورت  پیوند آن با سایر جنبشهای اجتماعی در جریان بوده است. اکنون با توجه به ضربات سال گذشته، تداوم سیاست سرکوبگرانه رژیم در مقابله با این جنبش، دستگیری و بگیرو ببندهای هر روزه فعالین دانشجویی، و عقب نشینی هایی که به این جنبش تحمیل شده است، بایستی با شناخت بیشتری از موقعیت کنونی، ظرفیت و پتانسیل واقعی آن را بشناسیم  تا با گامهای سنجیده، این جنبش را از موقعیت کنونی عبور دهیم و پیشروی آتی آن را تضمین کنیم. بعد از یک دوره رکود، مبارزات دانشجویی در طی چند سال اخیر که چپ دانشجویی نقش بارزی در رهبری آن ایفا کرد منجر به کسب دستاوردهای دمکراتیک و مهمی در جنبش دانشجویی شد و آن را در موقعیت بمراتب مناسب تری قرار داد. این روند رو به پیش بعد از ضربات سال گذشته با وقفه روبرو شده است. به دنبال آن بحثهای مختلفی حول موانع و پیش شرط های پیشروی جنبش دانشجویی انجام گرفته و هنوز هم در جریان است.

دربطن مبارزات دانشجویی و مباحث درون آن بحثهایی هم حول سبک کار، شیوه سازماندهی و تشکل یابی در دانشگاه انجام گرفته  که خود را در دورویکرد و سبک کار متفاوت نشان داده است.  اخیرا هم مقاله از رفیق حامد محمدی ("کسب هژمونی در دانشکده ها" و گردش به راست دانشجویان سوسیالیست ) در نقد بیانیه دانشجویان سوسیالیست (در مورد وضعیت کنونی جنبش دانشجویی و مباحثات اخیرچپ دانشجویی  ) منتشر شده است . بحث من نه فقط در نقد مقاله رفیق محمدی، بلکه اساسا در شکافتن دو رویکرد متفاوت در سازماندهی جنبش دانشجویی است که رفیق محمدی خود به مثابه یکی از نمایندگان  رویکرد نخبه گرایانه  (که در ادامه بیشتر به آن میپردازم) در جنبش دانشجویی هستند. این دو رویکرد یکی درتاکید بر اتحاد با جنبش کارگری و دفاع از مطالبات این جنبش و دیگر جنبش های دمکراتیک اجتماعی بر اتخاذ استراتژی سوسیالیستی در درون جنبش دانشجویی پای می فشارد و با این جهت گیری  و حضور فعال  در مبارزات دانشجویان حول خواست و مطالبات صنفی و  دمکراتیک می خواهد زمینه های ایجاد تشکل توده ای دانشجویان را فراهم آورد و در این روند توده هر چه بیشتری از دانشجویان را به حقانیت راهکارهای استراتژی سوسیالیستی متقاعد کند .  رویکرد دوم تحت نام رادیکالیسم ، با رفرمیسم تلقی کردن مبارزات  روزمره دانشجویان حول خواست و مطالبات صنفی و دمکراتیک، عملا  در مقابل جنبش حی و حاضر شانه بالا می اندازد و خود را بی  وظیفه می کند.

....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 15  توسط حامد سعیدی  | 

 

سوسیالیسم یا بربریت
در حاشیه فجایع تراژدیک مردم غزه

حامد سعیدی

بیش از 20 روز از حملات گسترده دولت اسرائیل به نوار غزه میگذرد. تاکنون در پی این حملات بیش از 6 هزار نفر کشته و مجروح شده اند. از یک طرف حملات هوایی و زمینی ارتش اسرائیل با موشکهای مدرن و تانکهای زره ای و ادامه محاصره اقتصادی مردم فلسطین، از طرف دیگر پرتاب موشک از سوی نیروهای حماس به خاک اسرائیل، بیش از پیش سیاستهای جنگ افروزانه و بربریت دولتهای سرمایه داری و ارتجاع مذهبی را به نمایش میگذارد.

