نیروی مسلح جنبش کومهله، این ارتش کمونیستی
روز 31 خرداد 1356، رفیق سعید معینی (خانه) اولین پیشمرگ کومهله، که تازه از زندان ساواک آزاد شده بود، برای ماموریتی از جانب تشکیلات کومهله، به کردستان عراق میرود که در روستای "دری" نزدیک ماوت جان عزیزش را از دست میدهد و برای همیشه قلبش از تبش باز ایستاد. از آن پس از جانب کمیته مرکزی کومهله، روز جانباختن رفیق سعید معینی، به عنوان روز پیشمرگ کومهله نامگذاری شده است. روز 31 خرداد 1356 روزی تلخ و دردناک و در عین حال یک روز تاریخی، عزیز و فراموش نشدنی است. روزی است که ارتش نوپای کمونیستی کومهله، که مسیر پر از سنگلاخی را برای برقراری جامعهای انسانی و به دور از هر گونه تبعیضی پیش رو داشت، برای اولین بار، از دست دادن یکی از اعضاء برجسته و کمونیستش را تجربه میکرد.
روز پیشمرگ کومهله یادآور مبارزات، جانفشانیها، رشادت، جسارت و صداقت همه آن کسانی است که در ارتش کمونیستی کومهله، این نیروی مسلح جنبش انقلابی کردستان (کومهله)، در دفاع از انقلاب و دستآوردهای آن، در دفاع از حقانیت طبقه کارگر و قشر زحمتکش و زیر دست جامعه، متشکل شده بودند. رهبران کمونیست کومهله، رهبری جنبشی را بر عهده گرفتند و اقدام به تشکیل شوراهای کارگری، مردمی، محلات و اتحادیه دهقانان کردند. اربابان و خوانین را در دادگاههای علنی محاکمه و زمینهایشان را در بین دهقانان فقیر و ستمدیده تقسیم کردند و قدرت را به شوراها دادند. از آزادی زن و مرد صحبت میکردند، به کودک احترام میگذاشتند، علیه مذهب و افکار ارتجاعی و ناسیونالیسم تبلیغ میکردند و از تجارب انقلاب اکتبر بهره میگرفتند.
رژیم شاه، به عنوان محافظ طبقه سرمایهدار ایران که زیر فشار اعتراضات و مبارزات خستگی ناپذیر توده انقلابی ایران کمرش خم شده بود، با شروع اعتصابات کارگران نفت، آنچنان به زانو در آمد که طبقه سرمایهدار ایران نیز با همه کمکهای همه جانبه از حفظ این محافظ نافرجام ماند. بورژوازی ایران در جهت سرکوب انقلاب، نه در دفاع از آن، به ناچار چنین محافظی را بایستی بدرقه میکرد و در این شرایط حساس پذیرای رژیمی شد که توحشی سرسامآور را با خود به دوش میکشید. رژیم اسلامی سرمایه، با سرکوب خونین انقلاب 57 کارهای ناتمام رژیم شاه را تکمیل کرد، زندانهایش را با خون فعالین چپ و کمونیست رنگین و با تجربه دو چندان به سرکوب جنبش چپ در ایران پرداخت. دیری نپائید که رژیم اسلامی سرمایه، قدرت خود را تثبیت و برای سرکوب جنبش کومهله، راهی کردستان شد.
یورش وحشیانه رژیم اسلامی به کردستان، اعدامهای دسته جمعی خالخالی، شکنجه قهرمانان کمونیست و توحشهائی از این دست، نتوانست شکست جنبش انقلابی کردستان(کومهله) را به کرسی بنشاند. کمونیستهای متشکل در ارتش کمونیستی کومهله که با شعار "زنده باد سوسیالیزم" جان میدادند، با زندگی کوتاه خود راه را نشان دادند و جنبش کمونیستی کومهله را تقویت و پیروزی آن را آسانتر میکردند. ارتش کمونیستی کومهله برای سالها، فضا را به نفع جنبش کومهله عوض کرد. دفاع از دست آوردهای انقلاب به عنوان وظیفه سنگینی بر دوش رهبران کمونیست کومهله، ایجاب میکرد که جنبش کومهله وسعت یابد و از همین رو تعدادی از اعضا و کادرهای کومهله به شهرهای تهران، تبریز و ... رفتند و خود را سازمان دادند. اما درندگی و توحش رژیم اسلامی این فرصت را از بین برد. تشکیلات کومهله در تهران لو رفت و تعداد زیادی از بهترین کمونیستها و کادرهای کومهله توسط رژیم اسلامی دستگیر، زندان و سپس اعدام شدند. اگرچه رژیم اسلامی ضربه مهلکی را متوجه کومهله کرد، اما عزم راسخ کمونیستهای متشکل در ارتش کمونیستی کومهله، تعدادی از فعالین چپ و سازمانهای سیاسی دیگر را نیز تحت تاثیر قرار داد و آنها را به طرف خود کشاند، اینچنین بود که در سال 1363 در جواب به یک نیاز تاریخی، حزب کمونیست ایران تشکیل شد. با تشکیل حزب کمونیست ایران آن هم در شرایطی که رژیم اسلامی با تمام توانش به قتل و عام کمونیستها پرداخته بود، نور امیدی را در دل همه فعالین چپ و کمونیست تابیدن گرفت، حتی عدهای از زندانیان سیاسی که عضو سازمانهای سیاسی دیگری بودند، در درون زندان تشکیلات حزب کمونیست ایران را درست کردند که همانجا لو رفتند و حکم دیگری گرفتند.
امروزه علیرغم سه دهه تلاش رژیم اسلامی سرمایه، سلطنتطلبان، حزب دمکرات، ارتجاع محلی و نیز تلاشهای بیوقفه سازمان زحمتکشان و چپ اپورتونیسم حکمتیسم در جهت تحریف این تاریخ، هنوز نام کومهله چه به عنوان یک جنبش و نیز بازوی نظامی این جنبش، با کارگر و کمونیزم عجین شده است. دفاع از میراث کومهله و تاریخ انسانهای کمونیست و شریفی که در سنگرهای جنگ با ارتجاع اسلامی و در زندانهای رژیم اسلامی سرمایه و پای جوخههای اعدام سربلندانه و با شعار "زنده باد سوسیالیزم" جان عزیزشان را برای تحقق آرمان سوسیالیستیشان، برای دنیای برابر، انسانی و آزاد از دست دادند، یاد آور دفاع از حرمت و کرامت انسانی بشر است. یادآور دفاع از کارگرانی است که به جرم دفاع از ابتدائیترین خواستههایشان به بند کشیده میشوند. یادآور دفاع از جوانان طبقه کارگری است که با وجود حاکمانی ضد انسانی که بر دریای نفت حاکم هستند، از بیکاری به اعتیاد و فحشا کشیده شدهاند، یادآور دفاع از زنانی است که علاوه بر وجود یک آپارتاید جنسی حاکم بر ایران برای امرار معاش مجبور به تن فروشی و فروختن کلیههایشان هستند، یاد آور دفاع از زنان و دانشجویانی است که به خاطر ابراز عقیده برابری طلبانهشان در بند کشیده شدهاند و نیز یادآور دفاع از کودکان و جوانان طبقه ستمدیدهای است که به جای تحصیل و شکوفای استعدادشان مجبور به کار میشوند و یا در گوشه و کنار خیابانها در حسرت یک زندگی انسانی نظآرهگرند.
روز پیشمرگ کومهله، این کمونیستهای مبارز و خستگی ناپذیر گرامیباد.
هیرش حسینی
31 خرداد 1387