حملات پی در پی و ادامه محاصره و بستن مرزهای فلسطین و عوارض آن منجر به قتل، آوارگی، بی خانمان شدن، کمبود مواد غذایی و سوختی، کمبود وسایل بهداشتی و دارو در بیمارستانها و .... شده است. کودکان ، زنان و مردمان بی دفاع و غیر مسلح قربانیان اصلی این فجایع غیر انسانی هستند و مدام بر قربانیان این واقعه تراژدیک افزوده میشود. دولت اسرائیل بنا به موقعیت کنونی خود در منطقه و برای پیشبرد اهداف شوم خود، دست به کشتار وحشیانه  مردم بی دفاع فلسطین زده است. فجایع ببار آمده توسط دولت اسرائیل در موقعیتی است که اولا: این دولت در آستانه انتخابات و برای جبران و توجیه شکستی که سال پیش در پی جنگ یک ماهه با  حزب الله به دنبال داشت، اتوریته نظامیش زیر سوال رفته و زیر آماج حملات گسترده ای مابین ناسیونالیسم یهودی قرار گرفته بود. دوما: دولت اسرائیل با کشتار وحشیانه مردم غزه، تلاش می‌کند که آنها را وادار به عقب نشینی از خواست و مطالبات حق طلبانه و انسانی چند دهه خود کرده و مثل همیشه مبارزات و اعتراضات آنها را سرکوب کند که پرتاب راکتهای گروه حماس و تند روی آن را توجیه گر پیشبرد اهداف سیاسی و نظامیش می‌داند.

وجود نیروهای ارتجاعی حماس که بهانه ای است برای اعمال سیاستهای وقیحانه دولت اسرائیل علیه مردم فلسطین، بیانگر این است که از یک سو وجود جریانات ارتجاعی و اسلامی  که ریشه در عملکرد  سیاسی و اقتصادی نظام سرمایداری جهانی و فساد اداری و سیاسی حاکمان فلسطین، از طرف دیگر فقدان یک آلترنایو چپ و سوسیالیستی نیرومند در سازماندهی  اعتراضات مردم حق طلب، عملا زمینه واقعی عروج و رشد نیروهای ارتجاعی را فراهم آورده است. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 دی1387ساعت 10  توسط حامد سعیدی  | 

 

جنبش دانشجویی، افق و چشم انداز 

حامد سعیدی

کوتاه در باب عروج جنبش چپ دانشجویی

جنبش دانشجویی که در نیم قرن اخیر یکی از جنبشهای  پیشتازو رادیکال اجتماعی بوده است اکنون و بعد از طی کردن فراز و نشیبهای فراوانی  وارد دوره مهمی از مبارزات اجتماعی در فضای سیاسی ایران شده است. گرایش چپ و سوسیالیستی جنبش دانشجویی در این مقطع از مبارزه سیاسی، خود از یک طرف نتیجه برآمد مبارزات طبقاتی و پیشروی جنبش کارگری و از طرف دیگر نتیجه بن بست استراتژیک دفتر تحکیم وحدت و جریانات رفراندوم طلب سکولار بوده است. در دوران حاکمیت رژیم شاه، دانشگاه‌های ایران همیشه مرکز فعالیت های فکری و سیاسی چپ بوده است و اکثر رهبران و چهره‌های شناخته شده تاریخ چپ ایران از دل دانشگاه بیرون آمده‌اند. از طرفی دیگر به موازات حضور فعالین چپ در دانشگاه، همواره گرایشات  دیگری از جمله انجمن‌های اسلامی، لیبرالها و غیره که هر کدام برای کنترل و تحمیق جنبش دانشجویی، و تضعیف گرایش چپ در دانشگاه تلاش کرده اند در درون دانشگاه فعالیت داشته اند. لیبرالها‌ در تقابل با مارکسیسم همیشه در تلاش بوده‌اند که خود را به عنوان بهترین آلترناتیو به جامعه معرفی کنند، اما ناکارایی استراتژی و سیاسیت هایشان در مقاطع تاریخی مختلف، این شانس را از آنها گرفته است. از طرفی دیگر تاسیس نخستین انجمن اسلامی دانشجویان در دانشگاه تهران نیز پیش از هر هدفی، رویکردی فرهنگی در ستیز با مارکسیسم داشت.  رژیم  اسلامی سرمایه، بعد از سرکوب خونین انقلاب 57 و با تصفیه دانشگاهها از فعالین چپ و سوسیالیست (انقلاب فرهنگی)، سعی در ریشه کن کردن فعالین سوسیالیست از جامعه و دانشگاه را داشت. اگرچه این سرکوب شدید، جنبش چپ دانشجویی را برای یک دوره با رکود روبرو ساخت، اما رشد مبارزات طبقاتی و کارگری که ریشه در تضاد طبقاتی نظام سرمایه‌داری دارد فضای سرکوب و اختناق را تا حدودی شکست و امکان رشد دوباره جنبش چپ و سوسیالیستی را در دانشگاهها نیز فراهم آورد. در دهه 70 شرایط و فضای سیاسی جامعه، جنبش دانشجویان را در موقعیتی قرار داد تا از شکل فعلی خود خارج شده و با شرایط جدید خود را وفق دهند. بدین سان دفتر تحکیم وحدت به عنوان ستاد مرکزی انجمن‌های اسلامی دانشجویان، شکل سلول‌های تن فرسوده‌ای به نام اصلاح طلبی را به خود گرفتند تا برای مدتی کوتاه بار به آزمون گذاشتن پروژه های اصلاحات بر دوش دانشگاه قرار گیرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مهر1387ساعت 22  توسط حامد سعیدی  | 

 

محمود صالحی آزاد شد و بار دیگر شادی نثارخانواده و همه کارگران و انسانهای ازادیخواه شد!

 

محمود صالحی یکی از رهبران عملی، جسور و مبارز کارگری ایران که توسط رژیم جمهوری اسلامی ایران ، به جرم  برگزاری مراسم اول ماه مه (روز جهانی کارگر) دستگیر شده بود بعد از یک سال با مبارزه بی دریغ همه مبارزین راه آزادی و برابری انسانها از زندان مرکزی سنندج آزاد شد.

بی شک این یکی از موفقیت های مبارزه طبقه کارگر است که توانستند بار دیگر یکی از رهبران مبارز و جسور کارگری را در بین خود و در اغوش گرم خانواده اش ببینند.

محمود صالحی که برای یک لحظه هم دست از مبارزه در راه منافع طبقاتی طبقه کارگر و همه انسانها استثمار شده نظام سرمایداری بر نداشت و زندان را هم به کانون مبارزه خود و دفاع ازحقانیت جنبش کارگری تبدیل کرد و توانست با استواری و مقاومت همیشگی خود آزادی را بر نظام جهل و سرمایه تحمیل کند و خود را در بین هم طبقه ایها و همرزمانش ببیند و با ر دیگر طعم شادی و خوشحالی را نثار خانواده و همه انسانهای آزادیخواه کند.

من هم شادی و خوشحالی بی پایان خود را همراه با خانواده و همرزمان رفیق محمود صالحی شریک میدونم و لبخندهای شادمانه خانواده رفیق محمود به همه ما توان و نیروی مبارزه میبخشد  و دستان این کارگر مبارز "رفیق محمود صالحی " را به گرمی و  صمیمانه میفشارم و سلامتی جسمانی ایشان را آرزومندم.

آزادی محمود صالحی را به خانواده و همه انسانهای آزادیخواه تبریک میگویم.

زنده باد مبارزه راه رهایی طبقه کارگر

زنده باد محمود صالحی

                                                                               حامد سعیدی

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 13  توسط حامد سعیدی  | 

 

در دفاع از سوسیالیسم

نقدی بر خط مشی "ضرورت فعالیت به نام کومله"

حامد سعیدی

Hamed_s1917@yahoo.com

اخیرا تنی چند از افراد درون حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان این حزب (کومله) در نوشتار و گفتارشان  به انتقاد از حزب کمونیست ایران و کومله برخاسته و خواهان "فعالیت به نام کومله" و انحلال حزب کمونیست ایران هستند. اگر چه این رفقا در یک سال اخیر مخالفتشان را باسیاستهای حزب شدت بخشیده، اما هنوز خود فاقد سیاست و استراتژی مشخصی هستند. با وجود این، میتوان سیاست حاکم بر افکار این رفقا را شکافت و برای این مهم، لازم است که به عقب برگردیم و حوادث و تحولات سیاسی چند سال پیش را مختصرا یاد آوری کنیم.

بحث "فعالیت به نام کومله" زمانی اعلام موجودیت کرد که جنبش اصلاحات در ایران سر در آورده بود. اصلاح طلبان درون رژیم اسلامی برای کنترل جنبشهای آزادیخواه و مترقی برنامه ریزی میکردند و در تلاش برای کنترل و نفود سیاسی درون آنها بودند. در نتیجه این سیاستها، گفتگوی تمدنها شروع شد و دروازه باب دیالوگ گشودن یافت. طبیعتا جنبش انقلابی کردستان هم از زمره جنبشهای اجتماعی‌ایی است که رژیم از بدو به سر کار آمدنش در تلاش برای سرکوب و کنترل آن است اما به یمن مبارزات و جانفشانیهای کمونیستها و مشخصا حضور و نفوذ کومله، کمونیسم در کردستان اعتبار دارد و همین مشخصه، شرایط ویژه‌ای را در این بخش از ایران به وجود آورده است که رژیم اسلامی تلاش خود را دوچندان کرده بلکه این جنبش را به کنترل خود در آورد. اصلاح طلبی همراه با وعده و وعیدهای خاتمی و شعار کنار گذاشتن اختلافات، سیاست جدیدی بود که سرمایه‌داری ایران برای دوره‌ای بدان نیاز داشت. این واقعه بخشی از اپوزسیون ایران را دچار سرگیجه کرد. کومله هم به مثابه جریانی اجتماعی توده‌ای دستخوش این تحولات قرار گرفت. عده‌ای در درون کومله مستقیما علیه کمونیسم قد علم کرده و به نقد کمونیسم پرداختند. در این اوضاع و احوال سیاسی بود که آنها متوهم به این بودند که شاید تحت چنین شرایطی بتوانند به فعالیت در داخل کردستان همراه با پروژه اصلاحات راهشان را ادامه بدهند، که دیگر سوسیالیسم و تاکید بر نیروهای اجتماعی رادیکال در جامعه، راه چاره آنها نخواهد بود و جز همراهی با این استراتژی چیزی به فکرشان نرسید و برای توجیه این تغییر ریل سیاسی، تاریخ و مبارزه چندین ساله حزب کمونیست ایران را به باد انتقاد و مانع خود میدانستند. در ابتدا با طرح  شعار"فعالیت به نام کومله" خواهان انحلال حزب کمونیست ایران شدند. از آنجا که نتوانستند کل تشکیلات را با خود همراه کنند شعار بازسازی کومله را سر دادند و چندی بعد "سازمان زحمتکشان" در نتیجه این تغییر و تحولات دیده به جهان گشود. یکی دیگر از عوامل پیدایش این سازمان، سیاستهای آمریکا در منطقه بود. با حضور آمریکا در منطقه و مشخصا حمله به افغانستان و بعدا عراق، سازمان زحمتکشان تمامی سیاستهای خود را در گرو حمله آمریکا به ایران معطوف کرد چرا که اصلاحات سیاسی ایران ومذاکره این سازمان با سران جمهوری اسلامی کار را به جائی نرساند، اینبار حمله آمریکا به ایران و گرفتن قدرت از این طریق، سازمان زحمتکشان را سرمست کرد. سازمان زحمتکشان بعد از هفت سال ضدیت با کمونیسم و خدمت به سیاستهای راست و ارتجاعی باز هم به بن بست رسید که نتیجه آن به جنگ داخلی، ضد و خورد فیزیکی و سرانجام انشعاب منجر شد. انشعاب اخیر این سازمان از شکست سیاستهای پایه‌ریزی شده آنها حکایت دارد. حال هر کدام از این جریانات با یدک کشیدن نام "کومله" برای خود اعتبار میخرند. رهبری سازمان زحمتکشان در موقع انشعاب از کومله و حزب کمونیست ایران، نتوانست کل مخالفان حزب کمونیست را با خود همراه سازد و عده معدودی در مخالفت با رهبری این سازمان، ماندن در حزب کمونیست ایران و کومله را ترجیح دادند. با این اعتبار و در ادامه جدایی سازمان زحمتکشان از کومله و حزب کمونیست ایران، این بخش با همان پلاتفرم،  به همان نام و نشان و با این عنوان که، نیروی مبارزاتی در سطح سراسری در توان ما نیست و خود را  باید تنها در چهارچوب فعالیت تحت عنوان کومله و در کردستان ادامه دهیم، اعلام وجود کرده و حزب کمونیست ایران را مانعی برای تحقق اهدافشان قلمداد میکنند.  ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 22  توسط حامد سعیدی  |